تقدیم به همه ی معلمان و اساتید عزیز، گرامی و مهربانم چه آنان که در قید حیات اند و هم چنان چون شمعی فروزان می سوزند و می سازند و چه آن کسانی که شمع وجودشان خاموش گشته اما پرتو اشعه های آن جهان را روشن ساخته و نام ایشان تا ابد جاودانه  مانده است.

ای معلم ای نفس در جان من

ای معلــم خون هر شریان من

ای معلـــم ای تجلیگــــاه مــن

ای که نـورت پرتــو ایمــان مـن

اسداله تعالی رودی

مقدمه :

(لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه

و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) (آل عمران/ آیه 461)

قرآن‌کریم به‌عنوان چراغ پرفروغ و سراج وهاج که کامل‌ترین برنامه و قوانین را برای سعادت بشر دارد در آیات نورانیش مکتب تعلیم و تربیت اسلامی را به زیبائی هرچه تمام ترسیم کرده است و خداوند را به‌عنوان اولین معلم بشر معرفی کرده که به پیامبرش در آغاز بعثت فرمود: «اقراء باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم» (سوره علق) و این‌چنین مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به‌عنوان مکتبی ممتاز، مستقل و با مبانی و اصول مشخص پدیدار شد که در این مکتب علم و دانش، معلم و متعلم (شاگرد و مربی)، مدرسه و مکتب‌خانه از جایگاه بسیار ارزشمند و رفیعی برخوردارند.

کلمات رب، ربنا، ربکم، ربک، ربه، ربها، ربهم، ربی، ربهما، ربکما که در قرآن کریم آمده است بیانگر ربوبیت ذات مقدس احدیت می باشد و اصل رب تربیت است و آن عبارت از ایجاد شیء است تا به تدریج او را به مقصد کمال و تمام رهنمون سازد. با توجه به همین جایگاه تعلیم و تربیت است که هدف از بعثت پیامبران تعلیم کتاب و حکمت و پرورش و تصفیه روح از ناخالصی ها معرفی شده است و در کلمات رسول الله (ص) آمده است (بالتعلم ارسلت)، (بعثت معلما)، (بعثت لا تمم مکارم الاخلاق) که این جملات بیانگر آن است که اسلام در زمینه تعلیم و تربیت دارای مکتبی ممتاز، مستقل با مبانی و اصولی مشخص و الهی است از جمله مبانی مطرح در مکتب تعلیم و تربیت اسلام اصل خدا محوری یا اخلاص، اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران،اصل توکل و اعتماد به نفس، اصل آیت بودن و نشانه شدن بسوی کمال مطلق، اصل مدارا و دوری از سخت گیری وتکلف، اصل عقلانی بودن نظام تعلیم و تربیت و اصل حاکمیت دادن به تعلیم و تربیت الهی می باشد. در مکتب تعلیم و تربیت اسلام فراگیری علم و دانش همراه با تهذیب و تربیت دینی هدف رسالت نبوی شمرده شده و برای تحصیل علم نه محدودیت زمانی دارد و نه مکانی و از نظر معلم مرز نمی شناسد چرا که علم و حکمت را گمشده مومن می داند که نزد هر کس بیابد آن را می گیرد. در مکتب اسلام تمام افرادش باید معلم باشند و تمام افرادش متعلم، همه باید هم تحصیل کنند و هم تدریس نمایند و انسان ها را الهی تربیت کنند.

معلمی وظیفه ای بس گرانقدر و ارزشمند در اسلام است. اولین معلم خداوند متعال است که فرمود: الرحمن، علم القرآن... خداوند رحمان قرآن را آموخت... دومین معلم، پیامبر اکرم(ص) است که خود فرمود: من معلم برانگیخته     شده ام و ائمه اطهار و بزرگان دین نیز هر یک معلمانی برجسته و راهنمایانی بس شایسته بوده اند.

اسداله تعالی رودی

بهار 90

چکیده

در این مقاله علاوه بر نگرشی کلی به مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به جایگاه معلم و رسالت معلم از منظر آیات وحیانی قرآن کریم و احادیث پرداخته ‌شده است و رسالت یک معلم قرآنی را همان رسالت خداوند و رسالت رسولان الهی در هدایت، سرپرستی و خروج از ظلمات به سوی نور و رشد و کمال بخشی انسان به قرب حضرت حق است. «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین» (آل عمران/ آیه 461)

مقام معلم مقام والایی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده می‌شوند. چنان چه در احادیث و سخنان بزرگان آمده است و فرموده‌اند: «ان العلما ورثه الانبیاء»، یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند. با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی‌هایی که می‌تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد احصاء کرده‌ایم که به ترتیب عبارت اند از : ریشه اساسی اخلاص در نیت و عمل همان تصفیه و تزکیه و پالایش درون باطن از همه آلودگی‌هاست.

  معنای عالم  باتوجه به دو تعریف از علم را می توان از دو نگاه مورد بررسی قرار داد که در نگاه اول به علم که نگاه ترکیبی به معرفت است خداوند معلم اول و پیامبر معلم ثانی است.اما در نگاه دوم که نگاه تفکیکی به شاخه ای معرفت است. معلم اول ارسطو است . امروزه در زبان پارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت بکار برده می شود.1- معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است.  2-کلمه علم در معنای دوم منحصراً به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشند... علم در این جا در برابر همه دانستنیهایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند.

مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است که عبات اند از :دعوت به سوی خدا و تربیت الهی ، دعوت به سوی نور و تربیت نورانی ، دعوت به سوی اصلاح جامعه و تربیت صالح ، دعوت به پاک سازی و تربیت اخلاقی و دعوت به سوی علم و دانش و تربیت قرآنی.

با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی هایی که می تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد   عبارت اند از : اخلاص در نیت و عمل ، تقید به عمل صالح ، حسن خلق و فروتنی ، علو همت و عفت نفس ، عالم به مقتضیات زمان، توجه به مسولیت معلمی و احساس مسئولیت (احساس بعثت) در همه حالات و زمان ها و ایجاد زمینه برای شکوفائی ورشد تفکر و تعقل و معنویت در متربیان.علم از نظر قرآن یکی ازچیزهایی است که خدابه وسیله ی اعطاء آن بر پیغمبران وانسان ها منت می نهد: خداوند در حق مؤمنان لطف کرد. بدانگاه که پیغمبری از خودشان را به سوی شان روانه داشت پیغمبری که آیات خدا را بر آنان می خواند و ایشان را پاکیزه می دارد و بدیشان کتاب آسمانی قرآن و اسرار شریعت می آموزد هر چند که پیش تر در گمراهی آشکار بوده باشند... . علم از نظر حدیث، میراث پیغمبران، مایه حیات اسلام، و از زمره افضل عبادات است:دانش میراث من وتوکه پیغمبران پیش از من است... .

در اسلام تحصیل دانش، محض فرزانگی صرف نیست، بلکه دانش باید مایه بینش گردد، و بینش هم منتهی به پرستش خدا شود.علاوه بر آن تحصیل علم باید در انسان ایجاد تقوا کند، چرا که قدرت مادی و علم فراوان اگر با تقوا همراه شود مایه سعادت است والا باعث شقاوت. قرآن ، نخستین معلم، خدا ، دومین معلم، پیغمبران و سومین معلم، علما و فرزانگان معرفی می کند.

 مفهوم علم

* امروزه در زبان پارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت بکار برده می شود.

1- معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن کریم به این معنا اشاره دارد که  « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون آیا یکسانند آنان که می دانند و آنان که نمی دانند.» (زمر/ 9)از این منظر به همه دانستنی ها صرف نظر از نوع آن ها علم گفته می شود مطابق این معنا، اخلاق، ریاضات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم اند... کلمه   Knowledge در انگلیسی وConnaissance   در فرانسه معادل این معنا علم اند.

  2-کلمه علم در معنای دوم منحصراً به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشند... علم در این جا در برابر همه دانستنی هایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند. اخلاق (دانش خوبی ها و بدی ها) متافیزیک (دانش احکام و عوارض مطلق هستی) عرفان (تجارب درونی و شخصی) منطق (ابزار هدایت فکر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بیرون از علم به معنای دوم آن قرارمی گیرند و همه به این معنا غیر علمی اند کلمه SCIENCE در انگلیسی و فرانسه معادل این معنا علم اند.

 دیده می شود که علم در این معنا بخشی ازعلم به معنای اول را تشکیل  می دهد و به سخن دیگر علم تجربی نوعی از انواع دانستنی های بسیاری است که در اختیار بشر می تواند قرار گیرد. رشد علم به معنای دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حالی که علم به معنای مطلق آگاهی (معنای اول) تولدش با تولد بشریت هم آغاز است. آیه قرآنی «خلق الانسان علمه البیان» (خداوند رحمن انسان را آفرید و بیان را به وی تعلیم داد/ رحمن/4و3) بهترین موید این معناست.

  معنای عالم  باتوجه به دو تعریف از علم

 ـ در نگاه اول به علم که نگاه ترکیبی به معرفت است خداوند معلم اول و پیامبر معلم ثانی است چرا که پس از تعلیم آدم توسط خداوند دستور «قال یا آدم انبئهم باسمائهم» (ای آدم ملائکه را به این اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم علیه السلام داده شده این بدان جهت است که اساساً هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگستنی دارد در بیان رسا و جامع سید شهیدان امام حسین (ع) این معنا به خوبی  روشن  است  که:

«ما خلق العباد الا لیعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نیافرید مگر برای آن که او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند کرد. ـ در این معنا هدف از ارسال معلم ثانی ارائه معرفتی است که انسان بواسطه آن به عبادت  می رسد «هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم تیلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب  و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین» (اوست خدایی که پیامبر بزرگوار از میان شان  برانگیخت تا بر آنان آیات وحی را تلاوت کند و آنان را پاک سازد و شریعت کتاب و حکمت الهی را بیاموزد که پیش از این همه در ورطة جهالت و گمراهی بودند(جمعه/2) در این آیه همه علوم از جمله بیان، اخلاق،‌ تعلیم کتاب و حکمت، برای رهایی از گمراهی  و یافتن راه هدایت (عبادت) توسط پیامبر(ص) معرفی شده است.

 ـ در نگاه دوم که نگاه تفکیکی به شاخه ای معرفت است. معلم اول ارسطو است  چرا  که : وی نخستین واضع علم منطق بود ... و راه دلیل و برهان منطقی را باز نمود ، و معلم ثانی نیز ابونصر فارابی است  به خاطر آن که او اول بار کتب  حکمت یونانی را  که  ارسطو و غیره  تحریر کرده اند از یونانی به عربی ترجمه کرد و تعلیم داد... .

 قرآن کریم به عنوان چراغ پر فروغ و سراج وهاج که کامل ترین برنامه و قوانین را برای سعادت بشر دارد در آیات نورانی اش مکتب تعلیم و تربیت اسلامی را به زیبائی هرچه تمام ترسیم نموده است و خداوند را به عنوان اولین معلم بشر معرفی نموده که به پیامبرش در آغاز بعثت فرمود: ( اقراء باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم) (سوره علق) و این چنین مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به عنوان مکتبی ممتاز، مستقل و با مبانی و اصول مشخص پدیدار گردید که در این مکتب علم و دانش، معلم و متعلم (شاگرد و مربی) و مدرسه و مکتب خانه از جایگاه بسیار ارزشمند و رفیعی برخوردارند. ما در این مقاله علاوه بر نگرشی کلی به مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به جایگاه معلم و رسالت معلم و ویژگی های یک معلم از منظر آیات وحیانی قرآن کریم و روایات نورانی حضرات معصومین (علیهم السلام) پرداخته ایم و رسالت یک معلم قرآنی را همان رسالت خداوند و رسالت رسولان الهی در هدایت، سرپرستی و خروج از ظلمات به سوی نور و رشد و کمال بخشی انسان به قرب حضرت حق دانسته ایم .

 مفهوم علم و معلم

کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی می‌شود.

معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آن هایی که می‌دانند با آن هایی که نمی‌دانند یکسان نیستند»از این دیدگاه  به همه‌ی دانستنی‌ها ،  صرف نظر از نوع آن علم اطلاق می‌شود. اما در نگاه خاص‌تر به علم، صرفاً به دانستنی‌هایی اطلاق می‌شود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانش هایی قرار می‌گیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکل‌گیری است. معلم نیز از کلمه علم بدست می‌آید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن می‌فرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.  در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیده‌اند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافته‌اند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند.

 بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم  شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح می‌توان یافت.

    معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است، یاد می‌دهد، به کمک نور تذکر، تنبیه و یادآوری، اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکی‌ها و آلودگی‌ها بیرون می‌آورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق می‌دهند.

هدف علم:

بطور خلاصه  به دو نکته ی تکان دهنده اشاره می کنیم:

الف- در اسلام تحصیل دانش، محض فرزانگی صرف نیست، بلکه دانش باید مایه بینش گردد، و بینش هم منتهی به پرستش خدا شود:

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ (ذاریات/ 56)

[پری ها وانسان ها را جز برای پرستش خویش نیافریده ام...]

به عبارت دیگر علمی معتبر است که با عمل تلفیق گردد:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ (بینه/7)

[کسانی که ایمان می آورند و کارهای شایسته می کنند، بهترین مردمانند...]

ب- علاوه بر آن تحصیل علم باید در انسان ایجاد تقوا کند، چرا که قدرت مادی و علم فراوان اگر با تقوا همراه شود مایه سعادت است والا باعث شقاوت:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ (حجرات /13)

[قطعاً پرهیزگارترین شما، گرامی ترین شما در پیش گاه خدا است...]

 مقام علم ازدیدگاه قرآن:

علم از نظر قرآن یکی ازچیزهایی است که خدابه وسیله ی اعطاء آن بر پیغمبران وانسانها منت می نهد:

 لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ (آل عمران/64)

خداوند در حق مؤمنان لطف کرد. بدانگاه که پیغمبری از خودشان را به سوی شان روانه داشت پیغمبری که آیات خدا را بر آنان می خواند و ایشان را پاکیزه می دارد و به ایشان کتاب آسمانی قرآن و اسرار شریعت می آموزد هر چند که پیش تر در گمراهی آشکار بوده باشند...

مقام علم از دیدگاه حدیث:

علم از نظر حدیث، میراث پیغمبران، مایه حیات اسلام، و از زمره افضل عبادات است:

«العلم میراثی ومیراث الانبیا قبلی»

 [دانش میراث من وتوکه پیغمبران پیش از من است...]

مکان وزمان کسب علم:

گستره ی زمانی و مکانی دانش اندوزی در اسلام، در ازای عمر انسان، و پهنای جهان است:

« طلب العلم فریضه علی کل مسلم»

[تحصیل علم بر هر مسلمانی واجب است...]

مقام معلم از دیدگاه قرآن:

نخستین معلم، خدا است:« وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا» (بقره/31)

[به آدم نام های (اشیا و خواص و اسرار چیزهایی را که نوع انسان از لحاظ پیشرفت مادی و معنوی آمادگی فراگیری آن ها را داشت، به دل او الهام کرد و بدو) همه را آموخت...]

  دومین معلم، پیغمبرانند:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَیِّنَاتِ (روم/47)

[ما پیش از تو، پیغمبران بزرگواری به سوی اقوام خود روانه کرده ایم و ایشان برای آنان دلیل ها و برهان ها ذکر کرده اند و بدیشان معجزات روشنی  نموده اند...]

سومین معلم، علما و فرزانگانند:

الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا (احزاب/39)

[کسانی هستند که رسالت های خدا را می رسانند و از او می ترسند و از کسی جز خدا نمی ترسند، و کافی است که خدا حسابرس باشد...]

اسلام معلم را به‌عنوان پدر روحانی معرفی می‌کند و می‌گوید: «اب معلمک» یعنی یکی از پدران ثلاثه تو، معلمی است که به تو دانش می‌آموزد و بنابراین تمام حقوقی که درباره پدر و مادر رعایت می‌شود باید در حق معلم به‌صورت کامل‌تری رعایت شود. نام معلم چنان باعظمت است که در جای جای متون اسلامی از او تجلیل به عمل آمده تا به آن حد که خداوند علیم خود را معلم خوانده و رسول‌الله(ص) فرموده‌اند: «انما بعثت معلما»، امام خمینی‌(ره) نیز در این مورد فرموده‌اند: «معلم اول، خدای تبارک و تعالی است که اخراج می‌کند مردم را از ظلمات به نور و به‌وسیله انبیا و آیات وحیانی مردم را دعوت می‌کند به نورانیت، دعوت می‌کند به کمال، به عشق و به محبت و به مراتب کمالی که از برای انسان است، دعوت می‌کند. به دنبال او انبیا هستند که همان مکتب الهی را نشر می‌دهند و آن ها هم شغل‌شان تعلیم است، معلمند، معلم بشرند، آن ها هم شغل شان این است که مردم را تربیت کنند و انسان را تربیت کنند که از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد.

مقام معلم مقام والایی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده می‌شوند. چنان چه در احادیث و سخنان بزرگان آمده است و فرموده‌اند: «ان العلما ورثه الانبیاء»، یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند.

معلم شمع سوزان و فروزان هدایت است که نورش بر اساس حدیث مشهور «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» از منبع اصلی نور یعنی خدا دریافت داشته و برای نورافشانی قلوب و بینا کردن آن‌ها به منظور هدایت در طرح مستقیم و رسیدن به قرب الهی که مقصد نهایی انسان است تلاش می‌کند، معلم راهبر دل‌ها به قله‌های کمال و سعادت است معلم به مثابه باغبانی دل سوز است که بذر ایمان می‌افشاند و گل تقوا می‌پروراند.

جایگاه و شأن معلم و استاد تا بدان جاست که رسول الله (ص) در کلامی به حضرت علی (ع) فرموده‌اند:« یا علی اگر یک فرد به وسیله تو و (به مدد الهی) طریق هدایت را باز یابد و به حق رهنمون گردد پر ارزش تر و بهتر از آن است که     ما لک شتران سرخ موی فراوان باشی.»

معلمان مایه حرکت و برکت جامعه هستند و حضرت علی(ع) فرموده است: «العلما باقون ما بقی الدهر اعیانهم مفقوده و امثالکم فی القلوب موجوده» دانشمندان تا پایان جهان زنده‌اند، شخص آن ها در میان نیست اما آثارشان در قلب‌ها موجود است و چنین است که علما به مقام شفاعیت می‌رسند.»

پیامبرگرامی اسلامی در این مورد فرموده‌اند: «یشفع یوم القیامه الانبیاء ثم العلما، ثم الشهداء» روز قیامت نخست انبیا شفاعت می‌کنند، سپس علما و بعد از آن ها شهیدان، و چنین است که از خدا می‌ترسند و به مقام عالی خشیت می‌رسند، یعنی تنها دانشمندان هستند که از خدا می‌ترسند و خشیت یعنی ترس از مسوولیت توأم با درک عظمت مقام پروردگار و این حالت خشیت مولود سیر در آیات آفاقی و انفسی و آگاهی از علم و قدرت پرودگار و هدف آفرینش است.

در نظام تعلیم و تربیت اسلام معلم مسوول تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می‌آید و مسوول تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می‌آید و مسوول تمام انسان‌هایی است که زیردست او باید تربیت بشوند. معلم اگر خودسازی کند و تهذیب نفس کند و حاکم بر خود باشد افراد یک جامعه صالح و صالحه خواهند بود و اگر خدای ناخواسته معلم تربیت دینی نداشته باشد سبب انحراف نسل‌ها و عصرها می‌شود و جامعه‌ای را به خرابی می‌کشاند و همه سعادت‌ها و همه شقاوت‌ها از مدرسه‌هاست و کلیدش به دست معلم است و این موضوع حکایت گر جایگاه خطیر و بسیار مهم معلم و مربی است، امام باقر (ع) فرموده‌اند: «عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد»

پس از نهاد خانه و خانواده که کانون پر مهر و محبت پدر و مادر است مدرسه مهم‌ترین مکان برای تعلیم و تربیت است جایی که محل بروز و ظهور رسالت خطیر معلمی است که اگر او معلمی کند راه انحراف بسته می شود و در     زندان ها مسدود می گردد. مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است.

یکی از اهداف عالیه در دعوت انبیا که سرلوحه کار آن ها محسوب می‌شود دعوت به خدا و تربیت مردم برای حرکت در مسیر کمال معبود است. خداوند متعال از زبان پیامبراکرم (ص) می‌فرماید: «الا تعبدوا الا الله ) نخستین دعوت من این است که به جز خدای یگانه را نپرستید.» و معلم بایستی همه چیزش برای خدا باشد (اقراء باسم ربک الذی خلق) آموزشش برای خدا، تربیتش برای خدا، اعمالش برای خدا، نشستنش برای خدا، سکوتش برای خدا، با توجه به خداست که می‌شود تربیت الهی کرد.

در قرآن‌کریم آمده است «رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الی النور»، یکی از اهداف عالیه در دعوت انبیا اخراج مردم از ظلمات به سوی نور بوده است که با تلاوت آیات الهی آن ها را از ظلمت‌های کفر، جهل، گناه و فساد اخلاق بیرون آورده به سوی نور ایمان و تقوی و سعادت هدایت می‌کند.

رسالت معلم در جامعه همان رسالت خداوند است که فرموده است: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» یعنی خدای تبارک و تعالی ولی مومنین است و آن‌ها را از ظلمات به سوی نور خارج می‌کند. نقش سرپرستی، دلسوزی و خروج آگاهانه افراد از ظلمات به سوی نور به عهده معلم گذاشته شده است، معلم همانند انبیاء که معلم بشریت هستند، بشریت را معلمی می‌کند و چه بسا با تربیت نورانی یک نفر جهانی را متحول کند.

در قرآن‌کریم آمده است «ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله» من جز اصلاح تا آنجا که توانایی دارم و توفیق من جز به خدا نیست. این شعار تربیتی همه انبیا الهی بوده که توأم با عمل تربیتی آنها اسباب اصلاح در تفکر، اندیشه، اخلاق و نظامات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه را در همه ابعاد پدید آورده است و رسالت معلمی نیز چنین است که با کسب توفیق الهی به اصلاح فرهنگ و تربیت فکر و مغزهای متفکر می‌پردازد تا تمامی عرصه‌های جامعه به سمت اصلاح حرکت کند.

در قرآن‌کریم آمده است «فقولا قولا لینها لعله یتذکر او یخشی» این آیه اشاره لطیفی به این حقیقت است که رسالت انبیا برای پاکسازی انسان‌ها و بازگرداندن طهارت فطری نخستین به آن هاست. نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عطوفت انسانی است. هدف آن است که مردم جذب بشوند، متذکر شوند راه پیدا کنند. توقع اصلاح جامعه بدون اصلاح مربیان و معلمان آن جامعه توقعی بی‌جا و نارواست. لذا پاکسازی و خودسازی را هرکس باید خودش شروع کند و عقاید و اخلاق و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد آن وقت به اصلاح دیگران بپردازد. تربیت اخلاقی کند و احساس مسئولیت اخلاقی را در همه عرصه ها در متربیان رشد دهد و آن ها را متعهد به جامعه اسلامی تحویل دهد.

با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی‌هایی که می‌تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد احصاء کرده‌ایم که به ترتیب عبارت اند از : ریشه اساسی اخلاص در نیت و عمل همان تصفیه و تزکیه و پالایش درون باطن از همه آلودگی‌هاست. امام صادق (ع) می‌فرماید: «کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم»، امام صادق(ع) هم‌چنین می‌فرمایند: اثر تعلیم معلم بدون عمل صالح را به بارانی تشبیه می‌کند که روی صخره می‌ریزد و بر روی آن می‌لغزد و تأثیری ندارد.

 جایگاه معلم در مکتب تعلیم و تربیت اسلامی:

 اسلام معلم را به عنوان پدر روحانی معرفی می کند و می گوید: (اب معلمک) یعنی یکی از پدران ثلاثه تو، معلمی است که به تو دانش می آموزد و بنابراین تمام حقوقی که درباره پدر و مادر رعایت می شود باید در حق معلم به صورت کامل تری رعایت گردد. نام معلم چنان با عظمت است که در جای جای متون اسلامی از او تجلیل به عمل آمده تا به آن حد که خداوند علیم خود را معلم خوانده و رسول الله (ص) فرموده اند: (انما بعثت معلما). امام خمینی (ره) فرموده اند: ( معلم اول، خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیاء و آیات وحیانی مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به عشق، دعوت می کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. به دنبال او انبیاء هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند و آنها هم شغلشان تعلیم است، معلمند، معلم بشرند، آن ها هم شغلشان این است که مردم را تربیت کنند و انسان را تربیت کنند که از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد.

مقام معلم مقام والایی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده      می شوند. چنان چه امام صادق (ع) فرموده اند: (ان العلما ورثه الانبیاء) یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند.

معلم شمع سوزان و فروزان هدایت است که نورش بر اساس حدیث مشهور (العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء) از منبع اصلی نور یعنی خدا دریافت داشته و برای نورافشانی قلوب و بینا نمودن آنها به منظور هدایت در طرح مستقیم و رسیدن به قرب الهی که مقصد نهائی انسان است تلاش می کند، معلم راهبر دل ها به قله های کمال و سعادت است معلم به مثابه باغبانی دل سوزاست که بذر ایمان می افشاند و گل تقوا می پروراند.

جایگاه و شأن معلم و استاد تا بدان جاست که رسول الله (ص) در کلامی به امام علی (ع) فرموده اند:

(یا علی اگر یک فرد بوسیله تو و (بمدد الهی) طریق هدایت را باز یابد و به حق رهنمون گردد پر ارزش تر و بهتر از آن است که مالک شتران سرخ موی فراوان باشی)

معلمین مایه ی حرکت و برکت جامعه هستند و امام امیر المومنین علی (ع) فرموده است: ( العلما باقون ما بقی الدهر اعیانهم مفقوده و امثالکم فی القلوب موجوده) دانشمندان تا پایان جهان زنده اند، شخص آن ها در میان نیست اما آثارشان در قلب ها موجود است و چنین است که علما به مقام شفاعیت می رسند)

رسول الله (ص) فرموده اند: (یشفع یوم القیامه الانبیاء ثم العلما، ثم الشهداء) روز قیامت نخست انبیاء شفاعت      می کنند، سپس علما و بعد از آن ها شهیدان، و چنین است که از خدا می ترسند و به مقام عالی خشیت می رسند، یعنی تنها دانشمندان هستند که از خدا می ترسند و خشیت یعنی ترس از مسولیت توأم با درک عظمت مقام پروردگار و این حالت خشیت مولود سیر در آیات آفاقی و انفسی و آگاهی از علم و قدرت پرودگار و هدف آفرینش است.

در نظام تعلیم و تربیت اسلام معلم مسؤل تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می آید و مسول تمام انسان هایی است که زیر دست او باید تربیت بشوند. معلم اگر خودسازی کند و تهذیب نفس نماید و حاکم برخود باشد افراد یک جامعه صالح و صالحه خواهند بود و اگر خدای ناخواسته معلم تربیت دینی نداشته باشد سبب انحراف نسل ها و عصرها می گردد و جامعه ای را به خرابی می کشاند و همه سعادت ها و همه شقاوت ها از مدرسه هاست و کلیدش به دست معلم است و این موضوع حکایت گر جایگاه خطیر و بسیار مهم معلم و مربی است، امام باقر (ع) فرموده اند: (عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد)

معلم در آیات و روایات:

   همان گونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم»و در سوره الرحمن می‌خوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آن گاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیه‌ای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»، خداوند آنان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علم‌اند، چندین درجه بالا می برد. و یا « قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»بگو آیا آن هایی که می‌دانند با آن هایی که نمی‌دانند برابرند؟رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرموده‌اند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شده‌ام»و یا حضرت علی(ع) می‌فرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدن های شان مفقود و آثار آنان در قلب‌ها موجود می‌باشد .

پیامبر اعظم فرموده‌اند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»

    آوردن حتی شمه‌ای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمی‌گنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا می‌کنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیش تر و بهتر دنبال نماییم. معلمی در منظر آیات و روایات جلوه‌ای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن می‌توان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.

 رسالت معلمان و مربیان:

پس از نهاد خانه و خانواده که کانون پر مهر و محبت پدر و مادر است مدرسه مهم ترین مکان برای تعلیم و تربیت است جائی که محل بروز و ظهور رسالت خطیر معلمی است که اگر او معلمی کند راه انحراف بسته می شود و در   زندان ها مسدود می گردد. مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است که به ترتیب به طرح آن ها می پردازیم.

  • 1- دعوت به سوی خدا و تربیت الهی: یکی ازاهداف عالیه در دعوت انبیاء که سر لوحه کار آن ها محسوب می شود دعوت به خدا و تربیت مردم برای حرکت در مسیر کمال معبود است. خداوند متعال از زبان پیامبر اکرم (ص) می فرماید: (الا تعبدوا الا الله ) نخستین دعوت من این است که به جز خدای یگانه را نپرستید.

و معلم بایستی همه چیزش برای خدا باشد (اقراء باسم ربک الذی خلق) آموزشش برای خدا، تربیتش برای خدا، اعمالش برای خدا، نشستنش برای خدا، سکوتش برای خدا، با توجه به خداست که می شود تربیت الهی نمود.

  • 2- دعوت به سوی نور و تربیت نورانی:

در قرآن کریم آمده است ( رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الی النور) یکی از اهداف عالیه در دعوت انبیاء اخراج مردم از ظلمات به سوی نور بوده است که با تلاوت آیات الهی     آن ها را از ظلمت های کفر، جهل، گناه و فساد اخلاق بیرون آورده به سوی نور ایمان و تقوی و سعادت هدایت می نماید. رسالت معلم درجامعه همان رسالت خداوند است که فرموده است: ( الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور) یعنی خدای تبارک و تعالی ولی مومنین است و آنها را از ظلمات به سوی نور خارج می کند. نقش سرپرستی، دلسوزی و خروج آگاهانه افراد از ظلمات به سوی نور به عهده معلم گذاشته شده است، معلم همانند انبیاء که معلم بشریت هستند، بشریت را معلمی می کند و چه بسا با تربیت نورانی یک نفر جهانی را متحول کند.

  • 3- دعوت به سوی اصلاح جامعه و تربیت صالح:

در قرآن کریم آمده است (ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله) من جز اصلاح تا آنجا که توانایی دارم و توفیق من جز به خدا نیست. این شعار تربیتی همه ی انبیاء الهی بوده که توأم با عمل تربیتی آن ها اسباب اصلاح در تفکر، اندیشه، اخلاق و نظامات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه را در همه ی ابعاد پدید آورده است. و رسالت معلمی نیز چنین است که با کسب توفیق الهی به اصلاح فرهنگ و تربیت فکر و مغزهای متفکر می پردازد تا تمامی عرصه های جامعه به سمت اصلاح حرکت نماید.

 4- دعوت به پاکسازی و تربیت اخلاقی :

در قرآن کریم آمده است (فقولا قولا لینها لعله یتذکر او یخشی) این آیه اشاره لطیفی به این حقیقت است که رسالت انبیاء برای پاکسازی انسان ها و بازگرداندن طهارت فطری نخستین به آنها است. نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عطوفت انسانی است. هدف آن است که مردم جذب بشوند، متذکر شوند راه پیدا کنند.

توقع اصلاح جامعه بدون اصلاح مربیان و معلمان آن جامعه توقعی بی جا و نارواست. لذا پاک سازی و خودسازی را هر کس باید خودش شروع کند و عقاید و اخلاق و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد آن وقت به اصلاح دیگران بپردازد. تربیت اخلاقی کند و احساس مسئولیت اخلاقی را در همه عرصه ها در متربیان رشد دهد و آن ها را متعهد به جامعه اسلامی تحویل دهد.

  • 5- دعوت به سوی علم و دانش و تربیت قرآنی :

در قرآن کریم آمده است (قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون) یعنی بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند، مهم ترین دعوت انبیاء به سوی علم و دانش بوده به طوری که رسول الله (ص) فرموده اند: (بالتعلیم ارسلت) یعنی من برای تعلیم فرستاده شده ام و باید دانست علم در آیات قرآن به معنی داشتن یک سری اصطلاحات و الفاظ نیست بلکه منظوراز علم آن معرفت و آگاهی خاصی است که انسان را به اطاعت پروردگار و ترس و امید از خدا دعوت می کند. اگر در یک قلب تربیت شده این علم وارد بشود عطرش عالم را می گیرد و همه استعدادها در پرتو آن شکوفا می شود و جامعه به سوی اصلاح و کمال حرکت می نماید. و چنین علمی در پرتو تربیت قرآنی میسر می گردد تربیتی که نورعلم را در وجود انسان جلوه گر می سازد.

برآیند تربیت قرآنی این است که:

1- تربیت یافته گان با تقوا و خدا ترس باشند .

2- تربیت یافته گان خادم اسلام و قرآن و مردم باشند.

3- تربیت یافته گان برنامه دار و هدفمند به سوی سعادت جامعه حرکت کنند.

4- تربیت یافته گان موجبات رشد و ارتقاء مقام انسانی را برای مردم فراهم کنند.

5- تربیت یافته گان نه خود و نه دیگران را بنده طاغوت نکنند.

6- تربیت یافته گان نیازهای زمانه و علوم مربوط به آن را برای خدا فرا گیرند و بکاربندند.

ویژگی های یک معلم خوب:

با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی هائی که می تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد احصاء نموده ایم که به ترتیب عبارتند از:

  • 1- اخلاص در نیت و عمل: ریشه اساسی اخلاص در نیت و عمل همان تصفیه و تزکیه و پالایش درون باطن از همه ی آلودگی هاست.
  • 2- تقید به عمل صالح: امام صادق (ع) می فرماید: (کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم)، امام صادق هم چنین می فرمایند: اثر تعلیم معلم بدون عمل صالح را به بارانی تشبیه می کند که روی صخره می ریزد و بر روی آن می لغزد و تأثیری ندارد.
  • 3- حسن خلق و فروتنی: امام صادق (ع) فرموده اند: (رأس العلم التواضع)
  • 4- علو همت و عفت نفس: رسول الله فرموده اند: ( الفقها امناء الرسل)
  • 5- عالم به مقتضیات زمان: بچه های ما در هر زمانی موافق آن زمان باید تربیت شوند.
  • 6- توجه به مسولیت معلمی و احساس مسئولیت (احساس بعثت) در همه حالات و زمان ها.
  • 7- ایجاد زمینه برای شکوفایی و رشد تفکر و تعقل و معنویت در متربیان.

فرق تربیت الهی یا مکتب الهی، با تربیت ها و مکتب های زمینی، که نتیجه ای این چنین دارد، در دو چیز عمده است:

1- تربیت الهی یا مکتب الهی، تمام جنبه های شخصیت آدمی را مورد توجه قرارمی دهد، در صورتی که       تربیت های غیر الهی یا مکتب های زمینی، یک یا چند بعد از شخصیت انسان را در نظر می گیرند، و تحت تأثیر شرایط زمانی و مکانی و اجتماعی و دیگر عوامل قرار دارند.

2- مکتب های غیرالهی حیات انسان را به فاصله ی میان انعقاد نطفه و مرگ، محدود می سازد. در صورتی که در مکتب الهی، حیات انسان جاودانه است، و دنیا و آخرت را در بر دارد...

اسلام  ارزش بسیاری برای علم و معلم قایل است. مکتبی است که نخستین کلام آن با قرائت و علم و قلم و تعلیم و تعلم آغاز می گردد : اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ (1) خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ (3) الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(4) عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ(5) (علق/1-5)

 بخوان به نام پروردگارت. آن که انسان را از خون بسته بیافرید. بخوان و بدان که پروردگارت بزرگوارتر از هر کسی است. پروردگارت که با قلم به مردم چیزها را تعلیم داده است. به مردم چیزهایی آموخته است که نمی دانسته اند.

 فرجام سخن (نتیجه گیری):

از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :

1- ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است .

2- شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.

3- در بررسی مشکلات معلمان ، در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند ، کم تر از مشکلات مالی نیست . حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است ، نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد .

4- باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که ؛ تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاهها ، به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند ، خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود ، انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.

اسداله تعالی رودی

بهار 90

 منابع:

1- قرآن کریم

2- آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 - 57

3- استاد جلال‌الدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345

4- محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90

5- ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90

6- محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228

7- امام خمینی، روح الله، صحیفه نور، مجلدات 5 تا 17، چاپ موسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران

8- شهیدی،سید جعفر، ترجمه نهج البلاغه، کلمات قصار امیر المومنین علی (ع)

9- طباطبائی،سید محمد حسین، تفسیر المیزان،

10- تهران، بنیاد علمی فرهنگی علامه طباطبائی، چاپ پنجم، 76

11- ظهیری، احمد تعلیم و تربیت از دیدگاه شهید ثانی و امام خمینی، چاپ قم

12- مطهری، مرتضی، 1378، تعلیم و تربیت در اسلام، چاپ صدرا، تهران .

13- مجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی، اثر موسسه تنظیم و نشر آثار

امام خمینی، تهران

 اسداله تعالی رودی