گنجینه اسامی و نام های زیبای پسر و دختر ایرانی و ترکی همراه با معنی

پژوهشگران انگلیسی و آمریکایی در تحقیقات خود نشان دادند که انتخاب اسم برای فرزندان بزرگترین چالش والدین است چرا که اسم ها شخصیت انسان ها را می سازند.

به گزارش لایو ساینس ، محققان انگلیسی با بررسی سه هزار خانواده دریافتند که یک پنجم والدین از اسمی که برای فرزندان خود انتخاب کرده اند پشیمان هستند.


همچنین در تحقیقات دیگری که محققان دانشگاه نورث وسترن در ایلینویز انجام دادند مشخص شد که انتخاب اسم بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون تِمی شد و شاید به همین دلیل است که کتاب های اسم نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند.

به گفته این محققان ، علم نشان می دهد که داشتن یک اسم زیبا و خوش آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد را افزایش می دهد بلکه موجب می شود دیگران به طور مثبت تری به وی نگاه کنند.

دیوید فیلیو سرپرست این تیم تحقیقاتی اظهار داشت: اینکه افراد چه کار می کنند و به چه فکر می کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می کند.
این دانشمند توضیح داد:«روشی که ما را با آن صدا می زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همانند یک کارت ویزیت معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد مستقیما بر روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر می گذارد. آهنگ و معنای اسم یک فرد حتی بر روی تولید هورمونهای اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می گذارد. می توانیم بگویم نامی که ما را بدان می خوانند بر روی توسعه ما تاثیر می گذارد».
وی افزود:«گذاشتن یک اسم تا حدودی دخترانه بر روی یک پسر می تواند مشکلاتی جدی بر روی حس نا امنی وی ایجاد کند. همچنین اسامی خیلی اصیل و یا کمیاب می تواند اشخاصی بسیار متفاوت را بار آورند».

این محققان پس از تجزیه هزار و 700 ترکیب حرف و آوا دریافتند که گذاشتن اسامی دلپذیر و دخترانه بر روی دختران موجب می شود که آنها شخصیت زنانه تر و ظریف تری داشته باشند. این درحالی است که اسامی پسرانه و غیرمعمولی که بر روی دختران گذاشته می شود شخصیت این دختران را خشن تر و جدی تر می کند.

به گفته این دانشمند ، دختران دبیرستانی که اسامی پسرانه ای چون اشلی یا شانون داشتند بیشتر به دروس ریاضیات و فیزیک علاقه مندی نشان می دادند درحالی که دخترانی که دارای اسامی دخترانه ای چون الیزابت یا کایلا بودند بیشتر به دروس علوم انسانی علاقه داشتند.
همچنین در تحقیقات دیگری که دانشمندان دانشگاه ایالت واین در دیترویت انجام دادند مشخص شد افرادی که اسم آنها با حرف A آغاز می شود زندگی طولانی تری نسبت به افرادی که اسامی با حروف آغازین B، C یا D دارند.

در این تحقیق که اسامی 10 هزار فرد از بین ورزشکاران، پزشکان و وکلایی که بین سالهای 1875 تا 1930 زندگی می کردند مورد بررسی قرار گرفت نشان داد افرادی که اسامی آنها اندرو، آنتونی و آلبرت بود به طور متوسط 9.5 سال دیرتر از همکارانی که اسامی آنها دایان، دنیل و دیوید بود زندگی کرده بودند.

متوسط طول عمر افراد با حرف D برابر با 69.2 سال و متوسط عمر افراد با حرف A برابر با 73.4 سال بود.

این طبقه بندی همچنین از دیدگاه انتخاب شغل نیز جالب بود. به طوری که بیشتر افرادی که نام آنها «لارنس» با عبارت آغازین «لا» به معنی قانون بود وکیل و کسانی که اسمشان «دنیس» با عبارت آغازین «دن» مثل «دندان» بود دندانپزشک شده بودند.

پژوهشگران انگلیسی و آمریکایی در تحقیقات خود نشان دادند که انتخاب اسم برای فرزندان بزرگترین چالش والدین است چرا که اسم ها شخصیت انسان ها را می سازند.

به گزارش لایو ساینس ، محققان انگلیسی با بررسی سه هزار خانواده دریافتند که یک پنجم والدین از اسمی که برای فرزندان خود انتخاب کرده اند پشیمان هستند.

همچنین در تحقیقات دیگری که محققان دانشگاه نورث وسترن در ایلینویز انجام دادند مشخص شد که انتخاب اسم بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد و شاید به همین دلیل است که کتاب های اسم نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند.

به گفته این محققان ، علم نشان می دهد که داشتن یک اسم زیبا و خوش آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد را افزایش می دهد بلکه موجب می شود دیگران به طور مثبت تری به وی نگاه کنند.

دیوید فیلیو سرپرست این تیم تحقیقاتی اظهار داشت: اینکه افراد چه کار می کنند و به چه فکر می کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می کند.
این دانشمند توضیح داد:«روشی که ما را با آن صدا می زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همانند یک کارت ویزیت معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد مستقیما بر روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر می گذارد. آهنگ و معنای اسم یک فرد حتی بر روی تولید هورمونهای اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می گذارد. می توانیم بگویم نامی که ما را بدان می خوانند بر روی توسعه ما تاثیر می گذارد».
وی افزود:«گذاشتن یک اسم تا حدودی دخترانه بر روی یک پسر می تواند مشکلاتی جدی بر روی حس نا امنی وی ایجاد کند. همچنین اسامی خیلی اصیل و یا کمیاب می تواند اشخاصی بسیار متفاوت را بار آورند».

این محققان پس از تجزیه هزار و 700 ترکیب حرف و آوا دریافتند که گذاشتن اسامی دلپذیر و دخترانه بر روی دختران موجب می شود که آنها شخصیت زنانه تر و ظریف تری داشته باشند. این درحالی است که اسامی پسرانه و غیرمعمولی که بر روی دختران گذاشته می شود شخصیت این دختران را خشن تر و جدی تر می کند.

به گفته این دانشمند ، دختران دبیرستانی که اسامی پسرانه ای چون اشلی یا شانون داشتند بیشتر به دروس ریاضیات و فیزیک علاقه مندی نشان می دادند درحالی که دخترانی که دارای اسامی دخترانه ای چون الیزابت یا کایلا بودند بیشتر به دروس علوم انسانی علاقه داشتند.
همچنین در تحقیقات دیگری که دانشمندان دانشگاه ایالت واین در دیترویت انجام دادند مشخص شد افرادی که اسم آنها با حرف A آغاز می شود زندگی طولانی تری نسبت به افرادی که اسامی با حروف آغازین B، C یا D دارند.

در این تحقیق که اسامی 10 هزار فرد از بین ورزشکاران، پزشکان و وکلایی که بین سالهای 1875 تا 1930 زندگی می کردند مورد بررسی قرار گرفت نشان داد افرادی که اسامی آنها اندرو، آنتونی و آلبرت بود به طور متوسط 9.5 سال دیرتر از همکارانی که اسامی آنها دایان، دنیل و دیوید بود زندگی کرده بودند.

متوسط طول عمر افراد با حرف D برابر با 69.2 سال و متوسط عمر افراد با حرف A برابر با 73.4 سال بود.

این طبقه بندی همچنین از دیدگاه انتخاب شغل نیز جالب بود. به طوری که بیشتر افرادی که نام آنها «لارنس» با عبارت آغازین «لا» به معنی قانون بود وکیل و کسانی که اسمشان «دنیس» با عبارت آغازین «دن» مثل «دندان» بود دندانپزشک شده بودند.

منبع : کلمه نیوز

اسم دختر همراه با معنی ( ها )

آبنوس

آبگینه

آتوسا

نام یک شاهزاده ایرانی

آذر

آتش، نهمین ماه ایرانی

آذرافروز

نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار

آذرخش

صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر

آذرگون

نام گلی است برنگ سرخ

آذرنوش

پاکدین

آرا

آرزو

آرزو

آزاده

آزاد، رها

آزیتا

نام یک شاهزاده ایرانی

آزین

زینت آلات

آسا

مانند

آفرین

تشویق

آلاله

نام گلی

آناهیتا

الهه آب

آوا

صدا

آویزه

آویز

آهو

آهو

اختر

ستاره، نام گلی

ارانوس

سیاره ارانوس

ارغوان

نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد

ارکیده

رنگ ارغوانی روشن، نام گلی

ارمغان

هدیه

افسار

تاج

افسانه

افسانه

افسون

طلسم و جادو

افشان

پاشیدن

الناز

انوشه

خوشبخت

ایران

نام کشور ایران

ایران دخت

دختر ایران

بانو

خانم، متشخص، زن مجرد

بلور

کریستال

بنفشه

گل بنفشه

بوبک

دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ حضرت سلیمان

بوسه

بوس، بوسیدن

بهار

فصل بهار

بهارک

بهار کوچک

بهاره

آورنده بهار

بهناز

بهترین ناز

بهرخ

بهترین صورت

بیتا

منحصر بفرد

پدیده

پدیده، چیز جدید

پرستو

اسم یک پرنده

پرند

ابریشم

پری

پری

پری رو

دارای صورتی همچون پری

پریا

جمع پری

پریچهر

دارای صورتی همچون پری

پریزاد

زاده پری

پریسا

مانند پری

پریوش

دارای صورتی همچون پری

پرتو

پرتو

پروانه

پروانه

پروین

نام یک صور فلکی

پگاه

سپیده دم

پوپک

نوعی پرنده

پوران

موفق

پوران دخت

یکی از شخصیت های شاهنامه

پوری

موفق

پونه

نام گلی

پیمانه

جام شراب

پیوند

ارتباط

تارا

ستاره

ترانه

آهنگ، نغمه

ترسا

مسیحی

توران

نام کشور دشمن ایران در شاهنامه

توکا

نوعی پرنده

تهمینه

یکی از شخصیتهای شاهنامه

تینا

سفال

ثریا

نام یک صور فلکی

جوانه

جوان، گل جوانه

چلیپا

خاطره

یاد، یادگاری

خندان

خندان

خجسته

خورشید

آفتاب

دری

ستاره ای درخشان که مانند گوهر می درخشد

دلارام

آرام دل

دلبر

ملیح، خوش قلب

دلکش

جذاب

دریا

دریا

دنیا

جهان

رامش

آرامش

رسا

پرمعنی

رکسانه

روشنایی، نام شاهزاده ایرانی که اسکندر بخاطر او تخت جمشید را نابود کرد

روان

روح، روان

رودابه

یک از شخصیت های شاهنامه، مادر رستم

روشنک

نور کوچک

رها

آزاد

ریما

زری

حریر، زربافت

زرین

طلایی

زرین دخت

دختر طلایی

زویا

زهره

سیاره زهره(ونوس)ر

زیبا

زیبا، قشنگ

ژاله

شبنم

ژیلا

سارا

ساغر

جام شراب

سالومه

ساناز

نام گلی

سایه

سایه

سپیده

نور اول صبح

ستاره

ستاره

سروناز

زن زیبا، درخت سروناز

سمن

یاسمن

سمیلا

سمیرا

سنا

سودابه

یکی از شخصیت های شاهنامه

سوری

رز قرمز

سوزان

شعله ور، درحال سوختن

سوسن

نام گلی

سوگند

قسم خوردن

سپتا

سیما

صورت، رخ

سیمین

نقره ای

شادان

شاد

شادی

شادی، خوشحالی

شاهین

سلطنتی

شبنم

شبنم(ژاله)ر

شراره

جرقه

شروین

شعله

شعله، آتش

شکوفه

شکوفه

شکوه

جلال، زرق و برق

شوکا

نوعی آهو

شهربانو

بانوی شهر

شهرزاد

زاده شهر

شهرناز

عشق شهر

شهزاده

شاهزاده

شهلا

زن سیاه چشم

شهناز

عشق شاه

شیدا

شیده

آفتاب، درخشان

شیرین

ظریف، شیرین

شیرین بانو

زن شیرین و حساس

شیفته

افسون شده

شیما

شیوا

فریبا

صدف

صهبا

شراب

طاهره

پاک، خالص

طلا

طلا

عسل

عسل

غزال

آهوی کوهی

غزاله

آهوی کوهی

غمزه

طنازی

غنچه

غنچه گل

فرانک

یکی از شخصیتهای شاهنامه

فرحناز

خوشی

فرخنده

شاد

فرزانه

عاقل

فرشته

فرشته، پری

فرناز

عشوه گر

فرنگیس

یکی از شخصیت های شاهنامه

فروزان

درخشان

فروزنده

درخشان

فروغ

روشنی

فریبا

ملیح

فریده

پرارزش

فرین

ستوده

فیروزه

فیروزه

فیلا

عاشق

قاصدک

گل قاصدک

قدسی

مقدس، فرشته

کتایون

یکی از شخصیت های شاهنامه

کیمیا

ماده ای که مس را به طلا تبدیل می کند

گردآفرید

یکی از شخصیت های شاهنامه

گردیا

یکی از شخصیت های شاهنامه

گلاره

چشمان

گلبانو

گلبهار

گل فصل بهار

گلپری

گلشن

باغ گل

گلنار

گل انار، به زیبایی گل

گلنسا

گلی

رنگ قرمز گل رز

گیتا

نوعی آهنگ

گیتی

جهان، دنیا

گیسو

لادن

نام گلی

لاله

گل لاله

لیدا

لیلا

شبانه

لیلی

نام گلی

مانا

مانند

ماندانا

نام یک شاهزاده

مانی

نقاشی که خود را پیامبر معرفی کرد

ماهدخت

وجوه ماه

ماهرخ

کسی که صورتش مانند ماه باشد

مرجان

مرجان

مرجانه

مرجان

مرمر

مرمر

ملکه

ملکه

منیژه

یکی از شخصیتهای شاهنامه

مروارید

مروارید

مریم

گل مریم

مژده

خبر خوش

مژگان

مژه ها

مستانه

مست

میشا

مونا

نام یک الهه

مهتا

مثال ماه

مهتاب

مثال ماه

مهر انگیز

مهر انگیز

مهرناز

نور آفتاب

مهرنوش

مهری

خورشید، مهربان

مهسا

ماه، مهتاب

مهستی

درخت گل یاس

مهشید

مهناز

نور ماه، شکوه ماه

مهنوش

مهوش

مثال ماه، زیبایی

مهین

دختر ماه

میترا

نام یک الهه

مینا

مینا

مینو

نازآفرین

شوق آفرین

نازگل

گل زیبا

نازنین

خوش قلب

نازی

زیبا

نازیلا

زیبا

ناژین

نام یک درخت

ناهید

ونوس، ستاره زهره

ندا

صدا

نرگس

نام گلی

نسترن

نام گلی

نسرین

رز وحشی

نغمه

ترانه، آهنگ

نگار

خوش قلب

نگاه

نگاه

نگین

سنگ روی انگشتر و جواهرات

نوا

نوا

نوش آفرین

شادی خلق

نوشین

شیرین

نهال

نهال

نیکو

خوب، زیبا

نیکی

خوبی

نیلوفر

نام گلی(زنبق آبی)ر

نیوشا

شنونده

وندا

آرزو

ویدا

آشکار

هدیه

هدیه

هستی

وجود

هما

پرنده ای افسانه ای

هنگامه

حیرت انگیز

یاس

گل یاس

یاسمن

گل یاس

یکتا

تنها، یگانه

یگانه

تنها، یگانه

یلدا

نام بلندترین شب سال

 

آبان: نام ایزد نگهبان در کیش زردشت آرتمن:نام فرزند داریوش و برادر بزرگ خشایار شاه. آبان دخت: دخترآبان ، نام زن داریوش سوم

آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش بزرگ و همسر داریوش اول (داریوش بزرگ)

آفر: آتش - ماه نهم سال شمسی

آفره دخت: دختر آتش - دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .

آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز

آذین: زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش

آراه: نام فرشته موکل روز ٢١ ازماه پنجم درآئین زردشت

آرزو: کام ، مراد ، معشوق ، امید

آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر

آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش کبیر هخامنشی

آرمان: آرزو - خواهش - امید

آرمین: آرام گرفتن - دلیر - جنگجو- پسر کیقباد پادشاه پیشدادی

آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است

آریا فر: دارنده شکوه آریائی

آریا: آزاده نجیب - یکی از پادشاهان ماد - مهمترین نژاد هند و اروپائی

آریا مهر: دارنده مهر ایران - از سرداران داریوش سوم

آرین: سفید پوست آریائی

آزاده: دلیر و بی باک ، ره

آزرم: شرم ، مهر ، محبت ، عشق

آزرمدخت: یکی از ملکه های ساسانی , دختر همیشه جوان

آزیتا: آزاده

آناهیتا: الهه آب

آونگ: شبنم - نام کردی

آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار

آیدا: شاد، ماه - نام تذکمنب

اسفندیار: پاک آفریده شده - پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد

اشکان: منسوب به اشک - بنیانگذار سلطنت پارته

اشکبوس: پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد

افسانه: داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان

افسون: سحر و جادو ، حیله و تزویر

افشین: با همت - سردار ایرانی که بابک خرمدین را دستگیر کرد.

امید: انتظار ، آرزو

انوش (‌ آنوشا ): استوار و جاوید - دخترمهرداد ششم

انوشروان: دارنده لوح جاویدان - لفب خسرو اول پادشاه ساسانی

اورنگ: عقل و کیاست ، تخت پادشاهی

اوژن: شکست دهنده ، دشمن برانداز

اوستا: نام کتاب آسمانی زردشت

اهورا: صاحب ، فرمانروای دان

ایاز: بزرگ و پاینده - نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی

ایران: محل زندگی آریائیه

ایراندخت: دختر ایران

ایرج: یاری دهنده آریائیها - پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی

ایزدیار: کسی که خداوند یار اوست

پارسا: پاکدامن ، زاهد

پاکان: پاکها - نامی کردی

پاکتن: نیکو چهر پاکیزه تن

پاکدخت: دختر پاک

پانته آ: زن زیبای شوشی.همسر آرتاداس که مادها او را به کورش بزرگ هدیه کردند امانپذیرفت

پدرام: آراسته ، نیکو ، شاد

پرتو: روشن ، تابش

پرشنگ: تابش ، آتشپاره

پرتو: روشن ، تابش ، فروغ

پوروچیستا: دختر دانا - نام دختر کوچک زرتشت گرامی و همسر جاماسپ

پرستو: پرنده مهاجر

پرویز: پیروز - لقب خسرو دوم ، پادشاه ساسانی

پردیس: بهشت ، باغ و بستان

پرهام: ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور ، فارسی اسم ابراهیم

پژمان: افسرده ، غمگین

پژوا: بیم و هراس

پرنیا: پارچه حریر

پشنگ: میله آهنی - نام پدرافراسیاب

پروانه: حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند

پرسام:پهلوان.مانند سام

پروین: ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم

پری: فرشته ، جن ، همزاد

پریچهر: زیبا روی - نام همسر جمشید شاه

پریدخت: دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال

پریسا: همچون پری = پری افسای.افسون کننده حور و پری

پرناز: پری ناز دار

پریوش: پری روی ، فرشته روی

پریا: کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.

پوپک: هدهد

پوران: جانشین ، یادگار

پوراندخت: نام دختر خسروپرویز

پوریا: پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی

پولاد: آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد

پویان: رونده و دونده - جستجو کننده - دکتر امیر پرویز پویان، رهبر نهضت سیاهکل

پونه: گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید.

پیام: الهام ، وحی ، پیغام

پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی

پیمان: عهد ، قول وقرار - عنوان اسامی مردان در فارسی دری

پرسام:پهلوان.مانند سام

تابان: تابنده ، منور

تاباندخت: دختر تابناک

تاجی: تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری

تارا: ستاره

تاویار: آتشبان - نامی کردی

ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه

تناز: نازنین ، با ناز و کرشمه - نامی کردی

توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور

توراندخت: دختری از توران

تورج: دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه

تورتک: خروس صحرایی ، قرقاول

توفان: باد سخت

توژال: برف اندک - نامی کردی

تیر داد: داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی

تینا: گل ، نامی کردی

تینو: تشنه ، نامی کردی

 

جابان: سردار ایرانی یزدگرد

جامین: اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی

جاماسب: وزیر گشتاسب که با دختر زرتشت ازدواج کرد

جاوید: پایدار ، همیشگی

جریره:‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.

جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی

جوان: برنا ، دلیر ، شاداب

جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.

جهان: دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان

جهانبخت: شانس و اقبال جهان

جهانبخش: بخشنده جهان

جهاندار: نگهبان جهان

جهانشاه: شاه جهان - نام یکی از امپراطوران مغول

جهانگیر: فاتح جهان - نام پسر رستم

جهان بانو: بانوی جهان ، ملکه جهان

جهاندخت: دختر گیتی

جهان ناز: مایه فخر عالم

جیران: آهو ، نامی ترکی

چ ) چابک: زرنگ ، چالاک

چالاک: سریع و زبردست

چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان

چترا: دوازدهمین پادشاه سلسله ماد

چوبین: کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان

چهرزاد: نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد

خ

خاتون: خانم ، کدبانو ، نامی ترکی

خاوردخت: دختر مشرق زمین

خداداد: خدا داده

خدایار: دوست خدا - فرمانروای بخارا بوده است

خرداد به: خورشید داد - یکی از جغرافیدانهای معروف اسلامی

خرم: شاد و خندان - پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است

خرمدخت: دختر شاد و خندان

خسرو: مشهور ، نیک نام - لقب چند تن از پادشاهان ساسانی

خشایار: قهرمان ، نیرومند - نام پسر داریوش کبیر هخامنشی

خورشید: درخشنده آفتاب - معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید

  1. دادمهر: عدالت دوست ، نام استاندار پارسی طبرستان

دارا: مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند

داراب: نام پسر بهمن پادشاه کیانی

داریا: دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است

داریوش: نگهبان نیکی - فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی

دانوش: از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است

داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی

دایان: ماما ، نامی کردی

دریا: بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه

دل آرا: محبوب و معشوق

دل آویز: دلچسب ، دلکش ، آویزه دل

دلارام: مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور

دل انگیز: گوارا ، مطلوب

دلبر: برنده دل ، یار و معشوق

دلبند: عزیز و گرامی

دلربا: رباینده دل ، محبوب

دلشاد: شادمان و خوشحال

دلکش: جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذیر

دلناز: آنکه قلب و دلش ناز است

دلنواز: مهربان ، مشفق

دورشاسب: نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه

دنیا: عالم و گیتی

دیااکو: اولین پادشاه مادها در قرن هفتم پیش از میلاد

دیانوش: دزد دریائی در داستان وامق و عذر

دیبا: پارجه ابریشمی رنگی ، روی زیب

دیبا دخت: دختر زیبا ، دختری همچون پرنیان

ر

رابو: نام گلی بهاری - نامی کردی است

رابین: مشاور ، متعمد - نامی کردی است

رادبانو: بانوی بخشنده و جوانمرد

رادمان ( رادمن ): نام سپهسالار خسرو پرویز ساسانی

رازبان: راز دار - عنوان مردان بزرگ در پارسی دری

راژانه: رازیانه - نامی کردی برای دختران

راسا: هموارو صاف - نامی کردی

رامتین: آرامش تن - موسیقی دان عهد ساسانیان

رامش: فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی

رامشگر: خواننده و نوازنده ، خنیاگر

رامونا: نگهبان عاقل

رامیار: چوپان و گوسفند چران

رامیلا: خدای بزرگ ، نامی آشوری است

رامین: معشوقه ویس ، نام یکی از سرداران ایران

راویار: شکارچی - نامی کردی

راهیل:کوچ کننده

رایحه:بوی خوش

رژینا: مانند روز - نامی کردی

رخپاک: دارای چهره پاک

رخسار: چهره ، سیم

رخشانه: منسوب به رخش

رخشنده: تابان ، کنایه از خورشید است

رزمیار: رزمنده ، مبارز

رستم: تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه

رکسانا: نورانی ، روشن

روبینا: یاقوت سرخ

رودابه: فرزند تابان ، زن پسرزا ، نام قلعه ای در غرب ایران

روزبه: خوشبخت: بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی

روشنک: مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است

روناک: روشن

رهام: نام پسر گودرز

رهی: راهی شده ، روان ، مسافر

ریبار: رهگذر ، نامی کردی

راسپینا: پائیز ، لغت زند و پازند

روژان: خورشید، روز،

روژانو: روز نو،

ز

زادبخت: خوشبخت ، خوش اقبال

زاد به: بهزاد ، نیک زاده شده

زاد چهر: دارای نژاد پاک و اصیل

زاد فر: زاده روشنی

زال: فرزند سپید موی سام نریمان و پدر رستم قهرمان ملی ایرانیان

زادماسب: برادر شاپور ساسانی ، نام یکی از قضات ساسانی

زاوا: داماد ، نامی کردی

زردشت: صاحب شتر زرد و زرین ، پیامبر ایران باستان

زرنگار: طلا کوب ، زرین

زری: طلائی ، زربفت

زرین: طلائی رنگ ، منصوب به زر

زرینه: آنچه منسوب به زر است

زلیخا: لغزنده - زن فرعون که عاشق یوسف شد

زمانه: روزگار ، دهر

زونا: گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی

زیبا: خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو

زیبار: قبیله ای از کردها ، نامی کردی

زیما: زمین ، لغت اوستائی

زینو: زنده ، پابرجا - نامی کردی

 

سارا: صحرا ، کوه و دشت - نامی کردی

سارک: سار کوچک ، پرنده ای سیاه رنگ وبزرگتر از گنجشک

سارنگ: نام سازی شبیه به کمانچه

ساره: خالص ، بی آلایش - نامی کردی

ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند

ساغر: پیاله شرابخوری ، جام

سام: سیه چرده - جهان پهلوان ایرانی وجد رستم

سامان: ترتیب ، نظام ، زندگی

سانا: سهل و آسان

ساناز: کمیاب ، نادر،زودقهر نام گلی است - اسمی ترکی است

سانیار: حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی

ساویز: خوش اخلاق ، مهربان - نامی کردی

ساهی: آسمان صاف - نامی کردی

ساینا: خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ

سایه: منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت

سپنتا: مقدس ، محترپ

سپند: اسفند

سپهر: آسمان ، نام فرزند کیخسرو

سپهرداد: بخشیده اسمان - داماد داریوش هخامنشی

سپیدار: درخت سفید

سپید بانو: بانوی سفید و درخشان

سپیده: سحرگاه ، سپیدی چشم

ستاره: کرات آسمانی که در شب می درخشند

ستی: دختر ، سیت

سرافراز: سربلند ، متکبر

سرور: رئیس ، پیشو

سروش: شنیدن و فرمانبرداری - فرشته مظهر اطاعت

سرور: شادمانی ، خوشحالی

سوبا: شناگر ، فرد

سوبار: اسب سوار - لغت زند و پازند

سنبله: یک خوشه گندم

سودابه: دختر زا - سود ده

سوران: اسم شاخه اصلی زبان نام پسر

سوری: سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم

سورن: خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند

سورنا: سردار دلیر و خردمند پارتی

سوزان: سوزنده ، ملتهب

سوزه: سبزه ، نامی کردی

سوسن: گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی

سومار: نام قبیله ای از کرده

سولان: نام گلی است ، نامی کردی

سولماز: زنی که پیرو پژمرده نمی شود

سوگند: شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند

سهراب: سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود

سهره: پرنده ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد

سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان

سیامک: مجرد - نام پسر کیومرث

سیاوش: دارنده اسب سیاه ، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید

سیبوبه ‌: مانند سیب ، دانشمند شهیر ایرانی ، منصف الکتاب

سعید : زندگی و داروندار سمیرا

سیمدخت: دختر نقره ای و سفید

سینا: مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سین

سیمین: نقره ای ، سفید ، روشن

سیمین دخت: دختر نقره ای و سفید

شاپرک: پروانه

شادی: شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان: شادمان

شادمهر: مهربان ، با محبت

شاران: گردنبند درست شده از بادام - نامی کردی

شاهپور: پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساسانی

شاهدخت: دختر شاه ، شاهزاده خانم

شاهرخ: شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد

شاهو: نام یکی از رشته کوه های مهم در منطق

شاهین: پرنده ای شکاری

شاهیندخت: دخت شاهین

شایسته: سزاوار ، لایق

شباهنگ: بلبل ، ستاره کاروان کش

شب بو: نام گلی است که شب هنگام باز می شود

شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز

شبنم: رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند

شراره: جرقه آتش، گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی

شرمین: شرمسار ، خجل

شروین: یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی

شکوفه: گل درختان میوه دار ، شکفته

شکفته: خندان ، بشاش

شمشاد: درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است

شمین: خوشبو، خوش عطر

شوان: شبان ، چوپان - نامی کردی

شمیلا: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار

شورانگیز: فتنه انگیز ،‌ ایجاد کننده شور و شوق

شوری: خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی

شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار

شهبار: درخورشاه ، لایق شاه

شهباز: باز سفید رنگ ، شاه باز

شهبال: پر بزرگ پرندگان

شهپر: پرشاهانه

شهداد: شاه عادل (شه=شاه، داد= عدل)

شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر

شهرام: = شاهرام، «شه» به معنای "شاه" و والا مرتبه و «رام» نام فارسی فرشته ای موکول بر سعادت و روزی است، «شهرام» معادل فارسی "میکائیل" است

شهربانو: = شه بانو (همسر شاه)، ملکه ، همسر امام حسین و مادر امام سجاد

شهرزاد: یا "شهزاد" به معنی شاهزاده - نقال قصه های هزار و یک شب

شهرناز: خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش

شهرنوش: شیرینی شهر

شهروز: شاهروز - روز شاهان

شهره: مشهور و نامی

شهریار: پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب

شهلا: زن سیه چشم

شهناز: شاه ناز - دختری بود از خاندان آل بویه

شهنواز: نوازش شده شاه

شهین: منسوب به شاه

شیبا: نسیم شبانه - نامی کردی

شیدا: آشفته و عاشق

شیده: ‌خورشید ، درخشان

شیردل: پهلوان و دلاور

شیرزاد: شیر بچه ، همچون شیر

شیرنگ: به رنگ شیر ، مانند شیر

شیرو: پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون

شیرین دخت: دختر شیرین

شیما: دخترانه ، نامی کردی

شینا: قدرتمند ، توانا - نامی کردی

شیرین: مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز

شیوا: شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان

طوس: فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه

طوطی: پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است .

طهماسب: دارای اسب قوی - نام پسر منوچهر

طهمورث: روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید

طرلان: باز شکاری - نامی ترکی است

غ

غوغا: آشوب ، هیاهو

غنچه: گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق

ف

فتانه: از نامهای کردی برای دختران

فدا: قربانی ، نامی کردی

فراز: بلندی و شکوه

فرامرز: شکوه مرزداری - نام پسر رستم دستان

فرانک: سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی

فراهان: محل شکوه و جلال

فربد: مناعت ، بزرگی

فربغ: شکوه خداوند

فرجاد: دانشمند و فاضل

فرخ: تابان و زیبا - نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان

فرخ پی: نیک پی و نیک قدم

فرخ داد: مبارک آفریده شده

فرخ رو: دارای صورت زیب

فرخ زاد: مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است

فرخ لقا: درای چهره زیبا ، خوشگل

فرخ مهر: زیبا چون خورشید

فرداد: داده شکوه وزیبائی

فردیس: بهشت ، بوستان

فرین: یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار

فرزاد: زاده فرو شکوه

فرزام: شایسته و لایق - نامی کردی

فرزان: عاقل ، حکیم ، دانشمند

فرزانه: دانشمند ، عاقل و عالم

فرزین: عالم ، وزیر دربار

فرشاد: شا دمان ، مسرور ، خوشحال

فرشته: فرستاده الهی و آسمانی

فرشید: درخشانتر ، نام برادر پیران ویسه

فرمان: دستور ، حکم

فرناز: داری ناز فراوان

فرنگیس ( فری گیس ): نام دختر افراسیاب و همسر دوم سیاوش

فرنود: دلیل و برهان

فرنوش: شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد

فرنیا: نامی برای پسران

فروتن: افتاده حال ، متواضع

فرود: پائین - نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین

فروز: روشنائی ، روشنی

فروزان: تابان ، درخشان

فروزش: روشنی ، تابناک

فروزنده: درخشان ، درخشنده

فروغ: روشنائی ، تابش

فرهاد: عاشق افسانه ای شیرین

فرهنگ: شکوه ، ادب ، تربیت

فرهود: صداقت و راستی در دین

فربار: همراه خوب و شایسته

فریا: فریاد و آواز بلند، نام دختر

فریبا: زیبا و فریبنده

فرید: بی همتا، نامی کردی

فریدخت: دختر بی همت

فریدون: دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد

فریمان: فر و شکوه ایمان

فریناز: عشوه گر ، پریناز

فرینوش: شکوه شیرین

فریوش: زنگ ، همان پریوش هم هست

فیروز: پیروز و مظفر

فیروزه: سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای

ق

قابوس: معرب کاووس است

قباد: سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی

قدسی: بهشتی ، روحانی

قزل ارسلان: شیر سرخ - نام دوتن ازاتابکان آذربایجان - نامی ترکی

ک

کابان: کدبانو ، نامی کردی برای دختران

کابوک: کبوتر ، نامی کردی برای دختران

کارا: فعال و کوش

کارو: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده

کاراکو: نام یکی از سرداران ماد

کاساندا: نام همسر کوروش بزرگ

کامبخت: کسی که بخت به کام اوست

کامبخش: آرزو دهنده ، مراد بخش

کامبیز: صورت فرانسوی (( کمبوجیه )) پسر کورش است

کامجو: کامجوینده

کامدین: یکی از دانایان دین زردشت

کامران: سعادتمند و خوشبخت

کامراوا: به مقصود و مراد رسیدن

کامک: آرزو و خواهش کوچک

کامنوش: کامروا ، خوشبخت

کامیار: کامروا و پیروز

کانیار: معدن شانس ، نامی کردی

کانی: چشمه، نام ، دختر

کاووس: پادشاه توانا - از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد

کاوه: آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد

کتایون: جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار

کرشمه: ناز و غمزه

کسری: معرب خسرو است

کلاله: موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد

کمبوجیه: نام پسر کورش کمبوجیه است

کوشا: کوشنده ، ساعی

کهبد: خداوند کوه ، عابد

کهرام: رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب

کهزاد: زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است

کیارش: شهریار بزرگ

کیان: پادشاه ، امیران

کیانا: فرستاده ، نامی کردی

کیانچهر: دارای چهره پادشاهان

کیاندخت: شاهدخت ، دختر شاه

کیانوش: بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه

کیاوش: بزرگوار - نام پدر کیقباد

کیخسرو: پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان

کیقباد: پادشاه محبوب - پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان

کیکاووس: سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش

کیمیا:همچون نقره،نقره فام

کیوان: سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است .

کیوان دخت: دختر سیاره کیوان

کیومرث: نخستین انسان ، و به گفته شاهنامه نخستین پادشاه

کیهان: جهان و گیتی

کیاندخت: دختر گیتی

کیهانه: جهان کوچک

گ

گابان: یکی از یاران کرد پیامبر اسلام ( ص ) که به استقبال اسلام رفت

گئومات: نام موبدی بلند پایه در زمان پادشاهی کمبوجیه، پسر کورش بزرگ.

گرد آفرید: پهلوان زاده شده

گردان: پهلوانان ، یلان

گرشا: به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است

گرشاسب: صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم

گرشین: شعله آبی ، نامی کردی برای دختران

گرگین: منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو

گزل: زیبا ، نامی ترکمنی است

گشتاسب: صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی

گشسب: دارنده اسب نر

گشسب بانو: دختر رستم و زن گیو

گل: گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند

گل آذین: حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ه

گل آرا‌:‌ آراینده گل

گلاره: تخم چشم ، نامی کردی

گلاویژ: ستاره شمالی نام دختر

گل افروز: فروزنده گل

گلاله: دسته گل

گل اندام: آنکه اندامش مانند گل است

گلاویز: گیاهی برای زینت گل

گلباد: داری بوی گل

گلبار: پرگل ، گل افشان

گلبام: گلبانگ

گلبان: نگهدارنده گل

گلبانو: بانوی چون گل

گلبرگ: هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل

گلبو: معطر ، خوشبو

گلبهار: مثل گل بهاری

گلبیز: گل افشان

گلپاره: تکه گل ، پاره ای از گل

گلپر: برگ گل ، پر گل

گلپری: پری همچون گل

گلپوش: پرازگل ، پوشیده از گل

گل پونه: کسی که چهره اش به لطافت گل است

گلچین: باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند .

گلدخت: دختر گل

گلدیس: به رنگ گل ، مانند گل

گلربا: رباینده گل

گلرخ: بسیار زیبا همچون گل

گلرنگ: به رنگ گل ، شرابی رنگ

گلرو: زیبا و سرخ رو

گلشن: گلزار و گلستان

گلریز: ریزنده گل

گلزاد: زائیده گل

گلزار: گلستان ، جای پرگل

گلسا: مثل گل

گلشید: درخشان چون گل

گلنار: گل انار ، شکوفه انار

گلناز: کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است

گلنسا: گل بانو ، خانم گل

گلنواز: نوازش شده گل

گلنوش: شیرین مثل گل

گلی: مانند گل ، قرمز رنگ

گودرز: از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانی

گوماتو: انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد

گهر چهر: آنکه چهره اش همچون گوهر است

گوهر ناز: کسی که همچون گوهر نازش گرانبهاست

گیتی: دنیا ، جهان ، عالم

گیسو: موی بلند زنان

گیلدا: طل

گیو: پهلوان نامی شاهنامه و پدر بیژن

لادن: گلی به رنگهای زرد و نارنجی

لاله: گلی که رنگهای گوناگون دارد و معروفترین آن لاله سرخ و صحرائی است

لاله رخ: کسی که روی همچون لاله دارد

لاله دخت: دختر لاله

لبخند: تبسم

لقاء: چهره ، سیم

لومانا: نام محلی در کردستان ، نامی کردی برای دختران

لهراسب: دارای اسب تندرو ، از پادشاهای کیانی و پدر گشتاسب

م

مارال: آهو ، نامی ترکی

ماری: کبک ماده ، نامی کردی

مازیار: اورا مزدایار - پسر قارون فرمانروای طبرستان

ماکان: نام پسر یکی از سران دیالمه

ماردین: نام پسر، معنی؟؟

مامک: مادر کوچک و مهربان

مانا: نام خداوند بزرگ و نام یکی از دولتهای، نامی

ماندانا: دختر آژدهاک و مادر کورش هخامنشی

مانوش: کوهی که منوچهردربالای آن متولد شده است

مانی: پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی

مانیا: خسته شده ، نامی کردی

ماهان: منسوب به ماه

ماهاندخت: دختر ماهان

ماه برزین: یکی از بزرگان دولت ساسانیان

ماه جهان: زیبای جهان

ماهچهر: زیبا رو ، قشنگ

ماهدخت: دختر ماه

ماهور: تابناک - نامی کردی

ماهرخ: آنکه صورتی چون ماه زیبا دارد

ماهزاد: زاده ماه

مایسا: مثل مادر

مردآویز: جنگنده و دلاور

مجتبی: برگزیده ، منتخب ، انتخاب شده ، شایسته ، اجتناب ناپذیر از انتخاب شدن و برگزیده شدن

مرداس: مرد آسمانی - نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد

مرزبان: مرزدار - مرزبان بن رستم نویسنده کتاب مرزبان نامه

مرمر: ازسنگهای آهکی که صیقلی و جلا پذیر است ، سنگ مرمر

مریم: نام مادر عیسی

مزدک: خردمند کوچک - مردی که در زمان ساسانیان ادعای پیغمبری کرد اما کشته شد

مژده: نوید ، بشارت

مژگان: مژه ها

مستان: شادان ، شادمان

مستانه: خوشحال ، مانند مست

مسیح: لقب عیسی ، به معنی مسح شده ، نامی برای پسران

مسیحا: انسان رهائی بخش ، روح قدسی ، زن آسمانی

مشکاندخت: دختر خوشبو

مشکناز: مشک ناز دار

مشکین دخت: دختر مشک آلود و معطر

منیژه: پاک و سفید روی - نام دختر افراسیاب

منوچهر: کسی که چهره بهشتی دارد - از پادشاهان پیشدادی

مهبانو: بانوی بزرگ ، بانوی همچون ماه

مهبُد: یکی از وزیران انوشیروان ساسانی، پسوند «بُد» به معنای صاحب یا حافظ (مانند ارتشبُد=ارتشدار)، صاحب یا حافظ ماه

مه داد: از فرماندهان نظامی پارسیان ویکی از نامهای دوران هخامنشی

مهتاب: ماه تابان ، ماه تابناک

مهدیس: ماهرو ، زیبا ، خوشگل

مه جبین: انکه پیشانیش مانند ماه درخشان است

مه دخت: ماه دخت ، دختر ماه

مهر آذر: یکی از موبدان پارس در زمان انوشیروان - خورشید آذر

مهر آرا: آرایش دهنده مهر

مهر آسا: همچون خورشید زیبا روی

مهر آفاق: خورشید افقه

مهر افرین: عشق آفرین ، آفریننده عشق

مهرآب: کسی که فروغ خورشید دارد - نام جد مادری رستم

مهرداد: بخشنده ماه

مهر افزون: بالا برنده عشق و محبت

مهرام: رام شده ماه

مهران: منسوب به مهر است و یکی از خاندانهای عصر ساسانی

مهراندخت: دختر مهر و محبت

مهراندیش: دارای اندیشه با مهر و محبت

مهرانفر: شکوه

مهرانگیز: ایجاد کننده مهر و محبت و عشق مهرپویا: پوینده مهر

مهرداد: داده خورشید - نام چند تن از پادشاهان اشکانی

مهر دخت: دختر آفتاب

مهرزاده ‌: زاده خورشید ، زیبا روی

مهرناز: ناز خورشید

مهرنوش: خورشید جاویدان - یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز کشته شد

مهرنکار: آرایش دهنده خورشید ، مهر آرا- نام یزدگرد

مهرنیا: ازنژاد مهر

مهروز: آنکه روزی چون خورشید دارد

مهری: منسوب به مهر ، منسوب به خورشید

مهریار: دوست خورشید

مهسا: مانند ماه زیبا روی

مهستی: ماه هستی ، ماه روزگار ، گرانبهاترین

مه سیما: آنکه صورتی چون ماه دارد

مهشاد: ماه شادمان

مهشید: پرتوماه

مهنام: آنکه نامش چون ماه است

مهناز: نازماه

مهنوش: ماه همیشگی،جاودان

مهوش:‌ مانند ماه

مهیار: یار ماه ، نام پسر داریوش سوم هخامنشی

مهین: ماه زیبا رو

مهین دخت: دختر بزرگ

میترا: دوستی و محبت و مهر . نام همسر رامسس دوم ( فراعنه مصر )

میخک: گلی زیبا به رنگهای قرمز، سفید ، صورتی وزرد

میلاد: گانش آموز ، شاگرد - نامی کردی

مینا: گلی کوچک و زینتی ، گردنبند

مینا دخت: دختر مین

مینو: بهشت ، جنت

مینودخت: دختر بهشت ، دختر پاک

مینوسا: مانند بهشت

مینو فر: دارای شکوه بهشتی

نادر: کمیاب ، بی همتا - نادر شاه افشار سر سلسله افشاریه درایران

ناز آفرین: معشوقی که ناز فراوان می کند

نازبانو: بانوی ناز دار

نازپرور: پرورش یافته در ناز

نازچهر: کشی که چهره ناز دارد

نازفر: دارای شکوه

نازلی: پرناز و غمزه - نامی ترکی برای دختران

نازی: با ناز ، اهل ناز

نازیدخت: دختر ناز

نامور: مشهور ، ارزنده

ناهید: پاک و بی آلایش - نام مادر اسفندیار و مادر اسکندر

نائیریکا: در فرهنگ ایران باستان دختری زیبا و دانا که پس از مرگ برشخص نیک گفتار و نیک کردار و نیک پندار ظاهر شده و او را از پل چینوت ( صراط ) می گذراند.

ندا: آواز ، بانگ ، فریاد

نرسی: فرشته وحی در اوستا - نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان

نرگس: گلی خوشبو و زیب

نرمک: زیبا و لطیف - نامی کردی برای دختران

نرمین: لطیف و ملایم، نام دختر

نریمان: پهلوان ، دلیر - نام پدر سام

نسترن: گلی سفید و زیبا از گونه های نرگس

نسرین: گلی سفید و پر برگ

نسرین دخت: دختر نسرین

نسرین نوش: نام همسر بهرام گور

نسیم: بوی خوش و باد ملایم و

نکیسا: نوازنده و خواننده دربار خسرو پرویز ساسانی

نگار: نقش ، بت ، صنم

نگاره: شکل دارای نقش و نگار

نگارین: نقاشی شده

نگین: گوهر قیمتی

نوا: ناله ، آواز

نوژا: مثل درخت صنوبر همیشه سبز

نوش ( انوش ): زندگی جاوید

نوش آذر: آتش جاویدان - از آتشکده های عصر ساسانی

نوش آور: چیزی که زندگی و حیات می آورد

نوشا: نوشنده ، آشامنده

نوش آفرین: افریننده شادی و شیرینی

نوشدخت: دختر شاد

نوشروان ( انوشیروان ): جاویدان ،‌ اولین خسرو ساسانی

نوشفر: شکوه جاوید

نوشناز: دارای ناز و ادای شیرین

نوشین: گوارا و شیرین

نوید: مژده و بشارت

نوین: تازه ، جدید

نوین دخت: دختر تازه به دنیا آمده

نیش ا: خال و نشانه - نامی کردی برای دختران

نیک بین: خوش بین

نیک پی: پاک نژاد

نیک چهر: خوشگل و زیب

نیک خواه: شخص خیر خواه و خیراندیش

نیکداد: بخشنده نیکی

نیکدخت: دختر پاک و نیکو

نیکدل: دل پاک

نیکزاد: زاده نیکی و پاکی

نیلوفر: گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی

نیما: لقب علی اسفندیاری پدرشعر نو درایران ، نیما یوشیج

و

وامق: دوست دارنده ، عاشق - عاشق عذر

ورجاوند: ارجمند - به اعتقاد زردشتیان کسی که درآخر زمان ایران را آباد می کند

وریا: بیدار، آگاه - نامی محبوب برای پسران در میان کردها

وشمگیر: شکارچی بلدرچین - نام نام پسر وردانشاه از مولوک دیالمه

وهرز: نام مرزبان کشور یمن درعهد انوشیروان

وهسودان: نیک آسوده و آرام - عنوان یکی از سلاطین آذربایجان

ویدا: آموزنده و تعلیم دهنده

ویس: نام معشوق رامین در داستان ویس و رامین

ویشتاسب: صاحب اسبان فراوان

ویگن: از اسمهای ارمنی ایرانی به معنی جهش و پرش

ه

هژیر: خوب چهره ، نام یکی از پسران گودرز که بدست سهراب کشته شد

هخامنش: دوستار اندیشه - نام جد کورش کبیر

هربد( هیربد ): حاکم آتشکده ، موبد موبدان

هرمز: اهورمزدا ، خدای بزرگ ایرانیان - نام پسر بهمن و نام پسر انوشروان

همایون: مبارک ، خجسته - نام تنی چند از پادشاهان هندوستان

هما: فرخنده ، مبارک ، مرغ سعادت - نام دختر گشتاسب و خواهر اسفندیار

همادخت: دختر مبارک و فرخنده بخت

همدم: رفیق و مونس و همزبان

همراز: محرم اسرار

همراه: دوست و یار موافق

هنگامه: غوغا ، شلوغی ، دادوفریاد

هوتن: خوش اندام ، نام یکی از متحدان داریوش درحمله به مغان

هور: خورشید ، آفتاب

هورتاش: همچون خورشید

هورچهر: تابان روی ، زیب

هورداد: فرستاده و داده خورشید

هوردخت: دختر خورشید

هورزاد: زاده خورشید

هورمند: شبیه خورشید

هوروش: خورشید مانند ، مثل خورشید

هوشنگ: هوش و درایت - نام یکی از سلاطین پیشدادی و فرزند سیامک

هوشیار: با هوش و آگاه

هومان: نیک اندیش ، نام یکی از سرداران افراسیاب و نیز نام برادر پیران ویسه

هومن: نیک منش

هونام: خوشنام ، نیکنام

هویدا: آشکار و نمایان

هیتاسب: صاحب اسب بسته شده

هیرمند: یکی از القاب گستاسب ، آتش پرست

هیما: اشاره ، نامی برای دختران

هیمن: ؟؟، نام پسر

هیوا: امید وآرزو - نامی برای دختران و پسران

هورام: اسم قدیمی سرزمین در منطقه که به اعتقاد بعضی فرهنگ شناسان نام خود را از وام دار است، نام پسر

هانا: انرژی درونی و فرازمینی، نام دختر

هاوژین: همدم و یار زندگی( =زندگی)، نام دختر

هاوراز: همراز، نام ، دختر

هاوین: خورشید، تابستان، نام دختر

هاوار: فریاد، نام که بیشتر در حالت ای تخلص شاعران کاربرد دارد

هلاله: آلاله وحشی، نام دختر

 ی

یادگار: آنچه از انسان بجای ماند - پسر پادشاه گرجستان

یاسمن ( یاسمین ): گل زیبائی به رنگ سفید و زرد و کبود

یاور: کمک و همدست و یار

یزدان: خداوند ، آفریدگار هستی

یگانه: بی نظیر ، بی مانند

یوتاب: سردار زن ایرانی که خواهر اریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجــستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوهـهای بختیاری راه را بر اسکندر بست.

یوشیتا: پهلوانی از خاندان (( فریان )) نامی اوستائی

یونس: یکی از پیامبران بنی اسرائیل

اسامی باستانی ایرانی:

از زنان ویس و رامین

آبنوش

از نخستین پادشاهان ایران در 2600 سال پیش - نیای داریوش

آریارمن

دختر سپیتمن سردار ایرانی

آپاما

یکی از فرماندهان کورش بزرگ

آرتاباز

وزیر خزانه داری اردوان چهارم اشکانی

آرتادخت

شاهزاده در نزد ایرانیان و فرزند اردشیردوم

ارشان

دختر کورش بزرگ - زن داریوش

آرتیستون

نام پدر بزرگ داریوش بزرگ

ارشام

شهبانوی اردشیر یکم هخامنشی

آرگون

بنیانگذار سلسله ساسانیان - اردشیر بابکان

اردشیر

آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا

آذرمهر

نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول

اردوان

نام زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران

آذرنوش

نام کشیشی در زمان ساسانیان

اردا

نام شاهزاده - ملکه و پرنسسز در ایران

آزیتا

نام پدر بزرگ داریوش اول

ارشاما

به معنی آتش - از نامهای باستانی

آتری

نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان

ارشک

خوشرنگ و زیبا - دختر اردشیر دوم هخامنشی

آپامه

نام قهرمان وطن پرست ملی ایران

آرش

از نامهای باستانی

آرتا

نام فرشته

آراد

زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخامنشی

آندیا

نام کورش اول

آرآسب

دختران در زمان اشکانی ویس و رامین

آذرگون

نام پادشاه دادگستر ایران

انوشیروان

آتش مهر

آذرمهر

جاودانه

انوش

دختر ارته باذ و خواهر برسین

آرتونیس

نام یکی از شاهزادگان ساسانی که به بابک خرمدین خیانت کرد

اَفشین

فروتنی - پاکی - نگهبان زمین

آرمه ئیتی

شخصیتی در شاهنامه - پدر فریدون

آبتین

دختر همیشه جوان - دختر خسروپرویز - زنی که شاه شد

آذرمیدخت

نام یکی از پادشاهان خوزستانی در زمان داریوش بزرگ

آترین

نامی پهلوی که همان سیمین امروزی است

آسیمن

نام فرمانده ارشد گردونه های کورش بزرگ

آرتاباز

دختر داریوش سوم

آماستریس

نام والی فریگیه در زمان کورش بزرگ

آرتام

دختر یزدگرد سوم ساسانی

اَدرک

برخواسته از نسل آریا - داده شده آریایی

آریاداد

فرشته آب در ایران باستان

اَردویسور

نام هفتمین پادشاه ماد

آرتین

شهبانو اشکانی همسر اردوان

آرته دخت

نام فرمانده ارتش کورش بزرگ در جنگ کوناکزا

آریا

نامی ایرانی

آریاناز

آریای بزرگ - از شاهزادگان سغد در زمان اسکندر گجستک

آریامس

گوینده راستی- نام دریاسالار زن

آرتمیس

دارنده مهر - از سرداران داریوش سوم

آریامهر

صادق - راستگو - نام دختر داریوش

آرتنوس

ایرانداد اوستا

آریوداد

نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت

آسا

یکی از بهدینان در فروردین یشت

آیوت

نامی ایرانی

آتاناز

از همپیمانان داریوش بزرگ در براندازی بردیا

آرتامن

نامی ایرانی

آتنا

کنیه فرهاد دوم و اردوان دوم شاهنشاه اشکانی

ارشکان

دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار

آتوسا

از سرداران داریوش سوم

آریومهر

نام عمه یا خاله شاپور شاه

آتوشه

فرزند کوچک اردشیر شاهنشاه ایران

اوراش

نامی ایرانی

آوید

متعلق به نسل آریا

آریانا

آب پاک و تمیز

آویسا

هم پیمان داریوش اول

اوتانا

همچون ماه و مهتاب

آیدا

نیای یازدهم زرتشت

آئیریک

چهره زیبا همچون ماه - آیسان

آیدان

کیش - راه و روش

آئین

نور ماه و مهتاب- آیناز

آیلا

سپهبد ایرانی در نبرد با بهرام چوبینه

آئین گُشنَسب

آراستن و زیبا کردن

آرا

منشی شاهنشاه شاپور یکم ساسانی

آپاسای

نام دختران در ایران باستان

آرمیلا

پسر اسفندیار

آتروترسه

شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید

آرمیتان

سردار ایرانی که والی آذربایجان بود - سردار داریوش

آتروپات

درخشان - نورانی - باهوش

آروشا

آذرنوش - پاکدین زرتشتی

آترونوش

نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند

آرتا

نگهبان ویژه کوروش بزرگ

آرتاپارت

قابل اشتعال

آلیش

یکی از والی های شهنشاهی کوروش بزرگ

آرتام

نام گل

الیا

هفتمین پادشاه ماد

آرتین

نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا

آمیتریس

راهنما و راهبر - نامی اوستایی

آریاز

نام دوشیزه در زمان زندیه

آموتیا

فرزند کوروش هخامنشی

آروکو

نام فرشتگان اهورامزدا

آناهیتا

نگهبان و سردار سرزمینهای آریایی

آریابد

همسر اردشیر اول

آندیا

پسر آریامنش پادشاه کپدوکیه

آریاراد

نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه

آنیتا

یکی از بهدینان زرتشتی

آیوت

خوشحالی و سرور و شادی

انوشا

ایران منش در روزگار ساسانی

ائیریه من

نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی

انوشک

نامی پهلوی - از سرداران کورش بزرگ

ادیشه

نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی

انوشه

پسر خشایارشاه

اَرتاریا

دوست ترین - نامی از دوره هخامنشی

اَرشیت

از متحدین داریوش بزرگ بر ضد مغ دروغین

اَرتامن

شهبانوی خشایارشا

اَمِستریس

فرمانده ناوگان خشیارشا

اَرتاوند

زن پسر سیامک

اوراشی

در کتاب ماتیکان هزاردستان از برزگان بوده است

اَرتور

از شاهدخت های هخامنشی

ارشین

یکی از سرداران ماد در روزگار کوروش

اَرتَمَن

نام نامه نخعی - نام باستانی

ارشنوش

در اوستا یعنی برترین راستی - سرداری هخامنشی

اَرتَبرزین

از نامهای پهلوی

افروز

راستین و بزرگوار

اَردین

از نام نامه نخعی

ارشانوش

فرمانده امپراتوری ایران در حمله اسکندر گجستک

اَرزین

مادر زمین - شکوفه - نام دهی در شما ایران

الیکا

نماینده داریوش سوم برای گفتگو با سکندر ملعون

اَرسیما

نام مکانی در رودبار

الیزه

نامی اوستایی و رقیب زریر

اشتوکان

فدا کننده

المیرا

کسی که از راستی و نیکی سود جسته است

اشاداد

مرتبط با زمین

اریکا

در پهلوی اُمیت - از نویسندگان دینکرد زرتشتیان

اُمید

همسر داریوش سوم

اِستاتیرا

پسر اردشیر سوم

اُوَرَش

رنگین کمان

ایرسا

از سرداران کوروش بزرگ

اُورداد

ستایش کردن

افرا

شاهان سلسله اشکانیان

اشکان

شکوه خورشید

افشید

شاه خوارزم

بکتاش

شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید

ارنواز

به معنای آتش بزرگ

برسام

دختر داریوش سوم که اسکندر با او ازدواج کرد

برسین

از موزیسین های دوره ساسانی

بامشاد

خوش مشرب - مطبوع - دلپذیر

بهنوش

پدر مزدک

بامداد

نامی ایرانی به معنی بهترین روشنایی

بهشید

بابک خرمدین تندیس وطن پرستی ایرانیان

بابک

زیبا و خوش چهره

بیتا

نوازنده و رامشگر مشهور خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی

باربَد

دانا و بیننده

بینا

از سرداران نامی ایران

برتهم

بهشاد - بهرخ - بهتاب

بهرو

از سردارن یزدگرد شاهنشاه ساسانی

برسام

زن ایرانی اسکندر گجستک

برسین

کی بیارش - همان آرمین شاهنامه

بیارش

خواهر داریوش سوم هخامنشی

پُرشاد

ازسرداران داریوش سوم در حمله اسکندر گجستک

باتیس

جرقه - دختر ایرانی

پرشه

از سپهبدان مازندران

باوَند

همسر داریوش دوم - در اوستایی به معنی بسیار شاد

پروشات

فرزند کوروش بزرگ

بَردیا - بَردیه

دختری در ویس و رامین

پری ویس

پدر بهرام - از موبدان یزد

بروسا

باغ و بهشت - واژه پارادیز انگلیسی از همین است

پردیس

برادر زن هرمز چهارم ساسانی

بَستام

پریزاد - پریسا - پریداد - پری تن

پریوش

نیک آفریده شده

بهداد

دختر بردیا - نوه کورش بزرگ

پارمیس

نیکترین راه - بهترین انتخاب زندگی

به رَوِش

زن داریوش دوم هخامنشی

پریزاد

کی بیارش - همان آرمین شاهنامه

بیارش

پردانش-دختر زرتشت-زن جاماسب

پورچیستا

دبیر انوشه روان دادگر و بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی

پاپَک

شاهزاده ای که پیشکش کورش بزرگ شد

پانته آ

پدربزرگ ساسان بنوشته کتیبه کعبه زرتشت

پاردیک

همسر داریوش دوم و نام شاهزادگان

پریساتیس

نبیره سام - بدرود - شادباش

پِدرام

دختر ارشد کورش بزرگ

پارمیس

از نامهای ایران باستان - تازی شده اش ابراهیم

پرهام

ستاره

تارا

از نامهای اوستایی به معنی رزمجو

پِرشان

مادر لهراسب - دختر آرش کمانگیر

تناز

از پهلوانان ایران زمین

پوریا

فرشته مهر و دوستی

توشنامئیتی

جستجو کننده راستی و درستی

پویان

از نامهای زرتشتیان امروزی

تیتک

پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نوادگان جمشید شاه

تورک

عاشق نوازش

تینا

پسر اردشیر سوم پادشاه اشکانی ارمنستان

تیران

شهبانوی اردشیر درازدست

جاماسبه

بزرگ روحانی زرتشتی که اوستا را گرد آوری کرد

تنسر

فرشته دانش و خرد - زنی که دارای مقام روحانی و مقدس در ایران بوده

چیستا

بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند

تهمتن

نامی ایرانی

دلآسا

پادشاه رمنستان- پادشاه اشکانی

تیرداد

همچون مروارید

درسا

از سرداران نامی خشیارشا - پادشاه ارمنستان

تیگران

شهبانوی اردشیر یکم

داماسپیا

حکیم و فیلسوف ایرانی و داماد زرتشت اسپنتمان

جاماسب

نامی ایرانی

دینا

از شخصیت های شاهنامه

جویان

همسر کمبوجبه - شاهزادگان هخامنشی

ردیمه

سومین شاه پیشدادی در حدود 6000 سال پیش

جمشید

دختر داریوش دوم

رکسانا

پسر رستم ذال

جهانگیر

مادر داریوش اول - پرنس در اشکانیان

رُدگون

کنیه بهرام سپهسالار ارتش هرمزد انوشیروان

چوبین

پسندیده و دوست داشتنی

رائیکا

در اوستا به معنی نیکنام - شاهنشاه ساسانی

خسرو

بانوی شهرین

رادنوش

شاهنشاه ایران و فرزند داریوش بزرگ

خشایار

پسندیده و دوست داشتنی

رائیکا

فرستاده شهر از طرف فرشته مهر

دادمهر

فرشته بخشش و مهربانی در وندیداد

راتا

خسرو پرویز شاه ایران

دارمان

دختری از خاندان جمشید

زرشام

شاه شاهان - شاههنشاه بزرگ تاریخ ایران

داریوش

همسر مهرداد چوپان که کوروش بزرگ را پرورش داد

سپاکو

نهمین پادشاه کیانی - پسر رستم - داریوش

دارا

ستاره باران در زبان پهلوی

سَتوِش

دیانوش دوانوش - دارنده جاودانگی

دانوش

زیبا - خوش چهره

سریرا

فرمانده ایران در کاپادوکیه

داتام

خواهر خشایارشاه

سندوس

از پادشاهان ایرانی در زمان پایان دوران سلوکیان

داریو

کامروا - مادر داریوش سوم - دختر اُستان برادر اردشیر دوم

سی سی کام

از خاندانهای ایرانی

دانین

دختر مهراب پادشاه کابل

سیندخت

پادشاه ماد ایرانی

دیااکو

زن مهرداد چوپان که کورش بزرگ را تربیت کرد

سپاکو

از سرداران مبارز در برابر اسکندر گجستک

روشاک

سیمرغ

ساینا

رادترین-با داد و دهشترین-از سرداران ارشیر دوم

راتین

مقدس ایرانی

سپنتا

نام پیکرنگار بهرام گور شاهنشاه ایران

رسام

از نامهای رایج امروزی

شراره

از فرزندان کیخسرو و برادر رامی

رامین

پارسا - پرهیزکار

شاهیده

در پهلوی روژوه- وزیر بهرام شاهنشاه ساسانی

روزبه

دختر روشنایی و نور

شیددخت

از سرداران ایرانی در جنگ با اسکندر گجستک

روشاک

مادر بزرگ اشو زرتشت

فرنو

از سرداران اردشیر دوم - رادترین مرد

راتین

نام زنان در ایران باستان

فرگون

پیشکار دربار انوشیروان دادگر

رام برزین

از نامهای رایج امروزی

فرنوش

پسر زادشم

رایش

زن کیگشتاسب در شاهنامه

کتایون

برادر بزرگ اشو زرتشت

رتوشتر

برخواسته از نسل کیانیان

کیانا

نامی ایرانی

ریوشاد

همسر کورش بزرگ

کاساندان

همپیمان داریوش بزرگ که گوش و بینی خود را در فتح بابل برید

زوپیر

از واژه اوستایی دَئسه به معنی همچون گل

گلدیس

نام فرزند کیکاوس

ژوپین

نام یکی از قسمتهای موسیقی کهن ایران

لبینا

از نامهای کهن زرتشتی ایران

سامیار

مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید

لیدا

پدر بزرگ رستم

سام

مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید

مهشید

فرزند کیکاوس - شخصیت اسطوره ای ایرانیان

سیاوش

مرهم - نام زنبور عسل در یونانی

ملیسا

رهبر نظامیان ایران در زمان اشکانیان

سورنا

ماندانا - مادر کورش بزرگ - همسر کمبوجیه اول

ماندان

نامی مقدس در ایران باستان

سپنتا

ملکه در ایران

مرسده

در اوستا سپنته میتر - قاتل خشایارشا

سپند مهر

فرشتگان مقدس ایران باستان

میترا

در اوستا سپیتریدات - داده خداوند

سپهرداد

دختر مهرداد پادشاه اشکانی

میترادات

از درباریان آستیاگ ماد

سپیتا

نامهای رایج امروزی

مهر نوش

گوش دادن به صدای وجدان - پیک ایزدی در دین بهی

سروش

شهبانوی اردشیر سوم شاه ارمنستان

ماندوی

تابش سرخ - پسر زال

سهراب

از ماه دیس گرفته شده است به معنی گل چهره

مهدیس

پسر کی کاووس

سیامک

به معنی چهره ای همچون ماه

مهرو

در اوستا سَئنا - از پیروان زرتشت

سینا

به معنی دختری همچون ماه

مهدخت

نام زرتشتیان امروزی - نام بهرام گور

شاه بهرام

مهر دختر آریایها

مهر آریا

از شاهان باوندی

شروین

کیش مهر ایرانی

مهر آئین

چهره شاهانه - از موبدان ساسانی

شهروی

از زنان شاهنشاهان هخامنشی

میرتو

از شاهان شیروانی ایران

شیروان

بانوان پارسا در دین زرتشتی

نائیریکا

از شاهان ساسانی

شیروی

مادر مانی نقاشی در دوره ساسانی

نوشید

سردار بزرگ خسرو پرویز از خاندان وهمنزاد

شاهین

فرشته نگهبان آذرخش

نِیشام

وزیر شاهنشاه شاپور

شهروز

نامی ایرانی

نازنوش

پدر هرمزد - نگارنده کعبه زرتشت

شیراک

دختر یکی از شاهان پارتی

نیسا

داده شده از شاه

شهداد

نیوشا- گوش دهنده- نوشه

نیوشه

مرد بزرگ

شایگان

پرنس در زمان ساسانیان

نوشا

پسر زیبا

فرهود

دختر مهرداد و خوهر میترادات اشکانی

نیسا

نماد مقدس انسان بالدار از دوره ما قبل زرتشت

فَرَوَهَر

نام فرشته نگهبان آذرخش

نیشام

نام یکی از شاهان گذشته

فریان

نام مادر مانی نقاش که خود را پیامبر نامید

نوشید

به معنی راست و درست

فَربُد

اناهیت - اناهیتا - فرشته آب

ناهید

از پادشاهان ایرانی در گرجستان

فرمنش

نام گل

وانوشه

از پادشاهان ساسانی

فرامین

ویشکا- ویدا - ویستا

ویرا

لایش و شایسته

فرزام

پردانش - دختر پاکدامن و با اصل و نسب

وستا

نامی ایرانی

فرزین

در اوستایی ویستا - پر دانش و فرهنگ

ویدا

سمبول ملی ایرانیان همان فَرَوَهَر است

فَرَه وَشی

نامی پهلوی به معنی گل

ورتا

دومین پاشاه ماد در بیستون نیز نامش هست

فرورتیش

معشوقه رامین در دوره شاهنشاهی اشکانیان

ویس

نام بسیاری از شاهان ایرانی - فرهاد عاشق شیرین

فرهاد

هفتمین پادشاه کیانی - دختر کیگشتاسب

هما

از شاهان پیشدادی - فرزند سیاوش- نوه کیکاوس

کیخسرو

واژه ای پهلوی به معنی خوش رام - خنده رو

هورام

ستاره

کیان

پهلوی یاسمن - نوعی گل- دختری در ویس و رامین

یاسمین

یا کمبوجیه یا کامبوزیا فرزند کورش بزرگ

کامبیز

خواهر آریوبرزن - زنی سردار در آذرآبادگان

یوتاب

فرزند کاوه - شخصیت ایرانی در شاهنامه- یکی از خاندانها

کارن

دومین پسر کیغباد- پسر کی اپیوه

کیارش


برادر فریدون شاه پیشدادی

کیانوش

کیامنش - کیافر - کیانزاد

کیانمهر

از خاندانهای اصیل ایرانی همان کارن

کارین

نامی ایرانی

کامیار

پسر مرزبان

کُردان

پسر کی قباد

کی آرمین

نامی ایرانی

کیازند

برادر شاه فریدون پیشدادی

کیانوش

پسر موبد سروش

کیوان

نامی ایرانی

کیومهر

بنیانگذار شاهنشاهی و حقوق بشر جهان

کورش

پسر گیو

گودرز

از شاهان ایران باستان

گشتاسب

از وطنپرستان دیلمی

لیشام

پسر کیخسرو شاه کیانی

لُهراسب

نقاش دوره ساسانی که دعوی پیغبری کرد

مانی

نامی از دوره هخامنشی

مِهربُد

نامی ایرانی

مهیار

از سرداران مادی کورش بزرگ - ماه یزد یار - همسنگر بابک

مازیار

از نامهای دوران هخامنشی - آفریننده مزدا - آئین آورنده مزدکیان

مزدک

پادشاه ایرانی در کابل و پدر رودابه

مهراب

همان میتران پهلوی - از خاندانهای اصیل ساسانی

مهران

نام ایرانی

مهراشک

نام ایرانی

مهرساد

نام ایرانی

مکابیز

نام شاپور اول

مهرک

از دانشمندان ایرانی

نیما


نام رودخانه ای در ایران

نیکا

برادر کوچک اشو زرتشت

نیوتیش

از شاهان ساسانی

نرسی

نورانی - مقدس - دارای احترام

ورجاوند

امید - آرزو - سپهبد تبرستان

وَندا

نامی پهلوی - همان بهرام

وَهرام

هم پیمان داریوش بزرگ در براندازی مغ دروغین

ویسپار

یکی از شاهان ایران

وارتان

نام بسیاری از شاهان ایران

هُرمُز

پسر ویسه و برادر پیران

هومان

ظاهر سالم و زیبا

هیراد

از فرمانده هان داریوش بزرگ

هیتاسب

روحانی گذشته ایران در زمان زرتشت

هیربد

یکی از پهلوانان ایرانی

هژیر

اسامی دختر مرتب شده بصورت ترتیب حروف الفبای فارسی

اسم دختر
معنی ( ها )

آبنوس
آبگینه
آتوسا
نام یک شاهزاده ایرانی
آذر
آتش، نهمین ماه ایرانی
آذرافروز
نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار
آذرخش
صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر
آذرگون
نام گلی است برنگ سرخ
آذرنوش
پاکدین
آرا

آرزو
آرزو
آزاده
آزاد، رها
آزیتا
نام یک شاهزاده ایرانی
آزین
زینت آلات
آسا
مانند
آفرین
تشویق
آلاله
نام گلی
آناهیتا
الهه آب
آوا
صدا
آویزه
آویز
آهو
آهو
اختر
ستاره، نام گلی
ارانوس
سیاره ارانوس
ارغوان
نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد
ارکیده
رنگ ارغوانی روشن، نام گلی
ارمغان
هدیه
افسار
تاج
افسانه
افسانه
افسون
طلسم و جادو
افشان
پاشیدن
الناز

انوشه
خوشبخت
ایران
نام کشور ایران
ایران دخت
دختر ایران
بانو
خانم، متشخص، زن مجرد
بلور
کریستال
بنفشه
گل بنفشه
بوبک
دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ حضرت سلیمان
بوسه
بوس، بوسیدن
بهار
فصل بهار
بهارک
بهار کوچک
بهاره
آورنده بهار
بهناز
بهترین ناز
بهرخ
بهترین صورت
بیتا
منحصر بفرد
پدیده
پدیده، چیز جدید
پرستو
اسم یک پرنده
پرند
ابریشم
پری
پری
پری رو
دارای صورتی همچون پری
پریا
جمع پری
پریچهر
دارای صورتی همچون پری
پریزاد
زاده پری
پریسا
مانند پری
پریوش
دارای صورتی همچون پری
پرتو
پرتو
پروانه
پروانه
پروین
نام یک صور فلکی
پگاه
سپیده دم
پوپک
نوعی پرنده
پوران
موفق
پوران دخت
یکی از شخصیت های شاهنامه
پوری
موفق
پونه
نام گلی
پیمانه
جام شراب
پیوند
ارتباط
تارا
ستاره
ترانه
آهنگ، نغمه
ترسا
مسیحی
توران
نام کشور دشمن ایران در شاهنامه
توکا
نوعی پرنده
تهمینه
یکی از شخصیتهای شاهنامه
تینا
سفال
ثریا
نام یک صور فلکی
جوانه
جوان، گل جوانه
چلیپا
خاطره
یاد، یادگاری
خندان
خندان
خجسته
خورشید
آفتاب
دری
ستاره ای درخشان که مانند گوهر می درخشد
دلارام
آرام دل
دلبر
ملیح، خوش قلب
دلکش
جذاب
دریا
دریا
دنیا
جهان
رامش
آرامش
رسا
پرمعنی
رکسانه
روشنایی، نام شاهزاده ایرانی که اسکندر بخاطر او تخت جمشید را نابود کرد
روان
روح، روان
رودابه
یک از شخصیت های شاهنامه، مادر رستم
روشنک
نور کوچک
رها
آزاد
ریما
زری
حریر، زربافت
زرین
طلایی
زرین دخت
دختر طلایی
زویا
زهره
سیاره زهره(ونوس)ر
زیبا
زیبا، قشنگ
ژاله
شبنم
ژیلا
سارا
ساغر
جام شراب
سالومه
ساناز
نام گلی
سایه
سایه
سپیده
نور اول صبح
ستاره
ستاره
سروناز
زن زیبا، درخت سروناز
سمن
یاسمن
سمیلا
سمیرا
سنا
سودابه
یکی از شخصیت های شاهنامه
سوری
رز قرمز
سوزان
شعله ور، درحال سوختن
سوسن
نام گلی
سوگند
قسم خوردن
سپتا
سیما
صورت، رخ
سیمین
نقره ای
شادان
شاد
شادی
شادی، خوشحالی
شاهین
سلطنتی
شبنم
شبنم(ژاله)ر
شراره
جرقه
شروین
شعله
شعله، آتش
شکوفه
شکوفه
شکوه
جلال، زرق و برق
شوکا
نوعی آهو
شهربانو
بانوی شهر
شهرزاد
زاده شهر
شهرناز
عشق شهر
شهزاده
شاهزاده
شهلا
زن سیاه چشم
شهناز
عشق شاه
شیدا
شیده
آفتاب، درخشان
شیرین
ظریف، شیرین
شیرین بانو
زن شیرین و حساس
شیفته
افسون شده
شیما
شیوا
فریبا
صدف
صهبا
شراب
طاهره
پاک، خالص
طلا
طلا
عسل
عسل
غزال
آهوی کوهی
غزاله
آهوی کوهی
غمزه
طنازی
غنچه
غنچه گل
فرانک
یکی از شخصیتهای شاهنامه
فرحناز
خوشی
فرخنده
شاد
فرزانه
عاقل
فرشته
فرشته، پری
فرناز
عشوه گر
فرنگیس
یکی از شخصیت های شاهنامه
فروزان
درخشان
فروزنده
درخشان
فروغ
روشنی
فریبا
ملیح
فریده
پرارزش
فرین
ستوده
فیروزه
فیروزه
فیلا
عاشق
قاصدک
گل قاصدک
قدسی
مقدس، فرشته
کتایون
یکی از شخصیت های شاهنامه
کیمیا
ماده ای که مس را به طلا تبدیل می کند
گردآفرید
یکی از شخصیت های شاهنامه
گردیا
یکی از شخصیت های شاهنامه
گلاره
چشمان
گلبانو

گلبهار
گل فصل بهار
گلپری
گلشن
باغ گل
گلنار
گل انار، به زیبایی گل
گلنسا
گلی
رنگ قرمز گل رز
گیتا
نوعی آهنگ
گیتی
جهان، دنیا
گیسو
لادن
نام گلی
لاله
گل لاله
لیدا
لیلا
شبانه
لیلی
نام گلی
مانا
مانند
ماندانا
نام یک شاهزاده
مانی
نقاشی که خود را پیامبر معرفی کرد
ماهدخت
وجوه ماه
ماهرخ
کسی که صورتش مانند ماه باشد
مرجان
مرجان
مرجانه
مرجان
مرمر
مرمر
ملکه
ملکه
منیژه
یکی از شخصیتهای شاهنامه
مروارید
مروارید
مریم
گل مریم
مژده
خبر خوش
مژگان
مژه ها
مستانه
مست
میشا
مونا
نام یک الهه
مهتا
مثال ماه
مهتاب
مثال ماه
مهر انگیز
مهر انگیز
مهرناز
نور آفتاب
مهرنوش
مهری
خورشید، مهربان
مهسا
ماه، مهتاب
مهستی
درخت گل یاس
مهشید
مهناز
نور ماه، شکوه ماه
مهنوش
مهوش
مثال ماه، زیبایی
مهین
دختر ماه
میترا
نام یک الهه
مینا
مینا
مینو
نازآفرین
شوق آفرین
نازگل
گل زیبا
نازنین
خوش قلب
نازی
زیبا
نازیلا
زیبا
ناژین
نام یک درخت
ناهید
ونوس، ستاره زهره
ندا
صدا
نرگس
نام گلی
نسترن
نام گلی
نسرین
رز وحشی
نغمه
ترانه، آهنگ
نگار
خوش قلب
نگاه
نگاه
نگین
سنگ روی انگشتر و جواهرات
نوا
نوا
نوش آفرین
شادی خلق
نوشین
شیرین
نهال
نهال
نیکو
خوب، زیبا
نیکی
خوبی
نیلوفر
نام گلی(زنبق آبی)ر
نیوشا
شنونده
وندا
آرزو
ویدا
آشکار
هدیه
هدیه
هستی
وجود
هما
پرنده ای افسانه ای
هنگامه
حیرت انگیز
یاس
گل یاس
یاسمن
گل یاس
یکتا
تنها، یگانه
یگانه
تنها، یگانه
یلدا
نام بلندترین شب سال

 

 

آبان دخت: دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش وزن داریوش اول
آفر: آتش - ماه نهم سال شمسی
آفره دخت: دختر آتش - دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آذین: زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش
آراه: نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت
آرزو: کام ، مراد ، معشوق ، امید
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام: والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن: نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی
آرمان: آرزو - خواهش - امید
آرمین: آرام گرفتن - پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
آریا فر: دارنده شکوه آریائی
آریا: آزاده نجیب - یکی از پادشاهان ماد - مهمترین نژاد هند و اروپائی
آریا مهر: دارنده مهر ایران - از سرداران داریوش سوم
آرین: سفید پوست آریائی
آزاده: دلیر و بی باک ، رها
آزرم: شرم ، مهر ، محبت ، عشق
آزرمدخت: یکی از ملکه های ساسانی
آزیتا: آزاده
آناهیتا: الهه آب
آونگ: شبنم - نام کردی
آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار
آیدا: شاد، ماه - نام تذکمنب

اتسز: لاغر و استخوانی - از پادشاهان خوارزم
اختر: ستاره ، علم ، درفش
ارد: خیر وبرکت،فرشته نگهبان ثروت، نام پادشاهان اشکانی

ارد بزرگ: اندیشمند و متفکر برجسته ایرانی
ارد شیر: شیر زیبا - اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان
اردوان: نام پادشاهان معروف اشکانی
ارژن: درختی با چوب بسیار سخت و محکم - نام کردی
ارژنگ: آرایش - کتاب مانی نقاش - دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت
ارسلان: شیر، دلیر و شجاع - نام پادشاه سلجوقی
ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
ارمغان: هدیه ، تحقه ، سوغات
ارنواز: نوازش شده اهورا - دختر جمشید شاه پیشدادی
اروانه: نام گلی کوهی است - نامی کردی
استر: ستاره - بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه
اسفندیار: پاک آفریده شده - پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
اشکان: منسوب به اشک - بنیانگذار سلطنت پارتها
اشکبوس: پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد
افسانه: داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
افسون: سحر و جادو ، حیله و تزویر
افشین: با همت .
امید: انتظار ، آرزو
انوش (‌ آنوشا): استوار و جاوید - دخترمهرداد ششم
انوشروان: دارنده لوح جاویدان - لفب خسرو اول پادشاه ساسانی
اورنگ: عقل و کیاست ، تخت پادشاهی
اوژن: شکست دهنده ، دشمن برانداز
اوستا: نام کتاب آسمانی زردشت
اهورا: صاحب ، فرمانروای دانا
ایاز: بزرگ و پاینده - نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی
ایران: محل زندگی آریائیها
ایراندخت: دختر ایران
ایرج: یاری دهنده آریائیها - پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی
ایزدیار: کشی که خداوند یار اوست

بابک: پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
باپوک: کولاک ، نامی کردی
باربد: پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
بارمان: لایق - نام سردار افراسیاب
بامداد: پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک
بامشاد: کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بانو: خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
بختیار: خوشبخت ، خوش اقبال - استاد رودکی در موسیقی
برانوش: مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی
بردیا: پسر کورش و برادر کمبوجیه
برزو: بلند قامت - پسر سهراب و نوه رستم دستان
برزویه: طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
برزین: بلند و تنومند - ازپهلوانان ایران - نام پسر گرشاسب
برمک: از وزیران ساسانی - نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
بزرگمهر: خورشید بزرگ - نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بنفشه: گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
بوژان: رشد کرده - نامی کردی
بویان: خوشبو - مامی کردی
بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهارک: بهار کوچولو
بهاره: بهاری
بهتاش: خوب ومانند
بهداد: نیک آفریده شده
بهرام: پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
بهدیس: خوش رنگ ، خوشگل
بهرخ: زیبا چهره ، قشنگ
بهرنگ: خوش رنگ
بهروز: خوشبخت ، نیکبخت
بهزاد: نیک نژاد - مینیاتوریست مشهور صفویان - نام اسب سیاوش
بهشاد: خوشحال وشاد
بهمن: نیک اندیش - برف انبوه که از کوه فرو ریزد - جانشین اسفندیار
بهناز: خوش ناز‌، باناز ، طناز
بهنام: نیک نام
بهنود: سلامت ، عافیت
بهنوش: کسی که نیک مینوشد
بیتا: بی همتا ، بی مانند
بیژن: ترانه خوان ، جنگجو - پسر گیو و دلداده منیژه

پارسا: پاکدامن ، زاهد
پاکان: پاکها - نامی کردی
پاکتن: نیکو چهر پاکیزه تن
پاکدخت: دختر پاک
پانته آ: همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت
پدرام: آراسته ، نیکو ، شاد
پرتو: روشن ، تابش
پرشنگ: تابش ، آتشپاره
پرتو: روشن ، تابش ، فروغ
پرستو: پرنده مهاجر
پرویز: پیروز - لقب خسرو دوم ، پادشاه ساسانی
پردیس: بهشت ، باغ و بستان
پرهام: ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور
پژمان: افسرده ، غمگین
پژوا: بیم و هراس
پرنیا: پارچه حریر
پشنگ: میله آهنی - نام پدرافراسیاب
پروانه: حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند
پروین: ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم
پری: فرشته ، جن ، همزاد
پریچهر: زیبا روی - نام زن جمشید شاه
پریدخت: دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال
پریسا: همچون پری
پرناز: پری ناز دار
پریوش: پری روی ، فرشته روی
پریا: کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.
پوپک: هدهد
پوران: جانشین ، یادگار
پوراندخت: نام دختر خسروپرویز
پوریا: پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی
پولاد: آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد
پویا: رونده و دونده - نامی کردی
پونه: گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید.
پیام: الهام ، وحی ، پیغام
پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی
پیمان: عهد ، قول وقرار - عنوان اسامی مردان در فارسی دری

تابان: تابنده ، منور
تاباندخت: دختر تابناک
تاجی: تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری
تارا: ستاره
تاویار: آتشبان - نامی کردی
ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
تناز: نازنین ، با ناز و کرشمه - نامی کردی
توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور
توراندخت: دختری از توران
تورج: دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه
تورتک: خروس صحرایی ، قرقاول
توفان: باد سخت
توژال: برف اندک - نامی کردی
تیر داد: داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی
تینا: گل ، نامی کردی
تینو: تشنه ، نامی کردی

جابان: سردار ایرانی یزدگرد
جامین: اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی
جاوید: پایدار ، همیشگی
جریره:‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
جوان: برنا ، دلیر ، شاداب
جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
جهان: دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان
جهانبخت: شانس و اقبال جهان
جهانبخش: بخشنده جهان
جهاندار: نگهبان جهان
جهانگیر: فاتح جهان - نام پسر رستم
جهان بانو: بانوی جهان ، ملکه جهان
جهاندخت: دختر گیتی
جهان ناز: مایه فخر عالم
جیران: آهو ، نامی ترکی

چابک: زرنگ ، چالاک
چالاک: سریع و زبردست
چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان
چترا: دوازدهمین پادشاه سلسله ماد
چوبین: کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان
چهرزاد: نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد

خاوردخت: دختر مشرق زمین
خداداد: خدا داده
خدایار: دوست خدا - فرمانروای بخارا بوده است
خرم: شاد و خندان - پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است
خرمدخت: دختر شاد و خندان
خسرو: مشهور ، نیک نام - لقب چند تن از پادشاهان ساسانی
خشایار: قهرمان ، نیرومند - نام پسر داریوش کبیر هخامنشی
خورشید: درخشنده آفتاب - معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید

دادمهر: زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان
دارا: مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند
داراب: نام پسر بهمن پادشاه کیانی
داریا: دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است
داریوش: نگهبان نیکی - فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی
دانوش: از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است
داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی
دایان: ماما ، نامی کردی
دریا: بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه
دل آرا: محبوب و معشوق
دل آویز: دلچسب ، دلکش ، آویزه دل
دلارام: مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
دل انگیز: گوارا ، مطلوب
دلبر: برنده دل ، یار و معشوق
دلبند: عزیز و گرامی
دلربا: رباینده دل ، محبوب
دلشاد: شادمان و خوشحال
دلکش: جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذیر
دلناز: آنکه قلب و دلش ناز است
دلنواز: مهربان ، مشفق
دورشاسب: نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه
دنیا: عالم و گیتی
دیااکو: اولین پادشاه مادها در قرن هفتم پیش از میلاد
دیانوش: دزد دریائی در داستان وامق و عذرا
دیبا: پارجه ابریشمی رنگی ، روی زیبا
دیبا دخت: دختر زیبا ، دختری همچون پرنیان

رابو: نام گلی بهاری - نامی کردی است
رابین: مشاور ، متعمد - نامی کردی است
رادبانو: بانوی بخشنده و جوانمرد
رادمان (رادمن): نام سپهسالار خسرو پرویز ساسانی
رازبان: راز دار - عنوان مردان بزرگ در پارسی دری
راژانه: رازیانه - نامی کردی برای دختران
راسا: هموارو صاف - نامی کردی
رامتین: آرامش تن - موسیقی دان عهد ساسانیان
رامش: فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی
رامشگر: خواننده و نوازنده ، خنیاگر
رامونا: نگهبان عاقل
رامیار: چوپان و گوسفند چران
رامیلا: خدای بزرگ ، نامی آشوری است
رامین: معشوقه ویس ، نام یکی از سرداران ایران
راویار: شکارچی - نامی کردی
رژینا: مانند روز - نامی کردی
رخپاک: دارای چهره پاک
رخسار: چهره ، سیما
رخشانه: منسوب به رخش
رخشنده: تابان ، کنایه از خورشید است
رزمیار: رزمنده ، مبارز
رستم: تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه
رکسانا: نورانی ، روشن
روبینا: یاقوت سرخ
رودابه: فرزند تابان ، زن پسرزا ، نام قلعه ای در غرب ایران
روزبه: خوشبخت: بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی
روشنک: مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است
روناک: روشن
رهام: نام پسر گودرز
رهی: راهی شده ، روان ، مسافر
ریبار: رهگذر ، نامی کردی
راسپینا: پائیز ، لغت زند و پازند

زادبخت: خوشبخت ، خوش اقبال
زاد به: بهزاد ، نیک زاده شده
زاد چهر: دارای نژاد پاک و اصیل
زاد فر: زاده روشنی
زال: فرزند سپید موی سام نریمان و پدر رستم قهرمان ملی ایرانیان
زادماسب: برادر شاپور ساسانی ، نام یکی از قضات ساسانی
زاوا: داماد ، نامی کردی
زردشت: صاحب شتر زرد و زرین ، پیامبر ایران باستان
زرنگار: طلا کوب ، زرین
زری: طلائی ، زربفت
زرین: طلائی رنگ ، منصوب به زر
زرینه: آنچه منسوب به زر است
زمانه: روزگار ، دهر
زونا: گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی
زیبا: خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو
زیبار: قبیله ای از کردها ، نامی کردی
زیما: زمین ، لغت اوستائی
زینو: زنده ، پابرجا - نامی کردی

ژاله: شبنم ، قطره
ژالان: گلهای دارای قطره و شبنم - نامی کردی
ژیار: زندگی ، زندگی شهری - نامی کردی
ژینا: زندگی و حیات - نامی کردی
ژیوار: زندگی

سارا: صحرا ، کوه و دشت - نامی کردی
سارک: سار کوچک ، پرنده ای سیاه رنگ وبزرگتر از گنجشک
سارنگ: نام سازی شبیه به کمانچه
ساره: بامداد ، فردا - نامی کردی
ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
ساغر: پیاله شرابخوری ، جام
سام: سیه چرده - جهان پهلوان ایرانی وجد رستم
سامان: ترتیب ، نظام ، زندگی
سانا: سهل و آسان
ساناز: کمیاب ، نادر، نام گلی است
سانیار: حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی
ساویز: خوش اخلاق ، مهربان - نامی کردی
ساهی: آسمان صاف - نامی کردی
ساینا: خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ
سایه: منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت
سپنتا: مقدس ، محترپ
سپند: اسفند
سپهر: آسمان ، نام فرزند کیخسرو
سپهرداد: بخشیده اسمان - داماد داریوش هخامنشی
سپیدار: درخت سفید
سپید بانو: بانوی سفید و درخشان
سپیده: سحرگاه ، سپیدی چشم
ستاره: کرات آسمانی که در شب می درخشند
ستی: دختر ، سیتا
سرافراز: سربلند ، متکبر
سرور: رئیس ، پیشوا
سروش: شنیدن و فرمانبرداری - فرشته مظهر اطاعت
سرور: شادمانی ، خوشحالی
سوبا: شناگر ، فردا
سوبار: اسب سوار - لغت زند و پازند
سنبله: یک خوشه گندم
سودابه: دختر زا - سود ده
سوری: سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم
سورن: خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند
سورنا: سردار دلیر و خردمند پارتی
سوزان: سوزنده ، ملتهب
سوزه: سبزه ، نامی کردی
سوسن: گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی
سومار: نام قبیله ای از کردها
سولان: نام گلی است ، نامی کردی
سولماز: زنی که پیرو پژمرده نمی شود
سوگند: شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند
سهراب: سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود
سهره: پرنده ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد
سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان
سیامک: مجرد - نام پسر کیومرث
سیاوش: دارنده اسب سیاه ، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید
سیبوبه ‌: مانند سیب ، دانشمند شهیر ایرانی ، منصف الکتاب
سیما: چهره ، رخ
سیمدخت: دختر نقره ای و سفید
سینا: مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سینا
سیمین: نقره ای ، سفید ، روشن
سیمین دخت: دختر نقره ای و سفید

شاپرک: پروانه
شادی: شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان: شادمان
شادمهر: مهربان ، با محبت
شاران: گردنبند درست شده از بادام - نامی کردی
شاهپور: پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساسانی
شاهدخت: دختر شاه ، شاهزاده خانم
شاهرخ: شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد
شاهین: پرنده ای شکاری
شاهیندخت: دخت شاهین
شایسته: سزاوار ، لایق
شباهنگ: بلبل ، ستاره کاروان کش
شب بو: نام گلی است که شب هنگام باز می شود
شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز
شبنم: رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند
شراره: گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی
شرمین: شرمسار ، خجل
شروین: یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی
شکوفه: گل درختان میوه دار ، شکفته
شکفته: خندان ، بشاش
شمشاد: درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است
شمین: خوشبو، خوش عطر
شوان: شبان ، چوپان - نامی کردی
شمیلا: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار
شورانگیز: فتنه انگیز ،‌ ایجاد کننده شور و شوق
شوری: خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی
شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
شهبار: درخورشاه ، لایق شاه
شهباز: باز سفید رنگ ، شاه باز
شهبال: پر بزرگ پرندگان
شهپر: پرشاهانه
شهداد: داده و بخشیده شاه
شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر
شهرام: رام و مطیع شاه
شهربانو: بانوی شهر ، ملکه
شهرزاد: شهرزاده ، بومی - نقال قصه های هزار و یک شب
شهرناز: خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش
شهرنوش: شیرینی شهر
شهره: مشهور و نامی
شهریار: پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب
شهرزاد: شاهزاده ، فرزند شاه
شهلا: زن سیه چشم
شهنواز: نوازش شده شاه
شهین: منسوب به شاه
شیبا: نسیم شبانه - نامی کردی
شیدا: آشفته و عاشق
شیده: ‌خورشید ، درخشان
شیردل: پهلوان و دلاور
شیرزاد: شیر بچه ، همچون شیر
شیرنگ: به رنگ شیر ، مانند شیر
شیرو: پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون
شیرین دخت: دختر شیرین
شیما: دخترانه ، نامی کردی
شینا: قدرتمند ، توانا - نامی کردی
شیرین: مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز
شیوا: شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان

طوس: فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه
طوطی: پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است .
طهماسب: دارای اسب قوی - نام پسر منوچهر
طهمورث: روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید

غوغا: آشوب ، هیاهو
غنچه: گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق

فتانه: از نامهای کردی برای دختران
فدا: قربانی ، نامی کردی
فراز: بلندی و شکوه
فرامرز: شکوه مرزداری - نام پسر رستم دستان
فرانک: سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی
فراهان: محل شکوه و جلال
فربد: مناعت ، بزرگی
فربغ: شکوه خداوند
فرجاد: دانشمند و فاضل
فرخ: تابان و زیبا - نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان
فرخ پی: نیک پی و نیک قدم
فرخ داد: مبارک آفریده شده
فرخ رو: دارای صورت زیبا
فرخ زاد: مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است
فرخ لقا: درای چهره زیبا ، خوشگل
فرخ مهر: زیبا چون خورشید
فرداد: داده شکوه وزیبائی
فردیس: بهشت ، بوستان
فرین: یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار
فرزاد: زاده فرو شکوه
فرزام: شایسته و لایق - نامی کردی
فرزان: عاقل ، حکیم ، دانشمند
فرزانه: دانشمند ، عاقل و عالم
فرزین: عالم ، وزیر دربار
فرشاد: شا دمان ، مسرور ، خوشحال
فرشته: فرستاده الهی و آسمانی
فرشید: درخشانتر ، نام برادر پیران ویسه
فرمان: دستور ، حکم
فرناز: داری ناز فراوان
فرنگیس (فری گیس): نام دختر افراسیاب و همسر دوم سیاوش
فرنود: دلیل و برهان
فرنوش: شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد
فرنیا: نامی برای پسران
فروتن: افتاده حال ، متواضع
فرود: پائین - نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین
فروز: روشنائی ، روشنی
فروزان: تابان ، درخشان
فروزش: روشنی ، تابناک
فروزنده: درخشان ، درخشنده
فروغ: روشنائی ، تابش
فرهاد: عاشق افسانه ای شیرین
فرهنگ: شکوه ، ادب ، تربیت
فرهود: صداقت و راستی در دین
فربار: همراه خوب و شایسته
فریبا: زیبا و فریبنده
فرید: بی همتا، نامی کردی
فریدخت: دختر بی همت
فریدون: دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد
فریمان: فر و شکوه ایمان
فریناز: عشوه گر ، پریناز
فرینوش: شکوه شیرین
فریوش: زنگ ، همان پریوش هم هست
فیروز: پیروز و مظفر
فیروزه: سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای

قابوس: معرب کاووس است
قباد: سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی
قدسی: بهشتی ، روحانی

کابان: کدبانو ، نامی کردی برای دختران
کابوک: کبوتر ، نامی کردی برای دختران
کارا: فعال و کوشا
کارو: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده
کاراکو: نام یکی از سرداران ماد
کامبخت: کسی که بخت به کام اوست
کامبخش: آرزو دهنده ، مراد بخش
کامبیز: صورت فرانسوی ((کمبوجیه)) پسر کورش است
کامجو: کامجوینده
کامدین: یکی از دانایان دین زردشت
کامران: سعادتمند و خوشبخت
کامراوا: به مقصود و مراد رسیدن
کامک: آرزو و خواهش کوچک
کامنوش: کامروا ، خوشبخت
کامیار: کامروا و پیروز
کانیار: معدن شانس ، نامی کردی
کاووس: پادشاه توانا - از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد
کاوه: آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد
کتایون: جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار
کرشمه: ناز و غمزه
کسری: معرب خسرو است
کلاله: موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد
کمبوجیه: نام پسر کورش کمبوجیه است
کوشا: کوشنده ، ساعی
کهبد: خداوند کوه ، عابد
کهرام: رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب
کهزاد: زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است
کیارش: شهریار بزرگ
کیان: پادشاه ، امیران
کیانا: فرستاده ، نامی کردی
کیانچهر: دارای چهره پادشاهان
کیاندخت: شاهدخت ، دختر شاه
کیانوش: بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه
کیاوش: بزرگوار - نام پدر کیقباد
کیخسرو: پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان
کیقباد: پادشاه محبوب - پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان
کیکاووس: سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش
کیوان: سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است .
کیوان دخت: دختر سیاره کیوان
کیومرث: نخستین انسان ، و به گفته شاهنامه نخستین پادشاه
کیهان: جهان و گیتی
کیاندخت: دختر گیتی
کیهانه: جهان کوچک

گرد آفرید: پهلوان زاده شده
گردان: پهلوانان ، یلان
گرشا: به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است
گرشاسب: صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم
گرشین: شعله آبی ، نامی کردی برای دختران
گرگین: منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو
گزل: زیبا ، نامی ترکمنی است
گشتاسب: صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی
گشسب: دارنده اسب نر
گشسب بانو: دختر رستم و زن گیو
گل: گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند
گل آذین: حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها
گل آرا‌:‌ آراینده گل
گلاره: تخم چشم ، نامی کردی
گل افروز: فروزنده گل
گلاله: دسته گل
گل اندام: آنکه اندامش مانند گل است
گلاویز: گیاهی برای زینت گل
گلباد: داری بوی گل
گلبار: پرگل ، گل افشان
گلبام: گلبانگ
گلبان: نگهدارنده گل
گلبانو: بانوی چون گل
گلبرگ: هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل
گلبو: معطر ، خوشبو
گلبهار: مثل گل بهاری
گلبیز: گل افشان
گلپاره: تکه گل ، پاره ای از گل
گلپر: برگ گل ، پر گل
گلپری: پری همچون گل
گلپوش: پرازگل ، پوشیده از گل
گل پونه: کسی که چهره اش به لطافت گل است
گلچین: باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند .
گلدخت: دختر گل
گلدیس: به رنگ گل ، مانند گل
گلربا: رباینده گل
گلرخ: بسیار زیبا همچون گل
گلرنگ: به رنگ گل ، شرابی رنگ
گلرو: زیبا و سرخ رو
گلشن: گلزار و گلستان
گلریز: ریزنده گل
گلزاد: زائیده گل
گلزار: گلستان ، جای پرگل
گلسا: مثل گل
گلشید: درخشان چون گل
گلنار: گل انار ، شکوفه انار
گلناز: کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است
گلنسا: گل بانو ، خانم گل
گلنواز: نوازش شده گل
گلنوش: شیرین مثل گل
گلی: مانند گل ، قرمز رنگ
گودرز: از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانی
گوماتو: انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد

نام های اصیل پسران ایران

الف

آبادان : خرم و باصفا

آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آبدوس : نام یکی از درباریان اردوان سوم اشکانی

آبستا : اوستا

آتروپات : نام والی آتروپاتن(آذرآبادگان)

آترین : نام پسر اوپدرم در زمان داریوش بزرگ

آتش : فروغ و روشنایی

آخشیج : نماد، عنصر

آدُر : آذر، آتش

آدُرباد : نام موبد موبدان دوران شاپور

آذر بُرزین : نام موبدی بوده

آذر بُرزین : نام موبدی بوده

آذرآیین : نام پسر آذرساسان

آذرافروز : نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار

آذرباد : نام موبد موبدان روزگار شاپور دوم

آذربُد : نام پسر هومت که نوشتن نامه دینکرد را به انجام رساند

آذربود : موبدی در زمان یزدگرد

آذرپَژوه : پسر آذرآیین پسر گستهم نویسنده کتاب گلستان دانش

آذرپناه : نام یکی از ساتراپ آذرآبادگان

آذرخش : صاعقه، برق

آذرفر : در اوستا به دارنده فرآذر

آذرکیوان : از موبدان بزرگ شیراز در روزگار حافظ

آذرمهر : نام موبدی است در زمان کواد

آذرنوش : در اوستا به دوست‌دار فرهنگ

آذین : زیور، نام فرمانده لشکر بابک خرمدین

آراستی : نام عموی اشوزرتشت و پدر میدیوماه

آرتمیس : نام فرمانده نیروی دریایی خشایارشاه

آرتین : نام هفتمین پادشاه ماد

آرش : پهلوان و یکی از بهترین تیراندازان ایرانی

آرمان : آرزو، خواسته

آرمین : آرامش، آسودگی

آریا : اصیل و آزاد ، فرمانده ارتش ایران در روزگار کورش

آریامن : نام فرمانده ناوگان خشایار شاه

آریامنش : نام پسر داریوش

آریامهر : دارنده مهر ایران

آرتاباز: از نامهای برگزیده

آریوبَرزَن : دلاور و پهلوان. سردار داریوش سوم

آزاد : نام بهدینی که در فروردین یشت ستوده شده

آزاد منش : راد، جوانمرد، دارنده خوی آزادگی

آزادمهر : از نام های برگزیده

آژمان : بی زمان

آسا : نام پدر بهمن که در چکامه از او یاد شده

آستیاک : نام چهارمین و آخرین پادشاه ماد

آونگ : آویخته، نگهدارنده

آویز : آویختن، نگهداری

آیریک : نام نیای یازدهم اشوزرتشت

اَبدَه : بی آغاز

اَبیش : بی رنج

اپرنگ : نام پسر سام

اَپروَند : دارنده بلندی و شکوه یا فرهمند

اَپروَیژ : پیروزمند و شکست ناپذیر . نام خسرو دوم پادشاه ساسانی

اَپیوه : نام پسر کیقباد نخستین پادشاه کیانی

اَترس : دلیر، بی ترس

اَرتان : راستگو. نام پسر ویشتاسب

ارج : ارزنده. نام یکی از نیاکان اشوزرتشت

ارجاسب : اوستایی آن یعنی دارای اسبان پرارزش

ارجمند : با ارزش

ارد : نام پادشاهان اشکانی و متفکر نامدار ارد بزرگ

اردشیر : نام پادشاه هخامنشی و ساسانی

اردلان : از واژه ارد ایرانی است

اردوان : در اوستا ، پشتیبان راستی و درستی است

ارژنگ : نام سالار مازندران

ارشا : راست و درست

ارشاسب : دارنده اسبهای نر

اَرشام : پسر عموی داریوش بزرگ

اَرشان : نام نیای داریوش بزرگ

ارشک : نام نخستین پادشاه اشکانی

اَرشَن : نام برادر کاووس

اروتَدنر : نام پسر میانی اشوزرتشت. فرمان گذار

اروَند : شریف- نجیب. نام پدر لهراسب

اُزیرن : گاه پسین

اسپاد : دارنده سپاه نیرومند

اسپنتمان : نام خانوادگی و یکی از نیاکان اشوزرتشت

اسپهبُد : نام پدر بزرگ خسرو انوشیروان

اسفندیار : نام پسر کی گشتاسب کیانی و برادر پشوتن

اشا : راستی ، درستی ، راه خوشبختی

اشاداد : داده پاکی و پارسایی

اشتاد : راستی

اشکان : نام سومین نیای پاکر

اُشهن : گاه سپیده دم، آغاز روشنایی

اَشوداد : نام برادر هوشنگ پیشدادی

اشوفْرَوَهَر : پاکروان

اشومنش : پاک منش

افروغ : روشنایی و فروغ. از مفسران اوستا در زمان ساسانیان

افشین : نام سردار ایرانی

اقاقیا : درختی با گل های سپید

اَگومان : بی گمان

البرز : کوه بلند. نام پهلوانی است

الوند : توانا و تیزپا

امید : نام پدر آذرپات، از نویسندگان نامه دینکرد

امیدوار : نام پسر خواستان دیلمی از سرداران مازیار

اندریمان : کسی که اندیشه اش در پی شهرت و ستایش است

اَنوش : بی مرگ. جاویدان

انوشیروان : پاکروان، پادشاه ساسانی

اَهنَوَد : رهبری و فرمانداری . نخستین بخش از سروده گات‌ها

اهورا : هستی بخش، خداوند

اوتانا : نام یکی از یاران داریوش

اَوَخشیا : بخشاینده

اَوَرداد : از سرداران کورش بزرگ

اَوَرکام : نام پسر داریوش هخامنشی

اورمزدیار : خدایار، یاور اهورا

اَُورنگ : تخت پادشاهی . نام فرستاده پادشاه کشمیر به یمن

اُوژن : زننده و شکست دهنده دشمن

اوس : در اوستا به چم دارنده چشمه ها

اوستا : دانش، کتاب دینی

اوستانَه : نام سردار سغد در زمان هخامنشی

اوشَه : بامداد و سپیده در اوشهین گاه

اوشیدر : پروراننده قانون مقدس

ایدون : اینچنین، اینگونه

ایران پناه : از نام های برگزیده

ایرانپور : از نام های برگزیده

ایرانشاه : نام یکی از بزرگان ایران

ایرانمهر : روشنایی ایران

ایرج : یاری دهنده آریایی ها

ایزد : ستایش و ستودن

ایزدیار : یاور ستودنی

ایسَدواستَر : خواستار کشتزار و آبادکننده. بزرگترین پسر اشوزرتشت

ب

بابک : نام پسر ساسان در زمان اشکانیان

باتیس : نام دژبان غزه در هنگام داریوش سوم

بادرام : کشاورز

باربُد : نام نوازنده و رامشگر نامی زمان خسرو پرویز

بامداد : نام پدر مزدک

بامشاد : نام نوازنده. نامی در روزگار ساسانیان

بامگاه : هنگام بامداد

بایگان : نگهدارنده

بخت آفرین : نام پدر هیربد شهریار

بَختیار : از فرزندان رستم در روزگار خسرو پرویز

بَخشا : از نام های روزگار هخامنشیان

بَدخشان : لعل

بدره : بهره. نام یکی از سرداران خشایار شاه

بَرازمان : بلند اندیشه

بَردیا : نام پسر کوچک کورش

بُرزو : بلندبالا. نام پسر سهراب

بُرزویه : نام رییس پزشکان شاهی در روزگار خسرو

بَرسام : نام یکی از سرداران یزدگرد ساسانی

بَرَسم : شاخه های گیاهی

بَرِشنوم : پاک و تمیز

بَرمک : نام وزیر شیروی ساسانی

بُزرگمهر : نام مهین دستور انوشیروان دادگر

بَگاداد : نام یکی از سرداران ایرانی روزگار هخامنشی

بَگاش : نام یکی از سرداران هخامنشی

بلاش : نام نوزدهمین پادشاه ساسانی

بُندار : دارنده اصل و بنیاد

بُنشاد : شاد بنیاد

بَهاوند : در اوستا به چم وهوونت دارنده نیکی

بِهراد : نیکی بخش

بهرام : فتح و پیروزی است. نام پهلوانی در شاهنامه

بَهرامشاه : نام یکی از دانشمندان و عارفان زرتشتی

بِهروز : روزگار نیک و خوش

بِهزاد : نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور

بِهمرد : از نام های برگزیده

بهمن : نیک منش. نام پسر اسفندیار

بهنام : نیک نام

بوبار : دارنده زمین. نام کشاورزی در زمان خشایار

بوجه : رهایی یافته. نام یکی از بزرگان هخامنشی

بوخشا : رستگار

بیژن : نام پسر گیو

پ

پارسا : پرهیزکار

پاساک : نام برادر زاده داریوش بزرگ

پاکدین : دین درست، دین پاک

پاکروان : پاک باطن، نیک نفس

پاکزاد : پاک نژاد، نجیب

پاکمهر : از نام های برگزیده

پالیز : کشتزار

پَتَه مانی : دادگستر

پدرام : نام نبیره سام. درود، شادباش

پرچم : درفش

پَرنگ : نام پسر سام

پرهام : از نام های برگزیده

پرویز : شکست ناپذیر و پیروزمند. کنیه خسرو دوم ساسانی

پَریبُرز : بلند بالا، نام پسر کیکاووس

پژدو : نام نیای اشوزرتشت، بهرام پژدو از چکامه سرایان نامی زرتشتی

پژمان : از نام های برگزیده

پَشَنگ : نام برادر زاده فریدون پیشدادی

پشوتَن : پیشکش کننده تن یا فداکار

پوروشسب : دارنده اسبان زیاد پدر اشوزرتشت

پوریا : نام یکی از پهلوانان ایران

پولاد : نام پسر آزادمرد پسر رستم

پویا : جوینده

پویان : پوییدن

پیروز : پادشاه ساسانی

پیروزگر : پیروز، کامیاب

پیشداد : نخستین قانون گذار، بنیانگذار عدل و دادگری

پیلتَن : پهلوانی بوده از فرزندان رستم زال

پیمان : مهر، عهد

ت

تاژ : برادر هوشنگ پیشدادی

تخشا : کوشنده

تَسو : واحد زمان

تکاپو : جستجو

تَنسِر : نام موبد موبدان روزگار اردشیر بابکان

تَهماسب : از بزرگان ملک داراپادشاه ایران

تَهمتَن : بزرگ پیکر

تهمورس : دلیر و پهلوان. نام دومین پادشاه پیشدادی

توانا : نیرومند، زورمند

تور : نام پسر شاه فریدون

تورج : دلیر و پهلوان

توس : نام پسر نوذر یکی از پهلوانان نامی ایران

تیرداد : بخشنده تیر. نام دومین پادشاه اشکانیان

تیس : نام درختی است

تیگران : نام یکی از سرداران خشایار شاه

ج

جان‌پرور : نشاط انگیز

جانان : دلیرو زیبا

جاوید : نام پدر اردشیر یکی از بهدینان خراسان

جم : مخفف جمشید

جمشید : از پادشاهان پیشدادی

جهانگیر : نام پسر رستم زال پهلوان نامی ایران

چ

چالش : با ناز و غرور

چالیک : از بازی‌های کودکان

چلیپا : گردونه مهر

چوگان : ابزار بازی قدیمی

چینوَد : چگونه زیستن

خ

خدابخش : از نام های برگزیده

خداداد : از نام های برگزیده

خدایار : از نام های برگزیده

خدیو : بلند جایگاه، سرور

خردمند : نام یکی از پیروان دستور آذرکیوان

خرم : شادمان، خوش

خسرو : نیک آواز. نام پادشاه ساسانی

خشاشه : از سرداران ایرانی در دورة پادشاهی شاه گشتاسب

خشاشه : از سرداران ایرانی در دوره پادشاهی شاه گشتاسب

خشایار : شاه دلیر و مردمنش

خشنود : شاد، شادمان، خوشحال

خورسند : راضی

خوش‌منش : نیک نهاد

خوشنام : درستکار، نیکنام

خُونیرِث : نام یکی از هفت کشور زمین

د

داتَه : دادگری، قانون

دادار : دادگر، عادل

دادبان : نگهبان قانون

دادبه : قانون خوب

دادبه : قانون خوب.پسر دادگشنسب که نامه تنسر را به تازی برگردانده

دادپویه : از شاگردان موبد کیخسرو پور آذرکیوان

دادجو : جوینده عدل و داد

دادخواه : خواستار عدل و داد

دادرس : دادرسنده

دادفر : از نام های برگزیده

دادمهر : از نام های برگزیده

دادنام : از نام های برگزیده

دادوَر : دادگر، عادل

دارا : دارنده، نام نهمین پادشاه کیانی

داراب : نام پسر بهمن، هشتمین پادشاه کیانی

داریوش : نام سومین شاهنشاه هخامنشی

داژو : سوخته، داغ

دانا : هوشیار، آگاه

داور : نام موبدی است

دَریز : نام داماد داریوش بزرگ

دَسَم : فرمانده ده تن سرباز

دلاور : دلیر، قهرمان

دماوند : نام سرداری درزمان ساسانیان

دهناد : از نام های برگزیده

دینشاه : یاور و سرور دین

دینیار : یاری دهنده دین

دیهیم : کلاه پادشاهی

ر

راتین : بخشنده. یکی از سرداران اردشیر دوم

راد : بخشنده

رادمان : سخاوتمند . نام سپهدار خسرو پرویز

رادمهر : مهربخش. نام سردار داریوش سوم

رادین : بخشندگی

رازقی : گل سپید، گونه‌ای انگور

رامتین : نام چنگ نواز نامی خسروپرویز

رامیار : کسی که ایزدرام(شادمانی) یاور اوست

رامین : نام یکی از فرزندان کیخسرو

رپیتون : گاه نیمروزی

رَتوشتَر : نام برادر بزرگتر اشوزرتشت

رَتوناک : دارای بزرگی و سروری یکی از بزرگان هخامنشی

رَخشان : تابان، از سرداران داریوش

رَزین : واژه پهلوی به چم زورمند

رَسام : نام پیکار نگار بهرام گور

رستم : بالش و روینده. پسر زال پهلوان نامی ایران

رشن : نام یکی از مفسران اوستا

رَشنُو : ایزد دادگری و آزمایش

رشنواد : نام سپهدار همای بهمن

رَنگوشتَر : نام برادر بزرگ اشوزرتشت

رها : آزاد

رُهام : نام یکی از پهلوانان ایرانی. پسر گودرز

رهی : آزاد، رها

روزبِه : نام وزیر بهرام گور

روشاک : نام یکی از سرداران ایرانی در جنگ اسکندر

روشن : تابان ، درخشان

رویین تن : نام دیگر اسفندیار پسر گشتاسب کیانی

ریوند : میوه ریواس

ز

زادان : نام پدر شهریار از زرتشتیان کازرون

زال : نام پدر رستم

زامیاد : نگهبان زمین

زروان : نام خوانسالار انوشیروان ساسانی

زَریر : دارنده جوشن زرین

زَم : نام یکی از پسران غباد ساسانی

زنگه : از پهلوانان ایرانی در دوره کاووس شاه کیانی

زَهیر : نام یکی از سرداران شاه کیخسرو کیانی

زَواره : پهلوانی ایرانی. نام پسر زال و برادر رستم

زوپیر : یکی از همدستان داریوش بزرگ در جنگ بابل

زیار : نام پدر مردآویچ

زیگ : راه ستاره شناسی

ژ

ژاماسب : نام شوهر پورچیستا جوانترین دختر اشوزرتشت ژوپین : نام پسر کیکاووس

ژیان : از نام های برگزیده

س

ساسان : نام پدر بزرگ اردشیر بابکان

سالار : پدر زال، پسر نریمان

سام : بهدینی از خاندان گرشاسب

سامان : نام بزرگ زاده بلخ

سَپْرَنگ : نام پسر سام

سِپنتا : مقدس، ورجاوند

سپند : ورجاوند و مقدس. اسفند

سِپِهر : آسمان

سپهرداد : داده یا آفریده آسمان

سپیدار : درخت بلند و راست

ستایش : خوب گفتن

ستُرگ : قوی هیکل، نیرومند

سرافراز : سربلند، با افتخار

سُرایش : سرودن

سُرخاب : نام پنجمین پادشاه باوندی

سُروش : گوش دادن به صدای وجدان و فرمانبردار

سزاوار : شایسته

سَلم : نام یکی از سه پسران شاه فریدون پیشدادی

سهراب : تابش سرخ. نام پسر زال

سورن : دلیر و پهلوان ، توانا

سوشیانت : برگزیده دینی

سیامک : نام پسر کیومرس در شاهنامه

سیاوخش : سیاوش، پسر کیکاووس

سیاوش : نام پسر کیکاووس

سیروس : نام کورش به پیکره دیگر

سینا : یکی از نخستین پیروان اشوزرتشت

ش

شا بهرام : نام بهرام گور پادشاه ساسانی

شاپور : نام دومین شاهنشاه ساسانی

شاخه : بخشی از گیاه و درخت

شاد : نام یکی از بزرگان روزگار ساسانیان

شادان : شادمان و خشنود. نام پسر برزین. از کارمندان نگارش شاهنامه

شادبه : از نام های برگزیده

شادفر : از نام های دوران هخامنشی

شادکام : نام برادر فریدون

شادمان : خوشحال

شادنوش : از نام های برگزیده

شاهرخ : از نام های برگزیده

شاهروز : نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر

شاهین : نام یکی از بزرگترین سرداران لشکر ایران در زمان خسرو پرویز

شایان : سزاوار، شایسته

شایگان : گرانمایه، لایق

شباروز : همه گاه، شبانه روز

شباهنگ : مرغ سحر، ستاره بامدادی

شباویز : پرنده شب پرواز

شتاب : چالاکی و سرعت

شتابان : پرسرعت

شروین : نام پسر سرخاب

شکیبا : بردبار

شهاب : ستاره باران

شهباز : باز سفید و بزرگ

شهداد : از نام های برگزیده

شهراد : از نام های برگزیده

شهرام : از نام های برگزیده

شهران : از نام های برگزیده

شهرَوان : از نام های برگزیده

شهروز : از نام های برگزیده

شهریار : فرمانروای شهر ، نام پسر خسروپرویز

شهزاد : از نام های برگزیده

شهسوار : دلاور، ماهر

شهیار : از نام های برگزیده

شیان : درختی بلند ، خون سیاووشان

شیدفر : از نام های برگزیده

شیده : نام پسر افراسیاب

شیدوَر : از نام های برگزیده

شیدوش : نام پسر گودرز. پهلوان نامی زمان

شیردل : شجاع، دلیر

شیرزاد : زاده شیر، بچه شیر ، نامی از روزگار انوشیروان

شیرمرد : از نام های برگزیده

شیروان : از نام های برگزیده

شیروَش : همانند شیر

شیشَم : از ابزار خنیاگری

ف

فاتک : نام پدر مانی نقاش دوران ساسانی

فراز : بالا، بلندی

فرازمان : از نام های برگزیده

فرازمند : از نام های برگزیده

فرامرز : نام پسر رستم زال

فربُد : نگهبان و نگهدار فر

فربود : راست و درست

فرخ : بزرگی و شوکت. از مفسران اوستا در زمان ساسانی

فرداد : از نام های برگزیده

فردین : پیشرو در دین

فرزاد : از نام های برگزیده

فرزام : از نام های برگزیده

فرزین : از نام های برگزیده

فرشاد : شادبخت و شادمان

فرشوشتر : یکی از وزیران کی گشتاسب

فرشید : نورانی تر

فرمنش : از نام های برگزیده

فرنام : نام یکی از سرداران شاپور

فرنوش : از نام های برگزیده

فرهاد : پیشرو قانون .نام پهلوانی در شاهنامه . نام چند پادشاه اشکانی

فَرََهمند : از نام های برگزیده

فَرهود : از نام های برگزیده

فرهومند : باشکوه و بزرگ

فُرود : نام پسر سیاوش

فْرَََوَرِتیش : نام دومین پادشاه ماد

فَرَوَشی : فَرَوَهَر، نیروی اهورایی

فَرَوَهَر : نیروی اهورایی درون انسان

فریان : خاندانی از دوستان اشو زرتشت

فریبرز : نام پسر کیکاووس

فریدون : از پادشاهان پیشدادی، نجات دهنده قوم آریا

فوکا : نوعی درخت بید

فوگان : نوشیدنی از دانه جو

فولاد : از نام های برگزیده

فیروز : نام هجدهمین پادشاه ساسانی

ک

کاچار : سر و سامان

کاردار : پسر مهر نرسی از ارتشتاران دوره ساسانی

کارن : از نام های برگزیده

کاری : تلاشگر

کامبوزیا : کمبوجیه

کامبیز : از نام های برگزیده

کامجو : از نام های برگزیده

کامدین : از نام های برگزیده

کامران : نام دانشمندی زرتشتی اهل شیراز

کامکار : کامروا، کامران

کاموس : نام یکی از سرداران افراسیاب

کامیاب : کامروا، خوشبخت

کامیار : کامیاب ، کامروا

کاوش : جستجو کردن، کاویدن

کاوه : نام آهنگر نامی که پادشاهی ذهاک را برانداخت

کاووس : از نام های برگزیده

کاویان : از نام های برگزیده

کرتیر : نام موبد موبدان روزگار شاپور یکم

کرکوی : از نوادگان سلم، پسر فریدون

کمبوجیه : از نام های برگزیده

کورنگ : نام پادشاه زابلستان و پدر زن جمشید پیشدادی

کوروش : بنیانگزار شاهنشاهی هخامنشی

کوسان : نام رامشگری است

کوشا : کوشیدن

کوشان : کوشا بودن

کوشیار : نام یکی از سرداران تبری

کیا : بزرگ، صاحب، پادشاه

کیافر : از نام های برگزیده

کیامرد : از نام های برگزیده

کیامنش : از نام های برگزیده

کیان : جمع کی، پادشاه

کیان پور : از نام های برگزیده

کیانزاد : از نام های برگزیده

کیانفر : از نام های برگزیده

کیانمهر : از نام های برگزیده

کیانوش : نام برادر شاه فریدون پیشدادی

کیقباد : نام سردودمان و نخستین پادشاه کیانیان

کیکاووس : پدر سیاوش و پدر بزرگ شاه کیخسرو کیانی

کیهان : جهان، گیتی

کیوان : نام پدر موبد سروش، از شاگردان دستور آذرکیوان

کیومرس : نام نخستین انسان روی زمین

گ

گالوس : نام پسر فارناک پادشاه کپاد و کیه و هوتیس

گرامی : ارجمند، مقدم

گرانمایه : پرارزش، پر ارج

گرایش : گرویدن، پیروی

گَرشاسب : در اوستا به چم پهلوان نامی ، همانند رستم شاهنامه

گرگین : نام پهلوان نامی ایران

گژدهم : از جنگجویان و سرداران کیانی و پدر گردآفرید

گژگین : از نام های برگزیده

گشتاسب : نام پنجمین پادشاه کیانی

گشواد : نام پهلوانی در شاهنامه

گوارا : خوش‌آیند، با مزه

گودرز : نام پسر گیو، از پهلوانان نامی لشکر کیکاووس

گیل : گرد و پهلوان

گیو : پهلوان ایرانی

ل

لهراسب : دارنده اسب تیزرو . پدر گشتاسب

م

مازار : یکی از سرداران مادی کورش

مازنه : مازندران در اوستا

مازیار : نام پسر غارن. از اسپهبدان تبرستان

ماکان : نام پسر کاکی یکی از فرمانروایان ایرانی

ماندگار : پایدار، ماندنی

مانوش : نام پسر کی پشین و پدربزرگ لهراسب

مانی : نام پیکر نگار نامی در دوران شاپور

ماهان : نام پسر کیخسرو پسر اردشیر پسر غباد

ماهر : زبر دست

ماهوار : از گوشه‌های موسیقی

ماونداد : نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان

مزدا : دانای بزرگ، پروردگار

مزدک : نام پسر بامداد در دوران ساسانی

مشیا : نام نخستین مرد در اوستا

منوچهر : پهلوان نژاد. نام نیای سیزدهم اشوزرتشت. نام ششمین پادشاه پیشدادی

منوشفر : نام پدر منوچهر شاه پیشدادی

مه زاد : از نام های برگزیده

مِهراب : نام پادشاه کابل و پدر رودابه

مهران : یکی از هفت خاندان نامی دوران ساسانی

مهربان : نگهبان روشنایی و مهر

مهربُرزین : دارنده برترین مهر. نام پسر فرهاد در دوره بهرام پنجم

مهرپرور : از نام های برگزیده

مهرپوی : از نام های برگزیده

مهرپیکر : از نام های برگزیده

مهرجو : از نام های برگزیده

مهرداد : نام چوپانی که کوروش را پرورش داد

مهرزاد : زاده مهر

مهرگان : جشن ملی ایران

مهرمَس : مهر بزرگ یا بزرگ مهر. نام نیای ششم اردشیر بابکان

مهرنوش : نام یکی از چهار پسران اسفندیار

مهریار : از نام های برگزیده

مِهرین : از نام های برگزیده

مهیار : از نام های برگزیده

مویز : دانه خشک انگور

ن

نارون : نام درختی تنومند

ناشا : دادگر

نامجو : جوینده نام

نامدار : دارنده نام

نامور : از نام های برگزیده

ناوَرز : سرباز دریایی. از نام های دوران هخامنشی

نریمان : دلیر و پهلوان. دارای اندیشه بلند و مردانه

نَستور : نام پسر زریر، برادر شاه گشتاسب

نکیسا : نام نوازنده نامی دوران خسرو پرویز

نمایان : آشکار، هویدا

نوبخت : از نام های برگزیده دوران ساسانی

نوبهار : نام نویسنده دساتیر

نوتریکا : نام سومین برادر اشوزرتشت

نوذر : یکی از سه پسران منوچهر

نوش : شهد، عسل ، انگبین

نوش آذر : نام پسر آذرافروز

نوشی : نوشیروان

نوشیروان : انوشیروان. از نام های برگزیده

نوید : مژده شادمانی

نیسان : نی‌زار، محل روییدن نی

نیک پی : خجسته ، خوش قدم

نیکدل : از نام های برگزیده

نیکروز : سعادتمند، خوشبخت

نیکزاد : از نام های برگزیده

نیکنام : نیکونام، خوشنام

نیکو : خوب، زیبا، نیکو کار

نیما : نام یکی از شاعران ایرانی

نیو : پهلوان و دلیر

نیوتیش : نام کوچکترین برادر اشوزرتشت

و

واته : ایزد آب در اوستا

وخش : روشنایی یا رویش. نام چهاردهمین نیای آدرباد مهر اسپند

وخش داد : آفریده روشنایی، نام یکی از سرداران هخامنشی

وخشور : پیام آور

ورجاوند : مقدس و نورانی . از نیاکان شاه بهرام

ورزم : شعله آتش، گرمی آتش

ورساز : جوان آراسته و زیبا

وَرَهرام : نماد پیروزی

وَسپار : بخشنده

وَسنه : نام کوهی در اوستا

وفادار : از نام های برگزیده

وَلخش : بلاش، پادشاه اشکانی

وهامان : نام پدر سلمان فارسی

وَهمنش : خوش منش، نیک منش

وُهومن : ریشه اصلی بهمن امروزی

ویسپرد : از بخش‌های اوستا

ویشتاسب : نخستین پادشاه همزمان با اشوزرتشت

ه

هارپارک : نام وزیر استیاک آخرین پادشاه ماد

هامان : یکی از درباریان خشایار شاه

هامرز : نام سپهسالار خسروپرویز ساسانی

هامون : از نام های ایرانی

هامین : تابستان در اوستا

هاون : گاه بامدادی

هاونی : ایزد نگهبان بامداد

هَخامنش : دوست منش. نام سردودمان هخامنشیان

هَردار : نام هشتمین نیای اشوزرتشت

هُرمز : نام سومین پادشاه ساسانی

هرمزدیار : یار خدا

هُزوارش : شرح و تفسیر

هُژبر : دلیر و نامجو

هَژیر : خوو پسندیده، از پهلوانان دوره کیانی پسر گودرز

همتا : مانند، شریک

همگون : همرنگ، همانند

هنگام : زمان، گاه

هوبَر : دربردارنده نیکی

هوتَخش : سازنده خو. پیشه ور

هوتن : فرماندار ساحلی در روزگار داریوش

هوداد : نیک آفرید

هودین : نام سومین نیای آدرباد مهر اسپنتمان

هور : خورشید

هورا : می صاف و مقدس

هوشنگ : پسر سیامک پسر کیومرس، دومین پادشاه پیشدادی

هوشیدر : از نام های برگزیده

هوکَرپ : واژه ای پهلوی خوش اندام

هوم : گیاه مقدس

هومان : از نام های برگزیده

هومَت : اندیشه نیک

هومن : خوب‌منش

هیمه : نام داماد داریوش و از سرداران بزرگ پارسی

ی

یادگار : اثر و نشان که کسی از خود باقی بگذارد

یزدان داد : موبدی در سده نهم که در کرمان می‌زیسته

یزدان مهر : از نام های برگزیده

یزدان یار : از نام های برگزیده

یزدانشاه : نام پسر انوشیروان دادگر

یزدگرد : نام پادشاه ساسانی

یَسنا : از بخش‌های اوستا

 

نام های اصیل دختران ایران

الف

آباندخت : نام زن داریوش سوم

آبگینه : شیشه، بلور

آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشیر دوم هخامنشی

آتری : آذر

آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ

آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش

آدخت : خجسته و نیکو

آذر : آتش، فروغ، روشنایی

آذربانو : بانوی آتش گون

آذرچهر : همانند روشنایی

آذرگون : گل همیشه بهار و نام دختری در ویس و رامین

آراسته : با نظم و ترتیب

آرام : قرار، سکون

آرام دخت : از نام های برگزیده

آرام دل : از نام های برگزیده

آرامش : آرمیدن

آرمیتا : آرمان، عشق پاک

آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت

آرمیدخت : از نام های برگزیده

آزادچهر : آزاده نژاد

آزاده : نام مادر گشتاسب

آزیتا : از نام های برگزیده

آژند : نام گلی است

آشتی : مهر و دوستی، یکرنگی

آشنا : یار، دوست

آشوب : شور، انقلاب

آشیان : لانه و کاشانه

آفتاب : گرمی، روشنایی

آفرین : درود و سپاس

آلاله : نام گلی است

آمی‌تیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش

آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو

آندیا : نام زن اردشیر ساسانی

آنیتا : از نام‌های برگزیده

آهنگ : سرود و نغمه

آوا : آواز، آهنگ

آوازه : شهرت و نام آوری

آویشن : گیاهی خوشبو

اختر : ستاره، شهاب

ارشیا : راست و درست

ارغوان : نام گلی است

ارمغان : پیشکشی، هدیه

ارنواز : نیکو سخن و خوش گفتار. نام یکی از خواهران جمشید

اروس : سپید، درخشان و زیبا

اشااونی : زن پاک و راست

اشوچهر : از نام های برگزیده

اشودخت : از نام های برگزیده

اشوروی : از نام های برگزیده

اشوزاد : از نام های برگزیده

اشومهر : از نام های برگزیده

افروز : روشن، روشن کننده

افسانه : داستان، خاطره و یادمان

افسر : بالا و سرور

افسون : از نام های برگزیده

افشان : از نام های برگزیده

اَمُرداد : کمال و رسایی جاودانی

انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان

انگبین : عسل، شهد

انوش : جاویدان

انوشک : انوشه، جاودان

انوشه : بی‌مرگ و جاودان

انیران : روشنایی بی پایان

اَهونَوَر : نگهبان تن

ایران : آزادگان و سرزمین آزادی

ایرانبانو : بانوی ایرانی

ایراندخت : دختر ایران

ایشتار : ستاره باران و آب، تشتر(تیر)

باوَند : از اسپهبدان مازندران

ب

باستیان : بردبار ، شکیبا

بانو : خانم، کلمه احترام درباره بانوان

بانو گشسب : نام دختر رستم زال ، زن گیو و مادر بیژن

بردبار : شکیبا، با حوصله

برسومه : برسم، شاخه‌های گیاه

برنا : جوان ، خوش اندام

برومند : خوش قامت،نام مادر بابک خرمدین

بلوت : درخت سودبخش

بنفشه : نام گلی است

به آفرید : نام دختر کی گشتاسب

به نگار : خوب چهره، نیکو صورت

به‌آفرین : نیک آفریده شده

بهار : نخستین فصل سال

بهاره : از آن بهار

بهدخت : نیک ترین دوشیزه

بهرخ : نیک چهره

بهرو : نیکو چهره

بهشت : پردیس، بهترین

بهگل : نیکوترین گل

بهناز : از نام های برگزیده

بهنوش : نیکوترین نوشیدنی

بهین : بهترین ، نیکوترین

بوته : گیاه، ساقه جوان

بوختار : از نام های برگزیده

بوستان : باغ پر گل

بی تا : یکتا، بی‌مانند

بیدار : هشیار و سرزنده

بینا : روشن، دل آگاه

پ

پاداش : پاداش

پارمیدا : از نام های برگزیده

پارمیس : نام دختر بردیا پسر کورش بزرگ

پارمین : تکه بلور

پارند : نیک بختی و فرارونی. نگهبان گنج و خواسته

پاک سیما : از نام های برگزیده

پاکبانو : آناهیتا، بانوی پاک

پاکچهر : خوش صورت

پاکدل : پاکیزه دل، دلپاک، خوش قلب

پاکرخ : از نام های برگزیده

پاکروز : از نام های برگزیده

پاکروی : از نام های برگزیده

پاکفر : از نام های برگزیده

پاکناز : از نام های برگزیده

پاکیزه : بدون آلودگی، پاک

پانته‌آ : پایدار، نام زن آریاسب، سردار نامدار کوروش بزرگ

پرتو : فروغ، روشنایی

پرخیده : سخن سربسته

پردیس : باغ بهشت

پرشت : پر آرزو

پرند : پارچه ابریشمی

پرنیان : حریر ، دیبا

پروانه : از نام های برگزیده

پروین : نام ستاره‌ای

پری : زن زیبا

پری بانو : از نام های برگزیده

پری سیما : زیبا روی

پریچهر : پری رخسار، خوشگل، زیبا روی

پریدخت : از نام های برگزیده

پریدخت : از نام های برگزیده

پریرخ : پری رو، پری رخسار، خوبروی

پریروی : خوشگل، زیبا رو

پریزاد : فرزند پری، فرزند زیبا

پریسا : مانند پری

پریسان : از نام های برگزیده

پریفام : زیبا چهره

پریگون : مانند پری

پریماه : از نام های برگزیده

پریمرز : از نام های برگزیده

پریناز : از نام های برگزیده

پریوش : پری مانند

پگاه : سحر، بامداد

پوپک : پرنده‌ای است، هدهد

پودینه : پونه

پوران : از نام های برگزیده

پوروچیستا : نام کوچکترین دختر اشوزرتشت

پونه : بوته و گلی خوشبو

پیراسته : با نظم، با آرایش

پیرایه : آراسته، آرایش

پیروزه : از سنگ های قیمتی

ت

تابان : نورانی، فروغمند

تابانروی : از نام های برگزیده

تابانمهر : از نام های برگزیده

تابش : نورافشان

تابناک : پرتو، نورانی

تابنده : تابیدن

تازه : جدید، پرتراوت، لطیف

تاژ : لطیف و نازک

تخشک : خوبرو و زیبا

تذرو : نام دختر داریوش سوم هخامنشی

ترانه : تر و تازه، لطیف، نرم

ترگل : گل تازه

تُرنج : نام میوه ای است

ترنگ : آواز تارهای ساز

تَرَنُم : آواز خوش

تریتی : نام دختر میانه اشوزرتشت

تشتر : نام ستاره تیر. نگهبان باران

تکاو : نام یکی از آهنگ های نامی باربد

تمیس : گیاهی بالا رونده

تناز : نام مادر لهراسب. دختر آرش

تنبور : نوعی ساز، دنبره

تَندُر : بلبل

تندیس : پیکره، تصویر

تِهرت : نام دختر میانه اشوزرتشت

تهمینه : زن رستم و مادر سهراب

توران : از نام های برگزیده

تورانبانو : از نام های برگزیده

توراندخت : از نام های برگزیده

تِیتَک : شبکیه چشم به زبان پهلوی

تیهو : پرنده‌ای خوش رنگ

ج

جالیز : کشتزار

جام : پیاله، ساغر

جان پرور : از نام های برگزیده

جانانه : دوست داشتنی

جانمهر : از نام های برگزیده

جر یره : زن سیاوخش، مادر فرود

جلبک : گیاه سبز آبزی

جلگه : زمین پهناور

جوانه : جوان، جوانی،رویش

جویبار : کنار جوی آب

چ

چام : ناز و عشوه

چشمه : آب طبیعی از کوه

چکاو : نام پرنده ای خوش آواز

چکاوک : آهنگی از موسیقی ایرانی

چَمان : خرامان

چهرزاد : از نام های برگزیده

چیترا : از نام های برگزیده

چیستا : دانش و دانایی . نام جوانترین دختر اشوزرتشت ، ایزد دانش

چیستی : دانش و آگاهی

خ

خاور : جای خورشید یا سرزدن خورشید

خجسته : شادباش، مبارک

خجیر : زیبا روی و پسندیده

خرامان : با ناز و وقار راه رفتن

خرم چهر : از نام های برگزیده

خرمدل : خوشدل، خوشحال، شادمان

خندان : خندیدن، با لبخند

خوب چهر : از نام های برگزیده

خوبرخ : از نام های برگزیده

خوبروی : از نام های برگزیده

خوردخت : از نام های برگزیده

خورزاد : از نام های برگزیده

خورشاد : از نام های برگزیده

خورشید : هور، هور شید

خورشید چهر : از نام های برگزیده

خُوروَش : همانند خورشید

خوشبوی : از نام های برگزیده

خوشچهر : نیکو روی

خوشخو : نیک رفتار، با صفا

خوشدل : شاد، شادمان، خوشنود، خوشحال

خوشروی : خوشرو، خوش صورت، خوشگل

خوشگو : خوش سخن

خوشنوا : خوش آواز، خوش آهنگ

خوشه : چند دانه که در کنار هم آویزان باشند

د

دُخمل : از نام های برگزیده

دراج : نام پرنده‌ای است

دُرافشان : روشن، تابان ، شیرین سخن

درخشان : درخشنده، روشنایی دهنده

دُردانه : دانه در، مروارید بزرگ

درسا : از نام های برگزیده

درمان : چاره

دِرمنَه : گیاهی خوشبو

دُرنا : نام پرنده ای است

دریا : از نام های برگزیده

دَستنبو : میوه ای خوشبو

دُغدو : نام مادر اشوزرتشت

دل آرا : مایه نشاط و خرمی

دل آرام : آرامش دهنده دل

دل آشوب : از نام های برگزیده

دل افروز : روشن کننده دل

دل انگیز : نشاط آور

دلاویز : دلپسند، مرغوب، دلخواه

دلبر : یار و معشوق

دلپذیر : دلخواه, پسندیده

دلپسند : پسندیده، مرغوب

دلجو : نوازش کننده

دلخوش : خوشدل، خوشحال ،شادمان

دلدار : دلبر, معشوق, دلیر, دلاور, شجاع

دلشاد : خوشحال ، شادمان

دلکش : دلربا, دلپذیر, دلفریب

دلگرم : خشنود، امیدوار

دلنواز : دلارام, دلجو, دلپذیر

دمساز : همدم، همراز، هم صحبت

دنبره : نوعی ساز، تنبور

دنیا : گیتی ،جهان

دیبا : نوعی پارچه ابریشمی

دیبارخ : از نام های برگزیده

دینا : از نام های برگزیده

دیناز : از نام های برگزیده

ر

رادنوش : از نام های برگزیده

رازمهر : از نام های برگزیده

رازیانه : گیاهی خوشبو

رام افزون : شادی افزون ،آرامش بخش

رام دخت : از نام های برگزیده

رامش : خوشی

رامک : آرامش دهنده

رایکا : پسندیده و دوست داشتنی

رایومند : دارنده فروغ و شکوه

رخسار : روی، چهره، صورت ، سیما

رخشا : رخشان، درخشان

رخشانه : رخشان و درخشنده

رخشنده : درخشان ، نورانی

ردیمه : نام زن کمبوجیه و دختر هوتن

رسا : بالغ، بلند

رَسابانو : از نام های برگزیده

رَسادخت : از نام های برگزیده

رُکسانا : نام دختر داریوش سوم هخامنشی

رودابه : فرزند تابان و مادر رستم دستان

روژین : سرخ فام

روشنک : دختر دارا

روناک : روشنایی

رویا : خاطره‌های شیرین

ریواس : گیاهی با شاخه‌های سپید

ز

زادمهر : برآمده از روشنایی

زرافشان : افشاننده سیم و زر

زراندام : از نام های برگزیده

زربانو : نام دختر رستم و خواهر بانو گشتاسب

زرستان : نام دختر ارجاسب

زرشام : نام دختری از خاندان جمشید

زرگیس : از نام های برگزیده

زرگیسو : از نام های برگزیده

زرمان : زرمانند و بسیار زیبا

زرنگار : از نام های برگزیده

زری : منسوب به زر، زر دار

زرین : طلایی

زرین بانو : از نام های برگزیده

زرین چهر : از نام های برگزیده

زرین چهر: : از نام های برگزیده

زُمرد : گوهر، از سنگ های قیمتی

زیبا : خوبروی، خوش چهره

زیبا دخت : از نام های برگزیده

زیباچهر : خوش رو

زیبارخ : از نام های برگزیده

زیباروی : از نام های برگزیده

زیبنده : شایسته، سزاوار

زیور : آرایش، پیرایه

ژ

ژژاله : شبنم

ژیان چهر : از نام های برگزیده

ژیان دخت : از نام های برگزیده

س

ساحل : از نام های برگزیده

سارا : از نام های برگزیده

ساغر : جام و پیمانه

سالمه : سالومه

سالومه : حساب سال و ماه

سامیار : از نام های برگزیده

ساویس : با ارزش، گرانمایه

سایه : از نام های برگزیده

سپیتا : سفیدترین و پاکترین

سپیته : سپید و درخشان

سپیده : آغاز بامداد

ستاره : اختر،کوکب

ستی : بانو، خانم، کلمه احترام

سداب : نام گیاهی است

سرور : شادمانی

سَروَر : رییس ، پیشوا

سمن : نام گلی است ، یاسمین

سمن چهر : از نام های برگزیده

سمن رخ : از نام های برگزیده

سمن روی : از نام های برگزیده

سمن ناز : نام دختر کورنگ

سمنبر : لطیف، سفید و خوشبو

سمنزار : بوستان یاسمن

سمیرا : از نام های برگزیده

سنبل : نام گلی است

سهی : راست، نام زن ایرج

سودابه : نام زن کیکاووس

سوزان : نام زن رامشگر تورانی

سوسن : نام گلی خوشبو

سوگل : از نام های برگزید

سوگند : از نام های برگزیده

سیما : روی ، چهره ،صورت

سیمبر : دارنده اندام سفید

سیمروی : سپیدروی

سیمگون : نقره فام

سیمین : نقره فام، سفید

سیمین چهر : سپیدروی

سیمین دخت : ازنام های برگزیده

سیمین رخ : از نام های برگزیده

سیندخت : نام دختر مهراب، پادشاه کابل

ش

شاد آفرید : از نام های برگزیده

شاداب : تر و تازه، خرم - نام سخنوری بوده است

شادبانو : از نام های برگزیده

شادپری : از نام های برگزیده

شاددل : از نام های برگزیده

شادروز : نیک روز، خوشبخت

شادروی : از نام های برگزیده

شادکام : شادمان، کامران، کامروا

شادمان : خوش، مسرور

شادمهر : از نام های برگزیده

شادی : سرور و شادمانی ، خوشی

شادی آور : از نام های برگزیده

شادی افزا : افزاینده شادی و نشاط

شاهدخت : از نام های برگزیده

شاهرو : از نام های برگزیده

شایسته : با ارزش ، سزاوار

شب بو : نام گلی است

شبنم : ژاله

شراره : جرقه، ریزش آتش

شرمین : از نام های برگزیده

شکربانو : از نام های برگزیده

شکرناز : از نام های برگزیده

شکفته : از نام های برگزیده

شکوفه : گل‌های رنگارنگ میوه

شکوه : بلندجایگاه، با عظمت

شگون : خجستگی، با شانس

شنایا : همه چیز دان

شهربانو : نام زن رستم

شهرخ : از نام های برگزیده

شهردخت : از نام های برگزیده

شهرزاد : از نام های برگزیده

شهرناز : نام خواهر جمشید

شهرنواز : خواهر شاه جمشید پیشدادی

شهرو : نام مادر برزویه پزشک

شهرود : نام زن سهراب ومادر یرزو

شهگل : از نام های برگزیده

شهلا : از نام های برگزیده

شهناز : از نام های برگزیده

شهنواز : از نام های برگزیده

شهین : از نام های برگزیده

شهین بانو : از نام های برگزیده

شورانگیز : از نام های برگزیده

شیدا : شیفته

شیدبانو : از نام های برگزیده

شیددخت : از نام های برگزیده

شیدرخ : از نام های برگزیده

شیرین : مزه شادکامی

شیرین گل : از نام های برگزیده

شیفته : عاشق، مجنون

شیوا : رسا و بلند و کشیده

غ

غنچه : از نام های برگزیده

ف

فایدیم : گل نیلوفر، نام همسر داریوش، دختر هوتن

فراتاگون : نام دختر آرتان، برادر داریوش بزرگ

فرانک : نام مادر شاه فریدون

فرخ ناز : از نام های برگزیده

فرخنده : مبارک، پرارج

فردخت : از نام های برگزیده

فرزان : از نام های برگزیده

فرزانه : گرامی، ارجمند

فرسیما : از نام های برگزیده

فرشته : از نام های برگزیده

فرگون : مانند روشنایی

فرمهر : از نام های برگزیده

فرناز : از نام های برگزیده

فرنگیس : نام دختر افراسیاب، زن سیاوش، مادر شاه کیخسرو کیانی

فرنوش : از نام های برگزیده

فرنی : بسیار ، افزون و فروزان

فروردین : نخستین ماه هر سال

فروزان : نورانی، شعله ور

فروزش : روشن

فروزنده : از نام های برگزیده

فروغ : روشنایی، تابش

فروغبانو : از نام های برگزیده

فریبا : فریبنده

فریماه : از نام های برگزیده

فرین : نام یکی از دختران اشوزرتشت

فریناز : از نام‌های برگزیده

فلامک : الماس گلی رنگ

فیروزه : نگین انگشتر

ک

کاساندان : نام زن کوروش بزرگ و مادر کمبوجیه

کامدل : از نام های برگزیده

کامروا : خوشبخت، خرسند

کاویش : پیمانه شیر

کبیتا : نوعی شیرینی

کتایون : نام زن کی گشتاسب در شاهنامه

کشور : از نام های برگزیده

کشوربانو : از نام های برگزیده

کُنیا : دختری که ازدواج نکرده است

کی بانو : از نام های برگزیده

کی دخت : از نام های برگزیده

کیارنگ : از نام های برگزیده

کیانا : طبیعت، اهل هرچیز

کیانبانو : از نام های برگزیده

کیاندخت : از نام های برگزیده

کیسر : از نام های برگزیده

کیمیا : کمیاب

کیوان بانو : از نام های برگزیده

کیوانچهر : از نام های برگزیده

کیواندخت : از نام های برگزیده

کیوانرخ : از نام های برگزیده

کیوانزاد : از نام های برگزیده

گ

گاتا : سرودهای جاودانه اشوزرتشت

گردآفرید : نام دختر گژدهم و یکی از بانوان پهلوان

گردیه : نام خواهر بهرام چوبینه و زن خسرو پرویز

گل آذین : طرز قرار گرفتن گل‌ها بر روی ساقه یا شاخه

گل آرا : از نام های برگزیده

گل آسا : ز نام های برگزیده

گل آفرید : از نام های برگزیده

گل آگین : از نام های برگزیده

گل آور : از نام های برگزیده

گل آویز : از نام های برگزیده

گل آیین : از نام های برگزیده

گل افروز : از نام های برگزیده

گل افسر : از نام های برگزیده

گل افشان : از نام های برگزیده

گل اندام : نازک بدن

گل برگ : برگ های رنگین گل و شکوفه

گل بیز : کلاله گل بیدمشک

گل پر : گیاهی خوشبو

گل پری : از نام های برگزیده

گل پونه : نام گلی همانند نعنا

گل پیکر : از نام های برگزیده

گل تن : از نام های برگزیده

گل چین : از نام های برگزیده

گل خند : از نام های برگزیده

گل دخت : از نام های برگزیده

گل دوست : دوستار گل، گل پسند

گل ربا : از نام های برگزیده

گل سان : از نام های برگزیده

گل سیما : از نام های برگزیده

گل شاد : از نام های برگزیده

گل فشان : از نام های برگزیده

گل گون : سرخ رنگ، برنگ گل

گل گونه : مانند گل، به رنگ گل

گل نوش : از نام های برگزیده

گل وش : از نام های برگزیده

گلاب : از نام های برگزیده

گلاله : از نام های برگزیده

گلباد : از نام های برگزیده

گلباش : از نام های برگزیده

گلبان : از نام های برگزیده

گلبانو : بانویی همانند گل

گلبن : از نام های برگزیده

گلبهار : از نام های برگزیده

گلبو : از نام های برگزیده

گلپاد : از نام های برگزیده

گلچهر : از نام های برگزیده

گلچهره : زیبا، دارای چهره‌ای چون گل

گلدسته : از نام های برگزیده

گلدیس : از نام های برگزیده

گلرخ : خوبرو، خوشگل

گلرخسار : زیبا، خوش چهره

گلرنگ : به رنگ گل

گلروی : خوشگل ، زیبا

گلریز : از نام های برگزیده

گلزاد : زادةگل

گلزار : گلستان ، محل رویش گل‌های فراوان

گلستان : از نام های برگزیده

گلشن : گلزار، گلستان

گلشید : از نام های برگزیده

گلفام : از نام های برگزیده

گلنار : از نام های برگزیده

گلناز : گل انار

گلناز : از نام های برگزیده

گلنام : از نام های برگزیده

گلنواز : از نام های برگزیده

گلی : از نام های برگزیده

گلی ناز : از نام های برگزیده

گهر : از نام های برگزیده

گهربانو : از نام های برگزیده

گهرچهر : از نام های برگزیده

گهردخت : از نام های برگزیده

گهرناز : از نام های برگزیده

گهرنگار : از نام های برگزیده

گوهر : جواهری با ارزش

گوهربانو : از نام های برگزیده

گوهرچهر : از نام های برگزیده

گوهردخت : از نام های برگزیده

گوهرزاد : از نام های برگزیده

گوهرسان : از نام های برگزیده

گوهرشاد : از نام های برگزیده

گوهرشید : از نام های برگزیده

گوهرفشان : از نام های برگزیده

گوهرناز : از نام های برگزیده

گیتی : جهان هستی

گیسو : زلف نگار

گیسیا : از نام های برگزیده

ل

لادن : نام گلی است

لاله : نام گلی است

لاله رو : از نام های برگزیده

لاله گون : از نام های برگزیده

لاله وش : از نام های برگزیده

لبخند : احساس شادی بر لبان

لَچَک : دستمال سه گوش

لیو : خورشید، آفتاب

م

مارال : از نام‌های برگزیده

ماسیس : نام دختر سی زین از خاندان ایرانی سورن

مانترَه : سخن منش انگیز و مقدس

ماندانا : نام دختر پادشاه ماد و همسر کمبوجیه

ماه آفرید : نام زن ایرج مادر منوچهر

ماه بانو : از نام های برگزیده

ماه دیس : از نام های برگزیده

ماهرُخ : خوشگل، زیبا

ماهرو : از نام های برگزیده

ماهوار : مانند ماه

ماهوش : مانند ماه

مخمل : نوعی پارچه

مرجان : از گیاهان دریایی

مرمر : سنگ خوشرنگ و قیمتی

مروارید : گوهر باارزش دریایی

مژده : نوید ، خبر شادی

مژگان : چشم پوش

مَشیانه : نام نخستین زن(حوا)

منیژه : خواهر فرنگیس، دختر افراسیاب

مه پیکر : از نام های برگزیده

مه سیما : ماه رو, ماهرخ، زیبا

مهتاب : نور آرام ماه

مهدخت : از نام های برگزیده

مهر رخسار : از نام های برگزیده

مهرآگین : از نام های برگزیده

مهرآمیز : از نام های برگزیده

مهرآور : از نام های برگزیده

مهراسا : از نام های برگزیده

مهرافروز : از نام های برگزیده

مهرافزا : آنکه مهر و محبت بیفزاید

مهرافزون : از نام های برگزیده

مهرافشان : از نام های برگزیده

مهرانگیز : از نام های برگزیده

مهربانو : از نام های برگزیده

مهرچهر : از نام های برگزیده

مهرچین : از نام های برگزیده

مهرخ : از نام های برگزیده

مهرکیش : از نام های برگزیده

مهرناز : از نام های برگزیده

مهرنگار : از نام های برگزیده

مهرنواز : از نام های برگزیده

مهروی : از نام های برگزیده

مهری : از نام های برگزیده

مهسان : از نام های برگزیده

مهستی : بزرگترین ریشه

مهشید : مهتاب، روشنایی ماه

مهناز : از نام های برگزیده

مهوش : مانند ماه ، خوشگل

مهین : بزرگ، بزرگتر

مورد : نام درخت همیشه سبز

مُوژان : غنچه نرگس

میترا : مظهر دوستی و محبت و صلح وصفا و روشنایی

مینا : نام گلی است

مینو : جهان معنوی

ن

نارگل : گل سرخ انار

نارگون : همانند سرخی آتش

ناز : دوست داشتنی، نام گلی است

نازآفرید : از نام های برگزیده

نازآفرین : از نام های برگزیده

نازبانو : از نام های برگزیده

نازپرور : از نام های برگزیده

نازپری : از نام های برگزیده

نازمهر : از نام های برگزیده

نازنین : دارای ناز، نازک اندام

نازیاب : از نام های برگزیده

ناهید : آناهیتا، پاک بانو

نایریکا : از نام‌های برگزیده

نخستین : آغازین، اولین

نرگس : نام گلی است

نساک : نام زن سیامک، پسر کیومرس

نسترن : گلی سپید رنگ

نسرین : از نام های برگزیده

نسیم : هوای ملایم بامدادی

نکوزاد : از نام های برگزیده

نکویار : از نام های برگزیده

نگار : چهرة زیبا

نگین : جواهر انگشتری

نورسته : جوانه تازه

نوشین : شیرین و گوارا

نوگل : از نام های برگزیده

نونهال : نهال تازه، درخت جوان

نیایش : نماز بردن

نیکچهر : از نام های برگزیده

نیکچهره : از نام های برگزیده

نیکدخت : از نام های برگزیده

نیکرخ : از نام های برگزیده

نیکروی : از نام های برگزیده

نیلوفر : نام گلی است

نینا : از نام‌های برگزیده

نیوشا : شنونده

و

واپسین : آخرین، بازپسین

واج : زمزمه

وارسته : آزاد

واژه : کلمه، لغت

وَرد : گل سرخ

وِستا : دانش

وهشتیه : نام شهبانوی خشایار شاه

وهوگون : خوشبو، معطر، خوشرنگ

ویدا : در اوستا به چم دانش و فرهنگ

ویس : نام دختر شاه غارن و شهبانو شهرو

ویستا : دانش و فرهنگ

ه

هاله : خرمن ماه

هدیه : پیشکشی

هلیله : نام درختی است

هما : مرغ خوش پرواز

هماچهر : از نام های برگزیده

همافر : از نام های برگزیده

همایون : فرخ، شادان

همدم : از نام های برگزیده

همراز : از نام های برگزیده

همساز : از نام های برگزیده

همگام : همراه، همسفر

هنگامه : وقت و زمان

هوآفرید : خوش ستوده، خوش آمرزیده

هوپاد : خوب نگهداری شده

هوداد : از نام های برگزیده

هور : خورشید

هورام : شاد، خنده رو

هوربانو : از نام های برگزیده

هورتن : از نام های برگزیده

هورچهر : از نام های برگزیده

هورداد : از نام های برگزیده

هوردخت : دختر خورشید

هورزاد : زاده خورشید

هورسان : مانند خورشید

هورشید : خورشید

هورفَر : از نام های برگزیده

هورمهر : از نام های برگزیده

هوروَش : از نام های برگزیده

هوزاد : خوب زاده، اصیل

هوزان : نرگس نوشکفته و نیک دان

هوشبام : سپیده دم

هوفر : نام خواهر یوئشتا

هوگون : خوب گون, خوش رنگ, ممتاز

هووَرشت : نیکوکار

هُووی : نام زن اشوزرتشت, دختر فرشوشتر

ی

یاس : نام گلی است

یاس رخ : از نام های برگزیده

یاس گل : از نام های برگزیده

یاسمن : نام گلی است

یاسمین : گل یاسمن

یگانه : بی همتا

 

آراسته ترین اسامی ایرانی

  آرا آراستن و زیبا کردن
آرمیلا نام دختران در ایران باستان
آرمیتان شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آروشا درخشان - نورانی - باهوش
آرتا نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند
ارنواز شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آرتمیس گوینده راستی- نام دریاسالار زن
آرتنوس صادق - راستگو - نام دختر داریوش
آسا نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت
آتاناز نامی ایرانی
آتنا نامی ایرانی
آتوسا دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار
آتوشه نام عمه یا خاله شاپور شاه
آوید نامی ایرانی
آویسا آب پاک و تمیز
آیدا همچون ماه و مهتاب
آیدان چهره زیبا همچون ماه - آیسان
آیلا نور ماه و مهتاب- آیناز
آذرمهر آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا
آذرنوش نام زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران
آزیتا نام شاهزاده - ملکه و پرنسسز در ایران
آرش نام قهرمان وطن پرست ملی ایران
آراد نام فرشته
آرآسب نام کورش اول
اَفشین نام یکی از شاهزادگان ساسانی که به بابک خرمدین خیانت کرد
آبتین شخصیتی در شاهنامه - پدر فریدون
آترین نام یکی از پادشاهان خوزستانی در زمان داریوش بزرگ
آرتاباز نام فرمانده ارشد گردونه های کورش بزرگ
آرتام نام والی فریگیه در زمان کورش بزرگ
آریاداد برخواسته از نسل آریا - داده شده آریایی
آرتین نام هفتمین پادشاه ماد
آریا نام فرمانده ارتش کورش بزرگ در جنگ کوناکزا
آریامس آریای بزرگ - از شاهزادگان سغد در زمان اسکندر گجستک
آریامهر دارنده مهر - از سرداران داریوش سوم
آریوداد ایرانداد اوستا
آریومهر از سرداران داریوش سوم
آلیش قابل اشتعال
آمیتریس نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا
آموتیا نام دوشیزه در زمان زندیه
آناهیتا نام فرشتگان اهورامزدا
آندیا همسر اردشیر اول
آنیتا نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه
آیوت یکی از بهدینان در فروردین یشت
آرتامن از همپیمانان داریوش بزرگ در براندازی بردیا
آریاناز نامی ایرانی
آذرگون دختران در زمان اشکانی ویس و رامین
آریارمن از نخستین پادشاهان ایران در 2600 سال پیش - نیای داریوش
آرتاباز یکی از فرماندهان کورش بزرگ
آذرمهر آتش مهر
آرتونیس دختر ارته باذ و خواهر برسین
آرمه ئیتی فروتنی - پاکی - نگهبان زمین
آذرمیدخت دختر همیشه جوان - دختر خسروپرویز - زنی که شاه شد
آسیمن نامی پهلوی که همان سیمین امروزی است
آماستریس دختر داریوش سوم
اَدرک دختر یزدگرد سوم ساسانی
اَردویسور فرشته آب در ایران باستان
آرته دخت شهبانو اشکانی همسر اردوان
اَرشیت دوست ترین - نامی از دوره هخامنشی
اَمِستریس شهبانوی خشایارشا
اوراشی زن پسر سیامک
آتری به معنی آتش - از نامهای باستانی
آپامه خوشرنگ و زیبا - دختر اردشیر دوم هخامنشی
آرتا از نامهای باستانی
آندیا زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخامنشی
آئیریک نیای یازدهم زرتشت
آئین کیش - راه و روش
آئین گُشنَسب سپهبد ایرانی در نبرد با بهرام چوبینه
آپاسای منشی شاهنشاه شاپور یکم ساسانی
آتروترسه پسر اسفندیار
آتروپات سردار ایرانی که والی آذربایجان بود - سردار داریوش
آترونوش آذرنوش - پاکدین زرتشتی
آرتاپارت نگهبان ویژه کوروش بزرگ
آرتام یکی از والی های شهنشاهی کوروش بزرگ
آرتین هفتمین پادشاه ماد
آریاز راهنما و راهبر - نامی اوستایی
آبنوش از زنان ویس و رامین
آپاما دختر سپیتمن سردار ایرانی
آرتادخت وزیر خزانه داری اردوان چهارم اشکانی
آرتیستون دختر کورش بزرگ - زن داریوش
آرگون شهبانوی اردشیر یکم هخامنشی
آروکو فرزند کوروش هخامنشی
آریابد نگهبان و سردار سرزمینهای آریایی
آریاراد پسر آریامنش پادشاه کپدوکیه
آیوت یکی از بهدینان زرتشتی
اَرتاریا پسر خشایارشاه
اَرتامن از متحدین داریوش بزرگ بر ضد مغ دروغین
اَرتاوند فرمانده ناوگان خشیارشا
اَرتور در کتاب ماتیکان هزاردستان از برزگان بوده است
اَرتَمَن یکی از سرداران ماد در روزگار کوروش
اَرتَبرزین در اوستا یعنی برترین راستی - سرداری هخامنشی
اَردین راستین و بزرگوار
اَرزین فرمانده امپراتوری ایران در حمله اسکندر گجستک
اَرسیما نماینده داریوش سوم برای گفتگو با سکندر ملعون
اِستاتیرا همسر داریوش سوم
اشتوکان نامی اوستایی و رقیب زریر
اشاداد کسی که از راستی و نیکی سود جسته است
ائیریه من ایران منش در روزگار ساسانی
ادیشه نامی پهلوی - از سرداران کورش بزرگ
اُمید در پهلوی اُمیت - از نویسندگان دینکرد زرتشتیان
افروز از نامهای پهلوی
آریانا متعلق به نسل آریا
اشکان شاهان سلسله اشکانیان
اوتانا هم پیمان داریوش اول
ارشان شاهزاده در نزد ایرانیان و فرزند اردشیردوم
ارشام نام پدر بزرگ داریوش بزرگ
ارشانوش از نام نامه نخعی
ارشین از شاهدخت های هخامنشی
ارشنوش نام نامه نخعی - نام باستانی
ارشکان کنیه فرهاد دوم و اردوان دوم شاهنشاه اشکانی
ارد نام پادشاه اشکانی و همچنین اندیشمند بزرگ معاصر ارد بزرگ
اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانیان - اردشیر بابکان
اردوان نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول
اردا نام کشیشی در زمان ساسانیان
ارشاما نام پدر بزرگ داریوش اول
ارشک نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان
اریکا مرتبط با زمین
افرا ستایش کردن
افشید شکوه خورشید
انوشه نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
الیکا مادر زمین - شکوفه - نام دهی در شما ایران
الیا نام گل
الیزه نام مکانی در رودبار
المیرا فدا کننده
ایرسا رنگین کمان
اوراش فرزند کوچک اردشیر شاهنشاه ایران
اُوَرَش پسر اردشیر سوم
اُورداد از سرداران کوروش بزرگ
انوشیروان نام پادشاه دادگستر ایران
انوش جاودانه
انوشا خوشحالی و سرور و شادی
انوشک نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
بکتاش شاه خوارزم
برسام به معنای آتش بزرگ
بامشاد از موزیسین های دوره ساسانی
بامداد پدر مزدک
بابک بابک خرمدین تندیس وطن پرستی ایرانیان
باربَد نوازنده و رامشگر مشهور خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی
برتهم از سرداران نامی ایران
برسام از سردارن یزدگرد شاهنشاه ساسانی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
بهرو بهشاد - بهرخ - بهتاب
بینا دانا و بیننده
باتیس ازسرداران داریوش سوم در حمله اسکندر گجستک
باوَند از سپهبدان مازندران
بَردیا - بَردیه فرزند کوروش بزرگ
بروسا پدر بهرام - از موبدان یزد
بَستام برادر زن هرمز چهارم ساسانی
بهداد نیک آفریده شده
به رَوِش نیکترین راه - بهترین انتخاب زندگی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
برسین دختر داریوش سوم که اسکندر با او ازدواج کرد
بهنوش خوش مشرب - مطبوع - دلپذیر
بهشید نامی ایرانی به معنی بهترین روشنایی
بیتا زیبا و خوش چهره
برسین زن ایرانی اسکندر گجستک
پارمیس نوه کورش بزرگ
پروشات در اوستایی به معنی بسیار شاد
پریزاد زن داریوش دوم هخامنشی
پورچیستا پردانش-دختر زرتشت-زن جاماسب
پانته آ شاهزاده ای که اسیر کورش بزرگ شد
پریساتیس همسر داریوش دوم و نام شاهزادگان
پارمیس دختر ارشد کورش بزرگ
پوریا از پهلوانان ایران زمین
پویان جستجو کننده راستی و درستی
پردیس باغ و بهشت - واژه پارادیز انگلیسی از همین است
پریوش پریزاد - پریسا - پریداد - پری تن
پُرشاد خواهر داریوش سوم هخامنشی
پری ویس دختری در ویس و رامین
پاپَک دبیر انوشه روان دادگر و بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی
پاردیک پدربزرگ ساسان بنوشته کتیبه کعبه زرتشت
پِدرام نبیره سام - بدرود - شادباش
پرهام از نامهای ایران باستان - تازی شده اش ابراهیم
پِرشان از نامهای اوستایی به معنی رزمجو
پرشه جرقه - دختر ایرانی
پروشات همسر داریوش دوم
تورک پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نوادگان جمشید شاه
تیران پسر اردشیر سوم پادشاه اشکانی ارمنستان
توشنامئیتی فرشته مهر و دوستی
تیتک از نامهای زرتشتیان امروزی
تنسر بزرگ روحانی زرتشتی که اوستا را گرد آوری کرد
تهمتن بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند
تیرداد پادشاه رمنستان- پادشاه اشکانی
تیگران از سرداران نامی خشیارشا - پادشاه ارمنستان
تارا ستاره
تناز مادر لهراسب - دختر آرش کمانگیر
تینا عاشق نوازش
جمشید سومین شاه پیشدادی در حدود 6000 سال پیش
جاماسب حکیم و فیلسوف ایرانی و داماد زرتشت اسپنتمان
جویان از شخصیت های شاهنامه
جهانگیر پسر رستم ذال
جاماسبه شهبانوی اردشیر درازدست
چیستا فرشته دانش و خرد
چوبین کنیه بهرام سپهسالار ارتش هرمزد انوشیروان
خشایار شاهنشاه ایران و فرزند داریوش بزرگ
خسرو در اوستا به معنی نیکنام - شاهنشاه ساسانی
دادمهر فرستاده شهر از طرف فرشته مهر
دارمان خسرو پرویز شاه ایران
داریوش شاه شاهان - شاههنشاه بزرگ تاریخ ایران
دارا نهمین پادشاه کیانی - پسر رستم - داریوش
دانوش دیانوش دوانوش - دارنده جاودانگی
داتام فرمانده ایران در کاپادوکیه
داریو از پادشاهان ایرانی در زمان پایان دوران سلوکیان
دانین از خاندانهای ایرانی
دیااکو پادشاه ماد ایرانی
داماسپیا شهبانوی اردشیر یکم
دینا نامی ایرانی
دل آسا نامی ایرانی
درسا همچون مروارید
راتین رادترین-با داد و دهشترین-از سرداران ارشیر دوم
رسام نام پیکرنگار بهرام گور شاهنشاه ایران
رامین از فرزندان کیخسرو و برادر رامی
روزبه در پهلوی روژوه- وزیر بهرام شاهنشاه ساسانی
روشاک از سرداران ایرانی در جنگ با اسکندر گجستک
راتین از سرداران اردشیر دوم - رادترین مرد
رام برزین پیشکار دربار انوشیروان دادگر
رایش پسر زادشم
رتوشتر برادر بزرگ اشو زرتشت
ریوشاد نامی ایرانی
ردیمه همسر کمبوجبه - شاهزادگان هخامنشی
رکسانا دختر داریوش دوم
رُدگون مادر داریوش اول - پرنس در اشکانیان
رائیکا پسندیده و دوست داشتنی
رادنوش بانوی شهرین
رائیکا پسندیده و دوست داشتنی
راتا فرشته بخشش و مهربانی در وندیداد
زرشام دختری از خاندان جمشید
زوپیر همپیمان داریوش بزرگ که گوش و بینی خود را در فتح بابل برید
ژوپین نام فرزند کیکاوس
ژاله اشک
سیاوش فرزند کیکاوس - شخصیت اسطوره ای ایرانیان
سورنا فرمانده نظامی اشک سیزدهم پادشاه اشکانی
سام پدر بزرگ رستم
سپنتا نامی مقدس در ایران باستان
سپاکو همسر مهرداد چوپان که کوروش بزرگ را پرورش داد
سَتوِش ستاره باران در زبان پهلوی
سریرا زیبا - خوش چهره
سندوس خواهر خشایارشاه
سی سی کام کامروا - مادر داریوش سوم - دختر اُستان برادر اردشیر دوم
سیندخت دختر مهراب پادشاه کابل
سامیار از نامهای کهن زرتشتی ایران
سپاکو زن مهرداد چوپان که کورش بزرگ را تربیت کرد
سپنتا مقدس ایرانی
ساینا سیمرغ
سپند مهر در اوستا سپنته میتر - قاتل خشایارشا
سپهرداد در اوستا سپیتریدات - داده خداوند
سپیتا از درباریان آستیاگ ماد
سروش گوش دادن به صدای وجدان - پیک ایزدی در دین بهی
سهراب تابش سرخ - پسر زال
سیامک پسر کی کاووس
سینا در اوستا سَئنا - از پیروان زرتشت
شاه بهرام نام زرتشتیان امروزی - نام بهرام گور
شروین از شاهان باوندی
شهروی چهره شاهانه - از موبدان ساسانی
شیروان از شاهان شیروانی ایران
شیروی از شاهان ساسانی
شراره از نامهای رایج امروزی
شاهیده پارسا - پرهیزکار
شیددخت دختر روشنایی و نور
شهداد داده شده از شاه
شایگان مرد بزرگ
شاهین سردار بزرگ خسرو پرویز از خاندان وهمنزاد
شهروز وزیر شاهنشاه شاپور
شیراک پدر هرمزد - نگارنده کعبه زرتشت
فرهود پسر زیبا
فَرَوَهَر نماد مقدس انسان بالدار از دوره ما قبل زرتشت
فریان نام یکی از شاهان گذشته
فَربُد به معنی راست و درست
فرمنش از پادشاهان ایرانی در گرجستان
فرامین از پادشاهان ساسانی
فرزام لایش و شایسته
فرزین نامی ایرانی
فَرَه وَشی سمبول ملی ایرانیان همان فَرَوَهَر است
فرورتیش دومین پاشاه ماد در بیستون نیز نامش هست
فرهاد نام بسیاری از شاهان ایرانی - فرهاد عاشق شیرین
فرنوش از نامهای رایج امروزی
فرنو مادر بزرگ اشو زرتشت
فرگون نام زنان در ایران باستان
کارین از خاندانهای اصیل ایرانی همان کارن
کامیار نامی ایرانی
کُردان پسر مرزبان
کورش بنیانگذار شاهنشاهی و حقوق بشر جهان
کیخسرو از شاهان پیشدادی - فرزند سیاوش- نوه کیکاوس
کیان ستاره
کامبیز یا کمبوجیه یا کامبوزیا فرزند کورش بزرگ
کی آرمین پسر کی قباد
کیازند نامی ایرانی
کیانوش برادر شاه فریدون پیشدادی
کیوان پسر موبد سروش
کیومهر نامی ایرانی
کارن فرزند کاوه - شخصیت ایرانی در شاهنامه- یکی از خاندانها
کیارش دومین پسر کیغباد- پسر کی اپیوه
کیانوش برادر فریدون شاه پیشدادی
کیانمهر کیامنش - کیافر - کیانزاد
کیانا برخواسته از نسل کیانیان
کاساندان همسر کورش بزرگ
کتایون مادر اسفندیار در شاهنامه
گلدیس از واژه اوستایی دَئسه به معنی همچون گل
گشتاسب از شاهان ایران باستان
گودرز  پهلوان اسطوره ایی تاریخ ایران
گیو  پسر گودرز
لُهراسب پسر کیخسرو شاه کیانی
لبینا نام یکی از قسمتهای موسیقی کهن ایران
لیدا مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید
لیشام از وطنپرستان دیلمی
میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی
مهشید مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید
ملیسا مرهم - نام زنبور عسل در یونانی
ماندان ماندانا - مادر کورش بزرگ - همسر کمبوجیه اول
مرسده ملکه در ایران
میترا فرشتگان مقدس ایران باستان
مازیار از سرداران مادی کورش بزرگ - ماه یزد یار - همسنگر بابک
مزدک از نامهای دوران هخامنشی - آفریننده مزدا - آئین آورنده مزدکیان
مهراب پادشاه ایرانی در کابل و پدر رودابه
مهران همان میتران پهلوی - از خاندانهای اصیل ساسانی
ماندوی شهبانوی اردشیر سوم شاه ارمنستان
مهدیس از ماه دیس گرفته شده است به معنی گل چهره
مهرو به معنی چهره ای همچون ماه
مهدخت به معنی دختری همچون ماه
مهر آریا مهر دختر آریایها
مهر آئین کیش مهر ایرانی
میرتو از زنان شاهنشاهان هخامنشی
مهرک نام شاپور اول
مهراشک نام ایرانی
مهرساد نام ایرانی
مکابیز نام ایرانی
مهر نوش نامهای رایج امروزی
مانی نقاش دوره ساسانی که دعوی پیغبری کرد
مِهربُد نامی از دوره هخامنشی
مهیار نامی ایرانی
نازنوش نامی ایرانی
نیسا دختر یکی از شاهان پارتی
نیوشه نیوشا- گوش دهنده- نوشه
نوشا پرنس در زمان ساسانیان
نیکا نام رودخانه ای در ایران
نائیریکا بانوان پارسا در دین زرتشتی
نوشید مادر مانی نقاشی در دوره ساسانی
نِیشام فرشته نگهبان آذرخش
نرسی از شاهان ساسانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
نیما از دانشمندان ایرانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
ناهید اناهیت - اناهیتا - فرشته آب
نیسا دختر مهرداد و خوهر میترادات اشکانی
نیشام نام فرشته نگهبان آذرخش
نوشید نام مادر مانی نقاش که خود را پیامبر نامید
ورتا نامی پهلوی به معنی گل
ویس معشوقه رامین در دوره شاهنشاهی اشکانیان
ویرا ویشکا- ویدا - ویستا
وارتان یکی از شاهان ایران
وانوشه نام گل
وستا پردانش - دختر پاکدامن و با اصل و نسب
ویدا در اوستایی ویستا - پر دانش و فرهنگ
ورجاوند نورانی - مقدس - دارای احترام
وَندا امید - آرزو - سپهبد تبرستان
وَهرام نامی پهلوی - همان بهرام
ویسپار هم پیمان داریوش بزرگ در براندازی مغ دروغین
هورام واژه ای پهلوی به معنی خوش رام - خنده رو
هُرمُز نام بسیاری از شاهان ایران
هژبر شیر
هومان پسر ویسه و برادر پیران
هیراد ظاهر سالم و زیبا
هیتاسب از فرمانده هان داریوش بزرگ
هیربد روحانی گذشته ایران در زمان زرتشت
هژیر یکی از پهلوانان ایرانی
هما هفتمین پادشاه کیانی - دختر کیگشتاسب
یوتاب خواهر آریوبرزن - زنی سردار در آذرآبادگان
یاسمین پهلوی یاسمن - نوعی گل- دختری در ویس و رامین

 

 

نام

معنی

 

ارانوس

 

سیاره ارانوس

 

ارمغان

 

 هدیه

 

الناز

 

دختری که در ناز سرآمد دختران ایل است

 

ایران دخت

 

دخترایران

 

الیکا

 

مادر زمین - شکوفه - نام دهی در شمال ایران

 

الیزه

 

نام مکانی در رودبار

 

المیرا

 

فدا کننده

 

اریکا

 

مرتبط با زمین

 

اِستاتیرا

 

همسر داریوش سوم

 

ایرسا

 

رنگین کمان

 

افشید

 

شکوه خورشید

 

الیا

 

نام گل

 

انوشا

 

خوشحال - جاوید

 

انوشک

 

نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی

 

انوشه

 

نام عمه شاهپور - شادمان - خوشی و خرمی

 

ارنواز

 

شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید

 

ارغوان

 

درختی زیبا از تیره پروانه داران با گلهای صورتی و ارغوانی - نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد

 

ارکیده

 

رنگ ارغوانی روشن، نام گلی

 

افسار

 

تاج

 

افسانه

 

ترانه - داستان - قصه - حکایت - سرگذشت

 

افسون

 

طلسم و جادو

 

افشان

 

پاشیدن

 

ایران

 

نام کشور ایران

 

اخـگر

 

پارهآتش

 

اردا

 

نام کشیشی در زمان ساسانیان

 

اردشیر

 

بنیانگذارسلسله ساسانیان - اردشیر بابکان

 

اردلان

 

نام طایف های از ایالات کُردان که در سنندج مسکن دارند

 

اردوان

 

یکی از شخـصیت های شاهـنامه - نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول - نام چند تن از پادشاهان اشکانی - نام پسر بلاش چهارم - نام پسر بیژن نوه گیر - نگهبان درستی

 

ارژنگ

 

یکی از شخـصیت های شاهـنامه

 

ارسلان

 

به نام شیر درنده مجازاً مرد شجاع و دلاور - نام پسر طغرل و چند تن از سلاجغه کرمان - نام پهلوان افسانه ای

 

ارشام

 

نام پدر بزرگداریوش کبیر

 

ارشاما

 

نام پدر بزرگداریوش اول

 

ارشان

 

شاهزاده در نزدایرانیان و فرزند اردشیردوم

 

ارشیا

 

سریرو  تخـت

 

ارشک

 

نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان

 

اسفندیار

 

یکی از شخصیتهای شاهنامه

 

اشکان

 

نیای سلسله اشکانیان

 

افشین

 

نام یکی از شاهزادگان ساسانی

 

امید

 

 آرزو

 

امیر

 

 شاه

 

انوش

 

نام دختر مهرداد ششم - لقب خسرو اول پاشاه معروف ساسانی - جاودان

 

انوشیروان

 

جاویدان - دارای روان جاوید - لقب خسرو اول پادشاه معروف ساسانی

 

اوتانا

 

هم پیمانداریوش اول

 

اورنگ

 

نام عاشقی افسانه ای که معشوقش گلچهره نام داشته است - سریر و تخت - تخت و تاج شاهی

 

ایرج

 

 نام یکی از شخصیتهای شاهنامه

 

اباذر (ابوذر)

 

از صحابه خاص رسول اکرم (ابوذر غفاری) که در صداقت گفتار زبانزد بود، ابوذر اولین کسی بود که تهیه اسلامی را به حضرت رسول عرض کرد.

 

اباصلت

 

کنیه اسلامی امام علی بن موسی الرضا که در خراسان همراه آن حضرت بود و مدفن زیارتگاه زائرین مشهد مقدس است

 

ابتهاج

 

مسرت - شادمانی - شاد گردیدن - شادی

 

ابراهیم

 

نام پیغمبری که به ضیل الله معروف است، پدر حضرت اسماعیل و در صد و هفتاد سالگی درگذشت - پدر عالی

 

ابرهام

 

به معنی طبیعت است، نام فرشته ای که تدبیر کننده عالم است و نام حضرت ابراهیم

 

ابریشم

 

ماده ای که از کرم ابریشم تولید می شود به همین نام است در صنایع به خصوص نساجی استفاده زیاد دارد. نام نخ گرانبهایست که از کرم ابریشم بدست می آید

 

ابناس

 

خواهر یعقوب پیامبر (ص) و عمه حضرت یوسف بود - نام قریه ای در مصر

 

ابن سینا

 

ابوعلی سینا - حکیم بزرگ ایرانی در 1000 سال پیش - فیلسوفی نامدار و پزشکی عالی مقدار بود از آثار او کتاب شفا، انصاف و قانون است

 

ابوبکر

 

از صحابه بزرگ پیامبر (ص) اسلام و اولین خلفای راشدین (نام امام زین العابدین (ع))

 

ابوالحسن

 

کنیه امیرالمؤمنین است بواسطه فرزندش امام حسن - پدر نیکو - پدر حسن

 

ابوالفتح

 

در لغت به معنی پدر پیروزی و نام پسر ارشد کریم خان زند

 

الوالفرج

 

شاعر اصفهانی و بزرگترین اثر او کتاب سرودها است در لغت به معنی پدر رهایی و گشایش

 

ابوالفضل

 

کنیه حضرت عباس برادر امام حسین و فرزند حضرت علی - پدر دانش - خداوند هنر - صاحب فضل - نام امام رضا (ع)

 

ابوالقاسم

 

کنیه حضرت محمد و حضرت مهدی امام دوازدهم - پدر قسمت کننده

 

ابوجعفر

 

کنیه امام محمد باقر (ع) و امام محمد جواد (ع) می باشد

 

ابوریحان

 

محمد بن احمد خوارزمی بیرونی از مهندسین و بزرگان علوم ریاضی بود

 

ابومسلم

 

خراسانی - بعضی ها او را فرزند بزرگمهر بختگان دانند

 

ابوطالب

 

یا عمران - پدر حضرت علی (ع) و عموی پیامبر (ص) بود نام وی عبد مناف و شغلش تامین آب و خوراک زائرین حرا بود

 

اتابک

 

مربی - اتا به معنی پدر - ادب آموزنده - نگاهدارنده

 

اتحاد

 

یکرنگی - وحدت - یکی شدن

 

احترام

 

حرمت - نام زن - بزرگ داشتن - احترام کردن

 

احد

 

یگانه فرد - نام باریتعالی - یکتا - یگانه (نام حضرت علی (ع))

 

احسان

 

نیکویی کردن - بخشش - خوبی - نیکی (حضرت امام حسن و امام زمان (ع))

 

احمد

 

حمیدتر - نامی از نامهای حضرت محمد - ستوده تر - بغایت ستوده

 

اختر

 

بخت و طالع - نام فرسته ایست موکل کره زمین - درفش و علم - کوکب - ستاره - نام گلی

 

ادریس

 

نام یکی از پیامبران (ص) در قرآن مجید است و از جهت درس گفتن به این نام مشهور است و علوم نجوم را او به مردم تعلیم داد

 

ادیب

 

خداوند ادب - سخندان - با ادب - زیرک

 

ارجمند

 

قیمتی - دانا - بلند مرتبه - باارزش - بزرگمهر

 

اردشیر

 

نام پسر بزرگ شاپور ذوالاکتاف - شهریاری - مقدس - شیر خشمناک

 

ارس

 

رودی در آذربایجان - نام دختر در بین ارامنه - نام شاهزاده ای در قبچان

 

ارسطو

 

نام حکیم بزرگ یونان که شاگرد افلاطون و مربی اسکندر بود و او را معلم اول خوانده اند

 

ارشاد

 

راهنمایی - راه نمودن

 

ارشمیدس

 

نام حکیمی یونانی در زمان اسکندر مقدونی - نام ریاضیدان معروف یونان

 

ارکیده

 

نوعی گل زینتی است

 

ارم

 

باغی در بهشت - نام پسر سام بن نوح - بوستان - بهشت

 

ارمان

 

آرزو - کمال مطلوب - حسرت خوردن

 

ارمیا

 

پیغمبری در بنی اسرائیل در زمان بخت النصر که گفته بود

 

ارمین

 

یکی از پسران کیقباد و برادر کوچک کاووس که او را کی آرمین نیز گفته اند

 

اروین

 

تجربه - امتحان - آزمایش

 

ازل

 

بی آغازی - ابتدا و آغاز نداشتن

 

اسپند

 

گیاهی است خودرو دارای گلهای سفید کوچک و دانه های ریز سیاه که برای دفع چشم زخم در آتش می ریزند - ماه 12 سال شمسی - مقدس

 

استوار

 

امین - معتمد - پایدار - برقرار

 

اسحاق

 

نام پسر حضرت ابراهیم و ساره - خشک شدن - کهنه شدن

 

اسد

 

فرزند هاشم و پدر فاطمه و مادر امیرالمؤمنین - برج پنجم از برج دوازده گانه فلکی - شیر بیشه - شیر درنده

 

اسدالله

 

لقب حضرت علی (ع) که توسط پیامبر (ص) به ایشان اعطا شد - شیر خدا

 

اسرافیل

 

نام فرشته مقرب خداوند

 

اسعد

 

نام چند تن از فضلا و شاعران و نویسندگان - نیکبخت تر - سعید

 

اسفندیار

 

قدرت و لطف یزدان نام پدر بهمن و قهرمانی در شاهنامه - نام پسر گشتاسب - آفریده پاک

 

اسکندر

 

نام پادشاهی عالم گیر و فرزند دارا و نوه فیلقوس که نام مادرش ناهید بود - یاور و یاری کننده مرد

 

اسما

 

نامها - همسر جعفر بن ابیطالب که پس از وفات او با ابوبکر ازدواج کرد

 

اسماعیل

 

پسر حضرت ابراهیم و هاجر که از طرف خدا قرار شد که بدست پدرش ذبح شود

 

اشتر

 

آنکه پلک چشم او باز گردیده باشد - از سرداران شجاع سپاه اسلام بود و عاقبت مسموم شد

 

اشراق

 

درخشیدن - روشن کردن - تابیدن

 

اشرف

 

نام زنان - مهتر - شریف تر (نام پیامبر (ص))

 

اصغر

 

خردتر - کوچک - کوچکتر

 

اصلان

 

شیر بیشه - به معنی شیر درنده و نام اشخاص

 

اصیل

 

نجیب - خداوند اصل و صب و نسب و بزرگ - صاحب نسب

 

اطلس

 

نام زنی شاعره که در عصر امیر خسرو بود - ساده - دیبا - پرنیان

 

اطهر

 

پاکیزه تر - پاکتر

 

اطهره

 

مؤنث اطهر

 

اظهر

 

روشن تر - آشکارتر - ظاهرتر

 

اعتصام

 

بازمانده از گناه به لطف پروردگار - پناهنده و متوسل شدن

 

اعتماد

 

سپردن و گذاشتن بر کسی و اعتبار کردن - تکیه کردن

 

اعظم

 

عظیم تر - بزرگتر و بزرگوارتر

 

افتخار

 

فخر کردن - سرافرازی - نازیدن

 

افخم

 

بزرگتر - گرانمایه - بزرگ قدرتی

 

افراسیاب

 

مهیب و مخوف - نام پادشاه داستانی ترکستان باستان همواره براه رونده - یکی از سه فرزند فریدون - فرزند شنگ پادشاه توران

 

افرنگ

 

تخت پادشاهان - اورنگ - فر و حشمت - تخت - زیبایی

 

افروخته

 

مشتعل شده - شعله ور

 

افروز

 

نامی هم برای زن و هم برای مرد - نور دهنده - روشن کننده

 

افروغ

 

تابش - فروغ و روشنایی

 

افسر

 

تاج و کلاه پادشاهان - تاجی از ابریشم مکلل با جواهر - برتر و بهتر - عزیز و گرامی

 

افشین

 

سردار ایرانی قائد لشکر معتصم که در آخر عمر گرفتار و به دار آویخته شد نام شخصی کریم و صاحب همت

 

افضل

 

اشرف - داناتر - فاضل تر - سرآور - برتر

 

افق

 

کرانه آسمان - ناحیه - کرانه

 

افلاطون

 

نام حکیم بزرگ یونانی که شاگرد سقراط و معلم بود از شاگردان فیثاغورث بود که با سقراط می کرد

 

اقاقیا

 

اصل کلمه یونانی است - درختی با گلهای سفید یا صورتی خوشه ای و خوشبو

 

اقبال

 

دولت - عباس اقبال آشتیانی از محققین بزرگ و مشهور معاصر است - شانس - روی به چیزی آوردن - بخت و طالع

 

اقدس

 

پاکتر - نام یکی از شعرای فارسی گوی هندوستان - مقدستر - منزه تر

 

اقلیدس

 

به یونانی کلید هندسه - ریاضی دان یونانی

 

اقلیما

 

نام دختر آدم (ع)

 

اکبر

 

کبیر - مهین - نام یکی از پادشاهان گورکانی هند - بزرگتر - سالمندتر

 

اکرم

 

نامی از نامهای خداوند متعالی - جوانمرد - کریمتر

 

البرز

 

نام پهلوانی است و نام رشته جبالی در شمال ایران - کوه بلند

 

الوند

 

کوه معروفی در همدان - تیز و تند

 

الماس

 

قلم تراش و دندان را هم گفته اند - مردم چابک - گوهریست مشهور و کنایه از تیغ و شمشیر و کارد و تیر و آبگینه

 

المیرا

 

نامی برای زنان و دختران و از نامهای ترکی است

 

المینا

 

شهریست در غنا و سواحل غربی آفریقا

 

الهام

 

معبودیت - آفتاب - ماه نو - پرستش کردن - مونث اله

 

الیاس

 

نام یکی از انبیای نبی

 

ام البنین

 

مادر گرامی امام هشتم (ع)

 

ام الحسن

 

همسر حضرت علی (ع) - مادر امام حسن (ع)

 

ام الفضل

 

دایه امام حسین (ع) و همسر عباس ابن عبدالمطلب

 

امامه

 

فرزند حضرت علی علیه السلام

 

ام حبیبه

 

همسر پیامبر (ص) اسلام و دختر ابوسفیان

 

ام سلمه

 

نام یکی از همسران پیامبر (ص) اسلام

 

ام عبدالله

 

دختر امام حسن (ع)

 

ام کلثوم

 

فرزند سوم محمد و خدیجه کبری علیه السلام (نام حضرت زینب (س))

 

امجد

 

بزرگتر

 

امید

 

انتظار - چشم داشت - آرزو

 

امیر

 

خلیفه - پادشاه - فرمانروا (نام حضرت علی (ع))

 

امین

 

لقب حضرت محمد (ص) - صادق - راستگو - امانت دار - نام امام علی النقی (ع)

 

امینه

 

نام دختر امام حسین (ع) - مونث امین

 

اناهیتا

 

بی آلایش - پاک

 

اناهید

 

ستاره زهره - ناهید

 

انتظار

 

نگرانی - چشم به راه بودن - چشم داشتن

 

انجم

 

اختران - ستارگان

 

اندرز

 

وصیت - نصحیت - پند

 

اندیشه

 

بیم - ترس - خیال - فکر

 

انسی

 

مونس - همدم - آشنا

 

انسیه

 

خو گرفتن - الفت داشتن

 

انور

 

روشن تر - درخشان تر

 

انسیر

 

همبازی دوران کودکی پیامبر (ص) - همدم - یار

 

انیران

 

نام فرشته موکل بر عقد و نکاح

 

اورمزد

 

نام فرشته نگهبان خوبی - ستاره مشتری و نام فرشته ای - نام پسر زاده اسفندیار

 

اوریا

 

لقب ادریس پیامبر (ص) - نام جد مادری حضرت سلیمان

 

اوژن

 

افکننده - شکست دهنده دشمن

 

اوستا

 

بنیاد - اساس - کتاب دینی زرتشت

 

اویس

 

از یاران پیغمبر (ص) در صدر اسلام

 

اهتمام

 

دل بستن - همت گماشتن - کوشش کردن

 

اهورا

 

به لغت اوستا وجود مطلق و هستی بخش

 

ایاز

 

نام غلامان سلطان محمود غزنوی - نسیم شب - شبنم

 

ایثار

 

مقدم داشتن دیگران - عطا کردن - بذل کردن

 

ایران

 

نام کشور ما - منسوب به آریا - مسکن آریاییان

 

ایران دخت

 

دختر ایران

 

ایران مهر

 

محبت ایرانی - مرکب از ایران و مهر

 

ایزد

 

خداوند

 

ایده

 

رای - عقیده - خیال - فکر

 

ایشا

 

نام پدر حضرت داود (ع)

 

ایلا

 

نامی برای دختران و زنان

 

ایلیا

 

نام امیرالمؤمنین (ع) در تورات - نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل

 

ایما

 

اشاره کردن - کنایه

 

ایمان

 

عقیده داشتن - اعتقاد داشتن

 

ایمن

 

در امان - محفوظ

 

ایوب

 

نام پیامبری در بنی اسرائیل - در لغت به معنی برگشت به سوی خداوند است

 

ابو ابراهیم

 

پدر ابراهیم (نام پیامبر (ص))

 

ابو الطیب

 

سرچشمه پاکی ( نام پیامبر (ص))

 

ابو عبدالله

 

پدر عبدالله (حضرت امام حسین (ع))

 

ابو علی

 

پدر علی (نام امام موسی کاظم (ع))

 

ابو تراب

 

پدر خاک (نام حضرت علی (ع))

 

ابو اسماعیل

 

پدر اسماعیل (نام امام جعفر صادق (ع))

 

ابوالحسین

 

پدر حسین (ع)(نام حضرت علی (ع))

 

ابوالطاهر

 

پدر طاهر (نام پیامبر (ص))

 

ابوالفضائل

 

پدر فضیلتها، صاحب برتری ها (نام پیامبر (ص))

 

ابوالمظفر

 

پیروزمند (نام پیامبر (ص))

 

ابوالمکارم

 

صاحب بزرگواریها (نام پیامبر (ص))

 

ابوالنصر

 

یاور - یاریگر (نام پیامبر (ص))

 

ابو صالح

 

پدر صالح (نام امام زمان (عج))

 

ابو محمد

 

پدر محمد (حضرت امام حسین (ع))

 

ابو موسی

 

پدر موسی (نام امام جعفر صادق (ع))

 

امین الرحمن

 

امانتدار خداوند مهربان (حضرت امام حسین (ع))

 

امین الله

 

امانتدار خداوند (نام پیامبر (ص))

 

ایزدشناس

 

خداشناس (نام امام زمان (عج))

 

ایزدنشان

 

نشان خدا (نام امام زمان (عج))

 

 

آتوسا

 

دختر کورش کبیر و اردشیر دوم و همسر داریوش کبیر مادر خشایار - نامیک شاهزاده ایرانی - یکی از نامهای دوره هخامنشی

 

آذر

 

آتش، فرشته نگهبان آتش، نهمین ماه ایرانی

 

آذرنوش

 

پاکدین - نام زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران

 

آرزو

 

خواهش - مراد - اشتیاق - شوق

 

آزاده

 

آزاد، رها، گوهری، نجیب، اصیل

 

آفرین

 

 تشویق

 

آناهیتا

 

الهه آب - نام فرشتگان اهورامزدا - ستاره ناهید - بی آلایش - پاک

 

آبنوس

 

چوبیست گرانبهاو سیاه رنگ و اگر در آتش بگذارند بوی خوش می دهد

 

آزیتا

 

نام شاهزاده - ملکه و پرنسسز در ایران

 

آلیش

 

قابل اشتعال

 

آمیتریس

 

نام دختر داریوش دوم و همسرخشایارشا

 

آموتیا

 

نام دوشیزه در زمان زندیه

 

آندیا

 

همسراردشیر اول

 

آنیتا

 

نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه

 

آرا

 

آراستن و زیبا کردن

 

آرمیلا

 

نام دختران در ایران باستان

 

آرمیتان

 

نیکو کار - پرهیزکار- پاکدامن

 

آروشا

 

درخشان - نورانی - باهوش

 

آرتا

 

مقدس - شاد - سرافراز - نام باستانی - نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند

 

آرتمیس

 

گوینده راستی- نام دریاسالار زن

 

آرتنوس

 

صادق - راستگو - نام دختر داریوش

 

آسا

 

نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ وعلیحضرت - مانند

 

آتاناز

 

-

 

آتنا

 

-

 

آتوشه

 

نام عمه یا خاله شاپور شاه

 

آوید

 

-

 

آویسا

 

آب پاک و تمیز

 

آیدا

 

همچون ماه و مهتاب

 

آیدان

 

چهره زیبا همچون ماه - آیسان

 

آیلا

 

نور ماه و مهتاب- آیناز

 

آذرافروز

 

نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار

 

آذرخش

 

صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر، شورش

 

آذرگون

 

گلی به رنگ زرد که میانش سیاه است - نوعی از شقایق است

 

آزیتا

 

نام یک شاهزاده ایرانی

 

آزین

 

زینت آلات

 

آلاله

 

لاله و شقایق - نامی برای دختران

 

آوا

 

صدا

 

آویزه

 

آویز

 

آهو

 

نام حیوانی زیبا با چشمانی افسونگر

 

آبـتین

 

یکی از شخـصیت های شاهـنامه، پدر فریدون

 

آتـش

 

آتـش

 

آذین

 

نام فرمانده لشگر بابکخـرمدین،  تـزیـین و آرایش

 

آرآسب

 

نام کورش اول

 

آراد

 

نامفرشته ای

 

آرام

 

ساکت

 

آرتاباز

 

یکی از فرماندهان کورش کبیر

 

آرتان

 

 نام پدر زن داریوش کبـیر

 

آرش

 

نام کمانگیر معروف و یکی از پهـلوانان سنـتی ایران - درخشنده

 

آرشام

 

بسیار نیرومند، پدربزرگ داریوش کبـیر

 

آرمان

 

هـدف - آرزو - پشیمانی - افسوس

 

آرمین

 

 یکی از شخـصیت های شاهـنامه

 

آریا

 

اصیل . سردار. ایرانی

 

آریامنش

 

دارای خلق و خویآریایی،  نام پسر داریوش

 

آریانا

 

منسوببهنژاد و قوم آرین یا آریایی

 

آرین

 

مربوط به نژاد آریا

 

آریارمن

 

از نخستین پادشاهان ایران در 2600 سال پیش

 

آزاد

 

آزاد، شریف و اصیل، نجیب

 

آویژه

 

 خاص و خالص،   پاک و پاکیزه

 

آبا

 

از ریشه عربی است - جمع آب به معنی پدران است

 

آبان

 

ماه هشتم از سال شمسی مطابق برج عقرب، ایزد - نگهبان آب

 

آبستین - آبتین

 

نام پدر فریدون

 

آبرون

 

گیاهی همیشه سبز - همیشه بهار

 

آبگون

 

کنایه از پاکی - کبود - برنگ آب

 

آبگینه

 

الماس - بلور - شیشه

 

آبی

 

نیلوفری - نیلگون - برنگ آبی

 

آتی

 

آینده

 

آدم

 

نخستین پیامبر (ص) - معادل کیومرث در ایران باستان

 

آدینه

 

روز جمعه آخرین روز هفته

 

آذرم

 

درفش - زین اسب

 

آذین

 

زینت - آرایش - زیور

 

آراسته

 

مزین - زینت شده

 

آروند

 

جلال - شکوه

 

آروین

 

آزمون - تجربه - نتیجه

 

آریانا

 

منسوب به نژاد آریایی

 

آرین

 

نامی برای مردان

 

آزادمهر

 

نام پسر سلطان ابراهیم غزنوی

 

آزر

 

نام پدر حضرت ابراهیم (ع)

 

آزرم

 

نامی برای دختران - لطف و ملایمت در گفتار - ادب - حیا - شرم

 

آزیتا

 

نامی است برای زنان

 

آسمان

 

نام فرشته ای که نگهبان سپهر است - فضایی اطراف کره زمین

 

آسمانه

 

سقف خانه

 

آسیه

 

نام همسر فرعون که حضرت موسی را بزرگ کرد

 

آشنا

 

دوست - همدم - هم صحبت

 

آشور

 

نام پسر دوم سام بن نوح که مملکت آشور به نام او خوانده شده بود

 

آصف

 

دبیر حضرت سلیمان که نامش در قرآن آورده شده است

 

آطوسا

 

نام دختر کوروش

 

آفاق

 

نام معشوقه نظامی گنجوی - کران ها - افق ها

 

آفتاب

 

زیبایی - خورشید - تخلص شاه عالم ابوالمنظفر مروج الدین از فرمانروایان دهلی

 

آفرید

 

مخفف آفریده

 

آگاه

 

باخبر - مطلع - هشیار

 

آمنه

 

نام مادر حضرت محمد (ص) - پشته هیزم

 

آنا

 

به زبان ترکی یعنی مادر - دایه - بزرگ کننده بچه

 

آنی

 

موقتی - نامی برای زنان - لحظه ای

 

آهنگ

 

قصد عزیمت - ترانه - نغمه

 

آیدا

 

شاد - خوشحال

 

آیدین

 

روشن و آشکار - نامی برای زنان

 

آینه

 

جسمی شفاف از شیشه - آیینه

 

آیین

 

آرایش - رسم - مذهب - دین

 

آیه

 

هر جمله از قرآن - علامت - نشان

 

آبت الله

 

نشانه خدا (نام حضرت زهرا (س))

 

آیت الله

 

نشانه خدا (نام حضرت زهرا (س))

 

آیه الله العظمی

 

بزرگترین نشانه خدا (نام حضرت علی (ع))

 

تارا

 

ستاره

 

ترانه

 

آهنگ - نغمه - سرود - جوان خوش سیما و ترد و تازه و صحبت جمال

 

تینا

 

عاشق نوازش

 

ترسا

 

مسیحی

 

توران

 

نام کشور دشمن ایران در شاهنامه

 

توکا

 

نوعی پرنده

 

تهمینه

 

یکی از شخصیتهای شاهنامه - نام دختر پادشاه سمنگان و همسر رستم و مادر سهراب - به معنی زن بزرگ

 

تینا

 

سفال

 

تهماسب

 

یکی از شخصیت های شاهنامه - از نامهای اوستایی و نام برخی از پادشاهان صفویه - دارنده اسب فربه - زورمند

 

تهمورث

 

نام یکی از شاهان ایرانی

 

تورج

 

 یکی از شخصیت های شاهنامه

 

تیرداد

 

-

 

تیمور

 

لنام مؤسس سلسله گورکانیان

 

تابان

 

روشنی دهنده - روشنی

 

تابش

 

روشنی دهنده - روشنی

 

تابناک

 

درخشنده - نورانی - درخشان - روشن

 

تابنده

 

روشن کننده - پرتو افشان

 

تاج

 

کلاه - افسر - کلاه جواهر نشان پادشاهان

 

تاجماه

 

بالاتر از ماه - کنایه از زیبایی

 

تاجیک

 

نژادی در افغانستان و توران - غیر عرب و ترک را تاجیک می گویند

 

تار

 

نامی است برای زنان - کوکب - ستاره

 

تارخ

 

نام پدر حضرت ابراهیم (ع)

 

تالیا

 

نام حضرت خضر پیامبر (ع)

 

تائب

 

توبه کننده

 

تحفه

 

چیز بدیع و تازه - ارمغان - هدیه - نام حضرت زهرا (س)

 

تراب

 

تراوش آب یا مایع دیگر - زمین - خاک

 

ترگل

 

خوش و خرم و تازه رو - ترمه - نوعی پارچه نفیس که از کرک بافته می شود

 

ترنگ

 

خوش - نکو - زیبا - خوب - مرغ دشتی

 

تروند

 

نوبر - میوه نورس

 

تراژ

 

نام یکی از پهلوانان توران و داماد افراسیاب

 

تقی

 

باتقوا - خداترس - پرهیزگار - نام امام رضا (ع)

 

تکاور

 

چالاک و چابک - اسب دونده - تیزرفتار - تندرو

 

تلی

 

کثیر الایمان - بسیار شولند - بسیار حال - طلا و زر

 

تندر

 

غرش ابر - بانگ رعد - غرنده - رعد

 

توانا

 

مقتدر - قادر - نیرومند

 

تواندخت

 

دختر نیرومند

 

توبا

 

تیزگوی و شیرین زبان - سیب

 

توتک

 

نوعی نی که چوپان می نوازد

 

توتیا

 

نام صدف دریایی - سرمه

 

توحید

 

یکتا قرار دادن - یگانه گردانیدن

 

تور

 

پسر جمشید شاه و پسر فریدون

 

توراندخت

 

یکی از شاهزادگان سامانی

 

تورانه

 

به معنی معشوق

 

تورنگ

 

خروس صحرایی

 

توس

 

سرزمینی در خراسان - پسر نوذر - زمین سخت

 

توفان

 

غران - بادهای سریع و خطرناک - شور و غوغا کننده

 

توفیق

 

موافقت کردن - سازگار بودن - موفقیت

 

توکل

 

به دیگری اعتماد کردن - کار خود را به خدا واگذار کردن

 

توما

 

نام یکی از حواریون حضرت عیسی (ع)

 

تهم

 

پهلوان - نیرومند - قوی

 

تهمتن

 

شجاع و بی نظیر - پهلوان - قوی و نیرومند

 

تیبا

 

در زبان عربی آهو نام دارد

 

تیراژه

 

قوس و قزح - رنگین کمان

 

تیران

 

نام پسر اردشیر سوم

 

تیرداد

 

نام تعدادی از پادشاهان اشکانی - بیست و یکمین پادشاه از سلسله اشکانیان

 

تیزهوش

 

باهوش - هوشمند - هوشیار

 

تیکا

 

نام پرنده ایست از پرندگان کوچ کننده

 

تینا

 

گل - خزه ساحل دریا - به معنی زند و پازند گل را گویند

 

تقیه

 

پرهیزگار - نام حضرت زهرا (س)

 
 

 

 

     
         
         

 

افرا: اسم دختر به معنی زیبایی و با مفهوم ستایش کردن
افشید: اسم دختر به معنی شکوه خورشید
آلیش: این اسم یعنی قابل اشتعال
الیا: اسم گل ( که برای دختران استفاده میشود )
آمیتریس: اسم دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا
آموتیا: نام دوشیزه در زمان زندیه
آناهیتا: اسم فرشتگان اهورامزدا
آندیا: اسم همسر اردشیر اول
آنیتا: اسمدختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه
انوشا: خوشحالی و سرور و شادی
انوشک: اسم زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
انوشه: اسم زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
آرا: نامی یه معنی آراستن و زیبا کردن
آرمیلا: اسم دختران در ایران باستان ( اسم دختر ایرانی)
آرمیتان: شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آروشا: اسمی به معنی درخشان - نورانی - باهوش
آرتا: اسم شهر در زمان زند که به عنوان اسم بر روی دختران میگذاشتند
ارنواز: شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آرتمیس: گوینده راستی- نام دریاسالار زن
آرتنوس: صادق - راستگو - اسم دختر داریوش
آسا: اسم دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت
آتاناز: اسم ایرانی
آتنا: اسم ایرانی
آتوسا: دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار
آتوشه: اسم عمه یا خاله شاپور شاه
آوید: اسمی ایرانی
آویسا: آب پاک و تمیز
آیدا: همچون ماه و مهتاب
آیدان چهره زیبا همچون ماه - آیسان
آیلا : این اسم به معنی نور ماه و مهتاب- آیناز
پروشات: اسم همسر داریوش دوم
ردیمه: اسم همسر کمبوجبه - شاهزادگان هخامنشی
رکسانا: اسم دختر داریوش دوم
سپنتا: اسم مقدس ایرانی
وانوشه: اسم یک گل
آذرمهر: آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا
آذرنوش: اسم زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران
آزیتا: اسم شاهزاده - ملکه و پرنسسز در ایران
برسین: اسم دختر داریوش سوم که اسکندر با او ازدواج کرد
بهنوش: خوش مشرب - مطبوع - دلپذیر
بهشید: اسم ایرانی به معنی بهترین روشنایی
بیتا: اسمی به معنای زیبا و خوش چهره
کاساندان: همسر کورش بزرگ
چیستا: زنی که دارای مقام روحانی و مقدس در ایران بوده
دل آسا :اسم ایرانی
درسا: همچون مروارید
الیکا: مادر زمین - شکوفه - اسم دهی در شما ایران برای دختران
الیزه: اسم مکانی در رودبار
المیرا: اسم دختر به معنی فدا کننده
اریکا: مرتبط با زمین
اِستاتیرا: همسر داریوش سوم
ایرسا: رنگین کمان
کیانا: برخواسته از نسل کیانیان
لبینا: اسم یکی از قسمتهای موسیقی کهن ایران
لیدا: مهسان - مهسیما - مهسو- مهرشید
مهشید: مهسان - مهسیما - مهسو- مهرشید
ملیسا: مرهم - نام زنبور عسل در یونانی
ماندان: ماندانا: - مادر کورش بزرگ - همسر کمبوجیه اول
مرسده: ملکه در ایران
میترا: فرشتگان مقدس ایران باستان
نازنوش: اسم ایرانی
نیسا: اسم دختر یکی از شاهان پارتی
نیوشه: نیوشا:- گوش دهنده- نوشه
نوشا: پرنس در زمان ساسانیان
پانته: آ شاهزاده ای که اسیر کورش بزرگ شد
پریسا:تیس همسر داریوش دوم و نام شاهزادگان
پارمیس: اسم دختر ارشد کورش بزرگ
رُدگون مادر داریوش اول - پرنس در اشکانیان
ساینا: سیمرغ
تینا: عاشق نوازش
ویرا: ویشکا- ویدا - ویستا
آبنوش: از زنان ویس و رامین
آپاما: اسم دختر سپیتمن سردار ایرانی
آرتادخت: وزیر خزانه داری اردوان چهارم اشکانی
آرتیستون: دختر کورش بزرگ - زن داریوش
آرگون: شهبانوی اردشیر یکم هخامنشی
ارشانوش: از نام نامه نخعی
برسین: زن ایرانی اسکندر گجستک
پارمیس: اسم دختر بردیا - نوه کورش بزرگ
پروشات: در اوستایی به معنی بسیار شاد
پریزاد: زن داریوش دوم هخامنشی
پورچیستا: پردانش-دختر زرتشت-زن جاماسب
جاماسبه شهبانوی اردشیر درازدست
چیستا: فرشته دانش و خرد
رائیکا :پسندیده و دوست داشتنی
رادنوش: بانوی شهرین
سپاکو: زن مهرداد چوپان که کورش بزرگ را تربیت کرد
فرنو: مادر بزرگ اشو زرتشت
فرگون: اسم زنان در ایران باستان
کتایون: زن کیگشتاسب در شاهنامه
میترا:دات دختر مهرداد پادشاه اشکانی
نیسا: اسم دختر مهرداد و خوهر میترادات اشکانی
نیشام: اسم فرشته نگهبان آذرخش
نوشید: اسم مادر مانی نقاش که خود را پیامبر نامید
وستا: پردانش - دختر پاکدامن و با اصل و نسب
ویدا: در اوستایی ویستا - پر دانش و فرهنگ
هما: هفتمین پادشاه کیانی - دختر کیگشتاسب
یاسمین: پهلوی یاسمن - نوعی گل- دختری در ویس و رامین
آتری: اسمی به به معنی آتش - از اسم های باستانی
آپامه: خوشرنگ و زیبا - دختر اردشیر دوم هخامنشی
آرتا: از نامهای باستانی
آندیا: زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخامنشی
ارشین: از شاهدخت های هخامنشی
ارشنوش: نام نامه نخعی - نام باستانی
افروز :از اسم های پهلوی
ناهید: اناهیت - اناهیتا - فرشته آب
بهرو بهشاد: - بهرخ - بهتاب
پردیس: باغ و بهشت - واژه پارادیز انگلیسی از همین است
پریوش: پریزاد - پریسا - پریداد - پری تن
تارا :ستاره
تناز: مادر لهراسب - دختر آرش کمانگیر
آذرگون: اسم دختران در زمان اشکانی ویس و رامین
آذرمهر: آتش مهر
آرتونیس: دختر ارته باذ و خواهر برسین
آرمه: ئیتی فروتنی - پاکی - نگهبان زمین
آذرمیدخت: دختر همیشه جوان - اسم دختر خسروپرویز - زنی که شاه شد
آسیمن: نامی پهلوی که همان سیمین امروزی است
آماستریس: اسم دختر داریوش سوم
اَدرک: اسم دختر یزدگرد سوم ساسانی
اَردویسور: فرشته آب در ایران باستان
آرته دخت: شهبانو اشکانی همسر اردوان
اَرشیت: دوست ترین - نامی از دوره هخامنشی
اَمِستریس: شهبانوی خشایارشا
اوراشی: زن پسر سیامک
بینا: یعنی دانا و بیننده
دینا: اسم ایرانی
پُرشاد :خواهر داریوش سوم هخامنشی
پری: ویس دختری در ویس و رامین
توشنامئیتی: فرشته مهر و دوستی
تیتک: از اسم های زرتشتیان امروزی
مهر نوش: از اسم های رایج امروزی
داماسپیا: شهبانوی اردشیر یکم
رائیک:ا پسندیده و دوست داشتنی
راتا: فرشته بخشش و مهربانی در وندیداد
زرشام: دختری از خاندان جمشید
سپاکو: همسر مهرداد چوپان که کوروش بزرگ را پرورش داد
سَتوِش: ستاره باران در زبان پهلوی
سریرا :زیبا - خوش چهره
سندوس: خواهر خشایارشاه
سی سی: کام کامروا - مادر داریوش سوم - دختر اُستان برادر اردشیر دوم
سیندخت: دختر مهراب پادشاه کابل
شراره :از اسمهای رایج امروزی
شاهیده: پارسا - پرهیزکار
شیددخت: دختر روشنایی و نور
فرنوش: از نامهای رایج امروزی
گلدیس: از واژه اوستایی دَئسه به معنی همچون گل
ماندوی: شهبانوی اردشیر سوم شاه ارمنستان
مهدیس: از ماه دیس گرفته شده است به معنی گل چهره
مهرو :به معنی چهره ای همچون ماه
مهدخت: به معنی دختری همچون ماه
مهر آریا :مهر دختر آریایها
مهر آئین: کیش مهر ایرانی
میرتو :از زنان شاهنشاهان هخامنشی
نائیریکا: بانوان پارسا در دین زرتشتی
نوشید: مادر مانی نقاشی در دوره ساسانی
نِیشام: فرشته نگهبان آذرخش
ورتا: اسمی پهلوی به معنی گل
ویس: معشوقه رامین در دوره شاهنشاهی اشکانیان
هورام: واژه ای پهلوی به معنی خوش رام - خنده رو
یوتاب: خواهر آریوبرزن - زنی سردار در آذرآبادگان
آریا ناز: اسمی ایرانی

آبنوس : آبگینه
آتوسا : اسم دختر یک شاهزاده ایرانی ( اسم اصیل برای دختر ایرانی)
آذر : آتش، نهمین ماه ایرانی
آذرخش : صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر
آذرگون : اسم گلی است برنگ سرخ
آذرنوش : پاکدین
آرا : اسم دختر به معنی

آرزو : آرزو
آزاده : آزاد، رها
آزیتا : نام یک شاهزاده ایرانی
آزین : زینت آلات
آسا : مانند
آفرین : تشویق
آلاله : اسم گلی
آناهیتا : الهه آب
آوا : صدا
آویزه : آویز
آهو : آهو
اختر : ستاره، نام گلی
ارانوس : سیاره ارانوس
ارغوان : اسم درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد
ارکیده : رنگ ارغوانی روشن، نام گلی
ارمغان : هدیه
افسار : تاج
افسانه : افسانه
افسون : طلسم و جادو
افشان : پاشیدن
الناز :

انوشه: خوشبخت

ایران : نام کشور ایران
ایران دخت : دختر ایران
بانو :خانم، متشخص، زن مجرد
بلور : کریستال
بنفشه : گل بنفشه
بوبک : دختر و دوشیزه هدهد، اسم مرغ حضرت سلیمان
بوسه : بوس، بوسیدن
بهار : فصل بهار
بهارک : بهار کوچک

بهاره : آورنده بهار
بهناز : بهترین ناز
بهرخ : بهترین صورت
بیتا : منحصر بفرد
پدیده : پدیده، چیز جدید
پرستو : اسم یک پرنده
پرند : ابریشم
پری : پری
پری رو : دارای صورتی همچون پری
پریا : جمع پری
پریچهر : دارای صورتی همچون پری
پریزاد : زاده پری
پریسا : مانند پری
پریوش : دارای صورتی همچون پری
پرتو : پرتو
پروانه : پروانه
پروین : اسم یک صور فلکی
پگاه : سپیده دم
پوپک : نوعی پرنده
پوران : موفق
پوران دخت : یکی از شخصیت های شاهنامه
پوری : موفق
پونه : اسم گلی
پیمانه : جام شراب
پیوند : ارتباط
تارا : ستاره
ترانه : آهنگ، نغمه
ترسا : مسیحی
توران : نام کشور دشمن ایران در شاهنامه
توکا : نوعی پرنده
تهمینه : یکی از شخصیتهای شاهنامه
تینا : سفال
ثریا : نام یک صور فلکی
جوانه : جوان، گل جوانه
چلیپا :اسم دختر به معنی

خاطره : یاد، یادگاری
خندان : خندان
خجسته :اسم دختر به معنی

خورشید : آفتاب
دری : ستاره ای درخشان که مانند گوهر می درخشد
دلارام : آرام دل
دلبر : ملیح، خوش قلب
دلکش : جذاب
دریا: دریا
دنیا : جهان
رامش : آرامش
رسا : پرمعنی
رکسانه : روشنایی، اسم ( دختر ) شاهزاده ایرانی که اسکندر بخاطر او تخت جمشید را نابود کرد
روان : روح، روان
رودابه : یک از شخصیت های شاهنامه، مادر رستم
روشنک : نور کوچک
رها : آزاد
ریما :

زری : حریر، زربافت

زرین : طلایی

زرین دخت : دختر طلایی
زهره : سیاره زهره(ونوس) ، همچنین از نامهای حضرت زهرا (س)
زیبا : زیبا، قشنگ
ژاله : شبنم
ژیلا :

سارا :
ساغر : جام شراب
ساناز : اسم گلی
سایه : سایه
سپیده : نور اول صبح
ستاره : ستاره
سروناز : زن زیبا، درخت سروناز
سمن : یاسمن
سمیلا :
سمیرا :
سنا :
سودابه : یکی از شخصیت های شاهنامه
سوری :رز قرمز
سوزان : شعله ور، درحال سوختن
سوسن : اسم گلی
سوگند : قسم خوردن
سیما : صورت، رخ
سیمین : نقره ای
شادان : شاد
شادی : شادی، خوشحالی
شبنم : شبنم(ژاله)
شراره : جرقه
شعله : شعله، آتش
شکوفه : شکوفه
شکوه : جلال، زرق و برق
شوکا : نوعی آهو
شهربانو : بانوی شهر
شهرزاد : زاده شهر
شهرناز : عشق شهر
شهزاده : شاهزاده
شهلا : زن سیاه چشم
شهناز: عشق شاه
شیدا :
شیده : آفتاب، درخشان
شیرین : ظریف، شیرین
شیرین بانو : زن شیرین و حساس
شیفته : افسون شده
یما :

شیوا : فریبا

صدف :

صهبا : شراب
طاهره : پاک، خالص
طلا : طلا
عسل : عسل
غزال : آهوی کوهی
غزاله : آهوی کوهی
غمزه : طنازی
غنچه : غنچه گل
فرانک : یکی از شخصیتهای شاهنامه
فرحناز : خوشی
فرخنده : شاد
فرزانه : عاقل
فرشته : فرشته، پری
فرناز : عشوه گر
فرنگیس : یکی از شخصیت های شاهنامه
فروزان : درخشان
فروزنده : درخشان
فروغ : روشنی
فریبا : ملیح
فریده : پرارزش
فرین : ستوده
فیروزه : فیروزه
فیلا : عاشق
قاصدک : گل قاصدک
قدسی : مقدس، فرشته
کتایون : یکی از شخصیت های شاهنامه
کیمیا : ماده ای که مس را به طلا تبدیل می کند
گردآفرید : یکی از شخصیت های شاهنامه
گردیا : یکی از شخصیت های شاهنامه
گلاره : چشمان
گلبانو :

گلبهار : گل فصل بهار
گلپری :
گلشن : باغ گل
گلنار : گل انار، به زیبایی گل
گلنسا :
گلی : رنگ قرمز گل رز
گیتا : نوعی آهنگ
گیتی : جهان، دنیا
گیسو :
لادن : اسم گلی
لاله : گل لاله
لیدا :
لیلا : شبانه
لیلی : اسم گلی
مانا : مانند
ماندانا : اسم یک شاهزاده
مانی : نقاشی که خود را پیامبر معرفی کرد
ماهدخت : وجوه ماه
ماهرخ : کسی که صورتش مانند ماه باشد
مرجان : مرجان
مرجانه : مرجان
مرمر : مرمر
ملکه : ملکه
منیژه : یکی از شخصیتهای شاهنامه
مروارید : مروارید
مریم : گل مریم
مژده : خبر خوش
مژگان : مژه ها
مستانه : مست
میشا :

مونا : اسم یک الهه
مهتا : مثال ماه
مهتاب : مثال ماه
مهر انگیز : مهر انگیز
مهرناز : نور آفتاب
مهرنوش :
مهری : خورشید، مهربان
مهسا : ماه، مهتاب
مهستی : درخت گل یاس
مهشید :

مهناز : نور ماه، شکوه ماه
مهنوش :

مهوش : مثال ماه، زیبایی
مهین : دختر ماه
میترا : اسم یک الهه
مینا : مینا
مینو :
نازآفرین : شوق آفرین
نازگل : گل زیبا
نازنین : خوش قلب
نازی : زیبا
نازیلا : زیبا
ناژین : اسم یک درخت
ناهید : ونوس، ستاره زهره
ندا : صدا
نرگس : اسم گلی
نسترن : اسم گلی
نسرین : رز وحشی
نغمه : ترانه، آهنگ
نگار : خوش قلب
نگاه : نگاه
نگین : سنگ روی انگشتر و جواهرات
نوا : نوا
نوش آفرین : شادی خلق
نوشین : شیرین
نهال : نهال
نیکو : خوب، زیبا
نیکی : خوبی
نیلوفر : اسم گلی(زنبق آبی)
نیوشا : شنونده
وندا : آرزو
ویدا : آشکار
هدیه : هدیه
هستی : وجود
هما :اسم پرنده ای افسانه ای
هنگامه : حیرت انگیز
یاس :گل یاس
یاسمن : گل یاس
یکتا : تنها، یگانه
یگانه : تنها، یگانه
یلدا : نام بلندترین شب سال

___________________________________________________

برخی اسامی دخترانه مذهبی :

کو ثر
نازنین زهرا
ریحانه
یاسمین زهرا
محدثه
منصوره
شیده الزهرا
فاطیما

راحیل:(عبری) : در یهودی گوسفند؛ و در عربی روی بر گرداننده ی پلیدی ها و بدی ها ، (اَعلام) همسر حضرت یعقوب(ع) و دختر لابان و مادر حضرت یوسف و بن‌یامین به روایت تورات.

اسامی حضرت زهرا:فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره،زکیه،راضیه، مرضیه، محدثه، زهراء
القاب: بتول، تقیه، حبیبه، حُرَّة، حوراء، حوریه، راکعه، رشیده، رضیه، ریحانه، زهره، ساجده، سعیده، سیده، شهیده، صابره، صادقه، صدوقه، طیبه، عارفه، عالیه، عذراء، عزیز، علیمه، عدیله، فاضله، فریده، کریمه، کوثر، کوکب، مبشره، محموده، مطهره، معصومه، ملهمه، ممتحنه، منصوره، موفقه، مهدیه، مؤمنه، ناعمه، نقیّه، والهه، وحیده، انسیة، نوریة، حانیة، رحیمة، رشیدة، محترمة، صابرة، سلیمة، صفیة، معصومة، محتشمة، جلیلة، حکیمة، فهیمة، حنانة

 

 

تعدادی اسم ترکی برای دختر


آبا .....مادر..... ABA
آدای .....نامزد ، کاندید..... ADAY
آذر..... آتش..... AZƏR
آشقین..... عبور کننده ، رد شونده..... AŞQIN
آغ باتان..... سفید رو،نام قدیم همدان..... AĞBATAN
آغ بنیز .....سفید رو ، دارای صورت روشن..... AĞBƏNIZ
آغ بوجاق..... گردن بلورین..... AĞBUXAQ
آغ سو .....سفید وش ، نورانی ، زیبا..... AĞSU
آلا گوز..... شهلا..... ALAGÖZ
آلتینای..... ماه طلائی..... ALTINAY
آلماز..... دافع ، رد کننده..... ALMAZ
آلیاناق..... سرخ گونه ، دارای لب های سرخ..... ALYANAQ
آنا دولو..... دارای ریشه اصلی ، مملو از مادر..... ANADOLU
آی اولدوز..... ماه و ستاره ، ستاره زیبا..... AYULDOZ
آی ایشیق..... نور ماه ، پرتو ماه..... AYIŞIQ
آیوز..... ماه رخ..... AYÜZ
آیپارا..... پاره ماه ، مهپاره..... AYPARA
آیتای..... عین ماه ، ماه وش ، لنگه ماه..... AYTAY
آیتک..... ماهوار،زیبا..... AYTƏQ
آیدا..... در وجود ماه ، ماه صفت..... AYDA
آیتن..... نزد ماه،در وجود ماه..... AYTƏN
آیچین..... برای ماه،مثل ماه..... AYÇIN
آیسان..... مثل ماه،دارای گذشته درخشان..... AYSAN
آیسو..... شبیه ماه،نور ماه..... AYSU
آی سئل..... سیل ماه،سیل زلال و شفاف..... AYSEL
آیشن..... ماه خندان، ماه شاد..... AYŞƏN
آیفر..... ماه صفت، با شکوه..... AYFƏR
آی گول..... گل سفید،گل خوشبختی..... AYGÜL
آیلا..... هاله ماه..... AYLA
آیلار..... خوبرویان، زیباها، ماه ها..... AYLAR
آیلی..... ماه وش،ماه صفت،ماهرخ ..... AYLI
آیلی سئل..... سیل دارای ماه، سیل زلال..... AYLISEL
آیلین..... هاله اطراف ماه..... AYLIN
آیمان .....تمثیل کننده ماه،مثل ماه..... AYMAN
آینار .....انار سفید،انار زیبا..... AYNAR
آینور..... نور ماه، دارای انوار ماه..... AYNUR
آیسوی .....پاکنژاد..... AYSOY
آیشین .....ماه پاره..... AYŞiN
ائل ایستر..... محبوبه خلق..... ELISTƏR
ائل بزر..... زینت دهنده خلق،مردم آرا..... ELBƏZƏR
ائل چیچک..... گل مردم..... ELÇIÇƏK
ائلقیز .....دختر مردم،محبوبه خلق..... ELQIZ
ائلمیرا نمایانگر مردم،تمثیل کننده ملت..... ELMIRA
ائلنور .....نور مردم،چراغ مردم،راهنمای مردم..... ELNUR
ائلناز .....محبوب مردم،عشق مردم..... ELNAZ
ارتئل .....اسم خاص..... ƏRTEL
اردوغان..... قهرمان زا،قهرمان پرور..... ƏRDOĞAN
ارسوی..... قهرمان نژاد..... ƏRSOY
ارکناز..... ناز آزادی..... ƏRKNAZ
ارگون..... قهرمان روز،همیشه قهرمان..... ƏRGÜN
اسین..... نسیم،باد ملایم سحری..... ƏSIN
ایپک..... ابریشم،حریر..... IPƏK
ایزیناز..... خوش اثر،دااری رد خوشایند..... IZINAZ
ایلای..... ماه و سال..... ILAY
اینجه بئل..... کمر باریک..... INCƏBEL
اینجه تئل..... دارای موهای ظریف..... INCƏTEL
اینجه گول .....گل ظریف،گل نازک..... INCƏGÜL
اینجی .....مروارید،صدف..... INCI
اینجی قیز..... دختر زیبا،دختر مثل مروارید..... INCIQIZ
اینجی گؤز..... دارای چشمان مثل مروارید،چشم براق..... INCIGÜZ
اودئل..... خلق آتش..... ODEL
اودسان .....آتشین..... ODSAN
اودمان..... آتشپاره،نشانگر آتش..... ODMAN
اورمان..... جنگل..... ORMAN
اولماز..... بی همتا،نشدنی،غیر ممکن..... OLMAZ
اؤزگور..... مستقل..... ÖZGÜR
اؤزلم..... حسرت..... ÖZLƏM
اولدوز..... ستاره..... ULDUZ
اوزگون..... متاسف،غمگین..... ÜZGÜN
اوستون .....برتر،والا..... ÜSTÜN
اولکر..... ستاره سحری..... ÜLKƏR
بالسان..... مثل عثل،شیرین..... BALSAN
باللی..... شیرین،مثل عسل..... BALLI
بورچین..... غزال..... BURÇIN
بورلا..... بلند قامت،دارای گسوان بلند..... BURLA
بیرجه..... یگانه..... BIRCƏ
بیلگین .....دانا و دانشمند..... BILGIN
جوشار .....جوشان،شور انگیز..... COŞAR
چاغلار .....متلاتم..... ÇAĞLAR
چیلغین..... عاشق،واله،مجنون..... ÇILĞIN
چیچک..... شکوفه،گل..... ÇIÇƏK
دالغا..... موج..... DALĞA
داملا..... قطره..... DAMLA
دورنا..... درنا..... DURNA
دویغو..... احساس..... DUYĞU
دورو..... صاف،بی آلایش،شفاف..... DURU
دیلغم..... نام آهنگ..... DILĞƏM
دیلر..... آرزومند و دارای آرمان..... DILƏR
دنیز..... دریا..... DƏNIZ
فیدان..... شکوفه،غنچه..... FIDAN
گور سئل..... سیل خروشان..... GURSEL
گول آی..... ماه خوشگل،ماه زیبا..... GÜLAY
گول اؤز..... گل رخ،خوشرو..... GÜLÜZ
گول بنیز .....گل رخ..... GÜLBƏNIZ
گول سان..... گل تبار،مثل گل..... GÜLSAN
گول شن..... گل شاد..... GÜLŞEN
گول گون..... گل روز..... GÜLGÜN
گولنار..... گل انار..... GÜLNAR
گولناز..... گلناز،گل محبوب..... GÜLNAZ
گول یاناق..... گل گونه،گل رخ..... GÜLYANAQ
گول یانار..... گل سوزان،گل سرخ..... GÜLYANAR
گول یاز..... گل بهار..... GÜLYAZ
گوموش تئل..... دارای گیسوان نقره ای،نقره فام..... GÜMÜŞTEL
گون آی .....ماه و خورشید،روز روش..... GÜNAY
گون ار..... قهرمان روز،همیشه قهرمان..... GÜNƏR
گونش..... خورشید..... GÜNƏŞ
گونئی..... جنوب،آفتابگیر..... GÜNEY
گوندش .....همزاد،همزمان زاده شده..... GÜNDƏŞ
گونده یاز..... همیشه بهار،همیشه بهار..... GÜNDƏYAZ
همرسین..... نسترن..... HƏMƏRSIN
کونول..... قلب،دل..... KÖNÜL
کپنک..... پروانه..... KƏPƏNƏK
کوسن..... قهر کننده..... KÜSƏN
کوسمز..... گشاده رو،دل فراغ..... KÜSMƏZ
کسکین .....برنده،تیز..... KƏSKIN
لاچین..... عقاب،شاهین..... LAÇIN
لاله..... لاله..... LALƏ
لیلپار..... گل چشمه،گل همیشه سبز در آب..... LILPAR
لیمان..... بندر..... LIMAN
مارال..... آهو،غزال،زیبا..... MARAL
ماوی..... نیلی،آبی..... MAVI
ماراق..... علاقه..... MARAQ
ناردانا..... دانه انار..... NARDANA
نارگیله..... دانه انار..... NARGILƏ
ناریش..... مثل انار،نارنج..... NARIŞ
نازلی..... پر عشوه..... NAZLI
پارلار..... منور میشود،نورانی میشود..... PARLAR
پارلاق..... درخشان،نورانی..... PARLAQ
پینار..... چشمه..... PINAR
قارا گیله..... سیاه چشم،دارای مزدمک سیاه..... QARAGILƏ
قوقوش..... پرنده قو..... QUQUŞ
قومرال..... خاکستری،خاکی..... QUMRAL
قیز خانیم..... دختر خانوم..... QIZXƏLIN
قیل باش..... دارای موهای دراز..... QILBAŞ
قیزیللی..... طلائی..... QIZILLI
قیزیل تئل..... مو طلائی..... QIZILTEL
ساچلی..... دارای موهای دراز و پرپشت..... SAÇLI
ساناز..... بی نظیر،بی همتا..... SANAZ
سانای..... محترم،شهره پاکی..... SANAY
سانلی..... معروف،مشهور؛نامدار..... SANLI
سایین..... عزیز،محترم..... SAYIN
سولماز..... همیشه شاداب..... SOLMAZ
سونای..... آخرین ماه،پرنده مانند..... SONAY
سونر..... آخرین قهرمان،آخرین دلاور..... SONƏR
سونگول .....آخرین گل..... SONGÜL
سونییا..... سونیا..... SONYA
سیرداش..... همراز..... SIRDAŞ
سیبل..... مو طلائی..... SIBEL
سئوین..... شاد باش..... SEVIN
سئلجان..... سیل جان..... SELCAN
سئون..... دوست دارنده..... SEVƏN
سئودا..... عشق..... SEVDA
سئوگی .....عشق،محبت..... SEVGI
سئوگی ناز..... عشق ناز،پر محبت..... SEVGINAZ
سئوگول..... گل دوست..... SEVGÜL
سئویل..... فعل امر:مورد محبت قرار بگیر..... SEVIL
سئوینج .....شادی،خوشی..... SEVINC
سحر..... صبح،آغاز روز..... SƏHƏR
شن آی..... ماه شاد،ماه خوشرو..... ŞƏNAY
شن ائل..... مردم شاد،مردم خندان..... ŞƏNEL
شن یاز..... بهار شاد،بهار خوش..... ŞƏNYAZ
تامارا..... کاملا جستجو کن،کاملترین..... TAMARA
تامای..... ماه تمام..... TAMAY
تانسو..... نور سحری،سوی فجر،شبنم..... TANSU
تای سیز..... بیتا،بی مثل..... TAYSIZ
ترکان..... ملکه..... TƏRKAN
توران..... نام کشور،ترکستان..... TURAN
تومروس .....اسم خاص..... TUMRUS
توووز..... طاووس،منطقه در آذربایجان..... TOVUZ
تویغون..... مسرور..... TOYĞUN
تویگون..... شادزی،دارای روزگار خوش..... TOYGÜN
تئللی..... دارای موهای بلند و پر پشت..... TELLI
تئلمان..... ظریف،مثل مو..... TELMAN
تئلناز..... دارای موهای زیبا..... TELNAZ
خانیم بال.....ا خانوم کوچک..... XANIMBALA
خاتین..... زن خان،خاتون..... XATIN
یاز گل..... گل بهار..... YAZGÜL
یاغیش..... بارش باران،حالت بارش،باران..... YAĞIŞ
یاغمور..... باران..... YAĞMUR
یانار گول..... گل سوزان،گل سرخ YANARGÜL.....
یایقاش..... اسم خاص،ابرو کمان..... YAYQAŞ
یئتر..... کافی..... YETƏR
یوکسل..... سر بلند باش.....

 

تعدادی اسم دختر کردی براتون ارسال میکنم حتما تاییداش کنید.
1. ئاڤان (نام کوهستانی در کردستان)
2. ئاڵێ (دختر مو بور)
3. ئالا (بیرق، پرچم)
4. ئالان (نام کوهستانی در کردستان)
5. ئاسکی (از واژه‌ "ئاسک" به‌ معنی آهو)
6. ئاونگ (شبنم)
7. باژیلان
8. به‌یان (بامداد)
9. به‌فرین (برفی)
10. به‌ناز (نازدار)
11. بیریوان
12. بیخال (نام کوهستانی در کردستان)
13. جوان (زیبا)
14. چاوجوان (زیباچشم)
15. چاوره‌ش (سیه‌چشم)
16. چنور (نام گلی خوشبو)
17. چرو (غنچه‌)
18. چیمه‌ن (سبزه‌ و طبیعت)
19. چوپی (نوعی رقص کردی)
20. دیلان (نوعی رقص کردی)
21. دلنیا (دلگرم و مطمئن)
22. دلووان (مهربان)
23. دیانا (نام شهری در کردستان عراق)
24. دیمه‌ن (چشم‌انداز)
25. ئه‌سرین (اشک)
26. ئه‌ستێ
27. ئه‌ستیره‌ (ستاره)
28. ئه‌وین (مهر، عشق)
29. فرمیسک (اشک)
30. فینک (خنک و دلچسب)
31. گه‌لاویژ (ستاره شباهنگ)
32. گولاله‌ (لاله‌)
33. گزنگ (پرتو خورشید)
34. ژینو
35. ژیار
36. کالێ (دختر چشم آبی با گیسوان طلایی)
37. کانی (چشمه)
38. که‌ژال (آهو، گونه‌ای از واژه خه‌زال=غزال)
39. کویستان (کوهستان)
40. کوردستان (کردستان)
41. میدیا (سرزمین ماد)
42. مه‌هاباد (مهاباد)
43. نالین
44. ناسکی
45. ناسکول
46. نه‌شمیل (خرامان)
47. نه‌رمین (دلپذیر، مهربان)
48. نه‌خشین (آراسته‌، دارای نقش و نگار)
49. نیاز (دعا)
50. نیان (لطیف، دلپذیر)
51. نیشتمان (میهن)
52. په‌ریخان
53. پرشنگ (پرتو)
54. رازان
55. روژ (خورشید)
56. روژین (خوروَش)
57. روناک (روشنا)
58. ریژنه‌ (باران تند در هنگام آفتاب)
59. سازان
60. سه‌یران
61. سه‌ما (رقص، سماع)
62. سکالا
63. سروشت (طبیعت)
64. سروه‌ (نسیم)
65. ستران
66. سوزان
67. سوکار (نام کوهستانی در کردستان)
68. شیلان (نسترن)
69. شلیر (1. سوسن 2. لاله)
70. شوخان (شوخ و شنگ)
71. شنو (اشنویه)
72. شنه‌ (نسیم آرام و دلپذیر بهاری)
73. شه‌پول (موج، آبخیز)
74. شه‌مام
75. تانیا
76. ته‌لار
77. ته‌نیا (تنها)
78. تریفه‌ (نور مهتاب)
79. تیروژ (پرتو خورشید)
80. تارا (ستاره، اصل این واژههندی است که به متون قدیمی فارسی و کردی راه یافته)
81. ڤیان (عشق)
82. خه‌زال (غزال)
83. خه‌زیم
84. خوزگه‌ (آرزو، حسرت)
85. خوناو (باران آهسته و دلپذیر)‌
86. زه‌ینو (زینب)
87. زین (نام دختری در یکی از منظومه‌های عاشقانه‌ کردی، دگرگون‌شده زینب)
88. هانا
89. هاوین (تابستان)
90. هه‌لاله‌ (لاله)
91. هیرو (گل ختمی)

 گرد آورنده اسداله تعالی رودی